X
تبلیغات
ایران شناسی
همه چیز در مورد ایران
نژاد ايرانيان
ايران از نظر نـژادي به هيچ وجه يکدست و يکپارچه نيـست. موقعـيت ويژه جغـرافيايي کشورمان و قرارگرفتن آن در تـقاطع کشورهاي عرب، ترکيه و آسياي مرکزي و تغـيـير پـيوسته حدود و ثـغـور آن در ساليان دراز امپراطوري ايران باعـث شده است اقوام و نـژادهاي متـنوع و مخـتـلفي در چهار چوب ايران امروزي زندگي کنند. بدليل همين تـنوع جمعـيـتي و قرنها اختلاط نـژادي و مهاجرتهاست که اصولا تـفکيک حد و مرز جغـرافـيايي نـژادهاي ساکن در ايران امروز امري اگر نه محال، بسيار مشکل است. پارسي ها ( فارس ها ) بـيش از 65% از جمعـيت ايران از نـژاد فارس (پارس) هستـند. فارس ها از اعـقاب نـژاد ايلامي يا آريايي هستـند که در هزاره دوم پـيش از ميلاد در فلات مياني ساکن شدند و نام پارس ( پرشيا ) را براي ايران برگزيدند. قـشقـايي ها بـيشتر ايل قـشـقايي در استان فارس ساکن هستـند. بسياري از آنها هنوز بصورت سيار در فصول مخـتـلف سال از يـيلاق به قـشلا ق کوچ مي کنند. قـشقايي ها همچـون بسياري ديگر از اقليتهاي نـژادي، ترک تبار هستـند. اينان قومي دليرند که شکست دادن و تسليم کردنشان کاريست بسيار مشکل. کردها کردها در ناحيه گسترده اي در خاور ميانه پراکنده اند، از شرق ترکيه ( که 10 ميليون کرد در آن ساکنند ) گرفـته تا شمال شرقي عـراق و از قسمتهايي در مرز سوريه تا مناطق غرب و شمال غـرب کشور ايران. هر چند کردها با سابقه ترين و قـديميـترين نـژاد اين گسترده جغـرافيايي هستـند و دست کم از هزاره دوم ميلاد ساکن اين مناطق بوده اند، هيچگاه کشور و ملت واحدي نداشته اند. لرها لرها از نـژاد آريايي آميخـته با قوم کاشي يا کاسيت هستـند. در طول تاريخ گروه هايي از اعـراب و ترک ها نيز با لرها اختلاط نـژادي پـيدا کردند ولي در مجموع اصالت نـژادي آنها دست نخودره باقي مانده است. لرها که دو درصد جمعـيت کشورمان را تشکيل مي دهند، عمدتا در استانهاي لرستان و کرمانشاه ساکنند. عرب ها حدودا 4 درصد (دو و نيم ميليون نفر) جمعـيت ايران عـرب تبار هستـند که بـيشتر آنها در استان خوزستان و جزاير خليج فارس سکنا گزيده اند. به مردم عـرب ساکن نوار ساحلي جنوب، که مي توان بسياري از ويـژگيهاي فارس ها را در آنها ديد، بندري مي گويـند. لباس بلند سنتي مردان عـرب ثوب يا دشداشه و دستاري که بر سر مي گذارند " گتره " نام دارد. اکثر عـربهاي ايران هنوز به زبان عـربي تکلم مي کنند. ترکمن ها ترکمن ها که از نـژاد اقـوام ترک هستـند، دو درصد جمعـيت ايران را تـشکيل مي دهند. اين قوم اصولا در منطقه ترکمن صحرا ( جلگه واقع در شرق استان مازندران و شمال استان خراسان و در همسايگي جمهوري ترکمنستان ) زندگي مي کنند. آذري ها ترک هاي آذري بزرگترين اقليت نـژادي ايران و تشکيل دهنده 25 درصد کل جمعـيت ايرانند. هر چند عـمده ترکها در استانهاي آذربايجان شرقي، غربي و اردبـيـل زندگي مي کنند. شمار انـبوهي از آنان در ساير استانهاي کشور ساکنند. بخـتـياري ها مناطق دورافتاده استان چهار محال و بخـتـياري و خوزستان سکونتگاه اکثر مردم بخـتـياري است. ولي امروزه تعـداد بسيار زيادي از آنان در روستاها و شهرهاي ساکن شده اند بلوچ ها بلوچ ها، که نامشان در لغـت به معـناي آواره است، از معـدود نـژادهاي ايراني اند که عـمدتا شيوه زندگي نيمه باديه نشيـني خود را حفظ کرده اند. شايد الگوي آب و هوايي بسيار خشک مناطق مسکوني آنها باعـث تداوم اين شيوه زندگي شده باشد. بـيابانهاي وسيع و بسيار کم جمعـيت که منـتها اليه جنوب شرقي ايران و نواحي دور افتاده غرب پاکستان را در بر مي گيرد، سکونـتگاه طبـيـعـي بلوچهاست. بلوچها سوارکاران ماهر و چابکي هستـند و مسابقات شتردواني آنها بسيار مشهور است. ارامنه و يهوديان ارامنه و يهوديان در نقاط مخـتـلف شهري ايران زندگي مي کنند. شمار زيادي از ارامنه در تهران و اصفهان ساکنند و به داشتن مهارتهاي فني و شم تجاري شهره اند. يهوديان ايران قدمتي 2500 ساله دارند. ولي بعـد از 1357 تعـداد اندکي از آنان در ايران ماندگار شدند که عـمدتا در چهار شهر تهران، همدان، اصفهان و شيراز باقي مانده اند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 1:54  توسط مجتبی اختیاری   | 

در فهرست زیر، هرجا که دیدید، نام شرکت یا کارخانه ای آمده است، بدانید که در آن بنگاه اقتصادی، اشخاص زیادی کار می کنند و به واسطه تولید، چرخ اقتصاد خانواده شان می چرخد ؛ پس قابل احترام هستند.
عصرایران: خیلی ها موفقیت را داشتن موقعیت شغلی مناسب و برخورداری از رفاه کامل می دانند ، اگرچه بسیاری ثروتمند بودن را به عنوان نوعی ارزش، شاید شبیه به موفقیت نمی دانند، اما در بسیاری از کشورهای دنیا چنین است. از همین راهروی فکری هم هست، که ثروتمند ترین مردان و زنان دنیا، آنجا که سامانه مالیاتی درستی هم وجود دارد، با افتخار سر خود را بالا می گیرند و از ثروت مشروعی می گویند که البته قانونمد و شفاف به دست آمده است و کم نیستند لیست های ثروتمند ترین افراد یک کشور یا جهان که در نشریات مطرح می شوند.

در "ایران سال 1389 "اما ، موضوع مثل خیلی از مقولات دیگر متفاوت از دنیاست. در اینجا، پولدار بودن همان است که در «به کجا چنین شتابان؟» و «دارا و ندار» نشان داده می شود ؛ اگرچه این سریال محصول ماه های اخیر است، اما فیلمنامه آن در ذهن بسیاری از افراد جامعه ما از خیلی سال ها پیش نقش بسته است. سال هایی که گنج قارون ساخته شده بود.

بر اساس این تفکر است که: «اولا پولدار ها خبیث هستند و هیچ راهی به جز بالا کشیدن حق فقرا نداشتند تا پولدار شوند. ثانیا، پولدارها معمولا امراضی نظیر سرطان خون (خاص مرفهان بی درد) دارند و اگر این را هم نداشته باشند، حتما از حرص پول سکته می کنند. بچه هایشان هم که اگر ایدز نداشته باشند(که این ایدز هم سوغات یک سفری خارجی و بی بندوباری است) حتما معتاد و الکلی هستند.»

با این پاراگراف کوتاه، چه کسی حاضر می شود بگوید من ثروتمندترین ایرانی هستم؟ بهتر آنکه چیزی رو نشود. از طرف دیگر هم، خانواده 8 نفری که نان شب شان به زحمت در می آید، پای تلویزیون ال سی دی قسطی(وارد شده توسط یکی از آن ثروتمندان ایدزی) بنشینند ، وقتی که نوک پاهایشان به خاطر تنگی جا به هم می خورد، 500 تومان تخمه آفتابگردان بشکنند و به عاقبت ثروتمندان بدبخت نگاه کنند و خدا را هزار مرتبه شکر کنند که اگر پولدار نیستند و قسط خرید وسایل منزل و اجاره خانه و شهریه دانشگاه عقب افتاده و پول خرید گوشت ندارند و شیر یارانه ای گیرشان نمی آید و زیر کفششان هزار بار وصله شده، لااقل بچه هایشان ایدز ندارند، دست به قتل نمی زنند، از اعتیاد کمرشان نشکسته و...!

از بحث دور نشویم، به لطف سامانه های مالیاتی و مالی کشورمان ایران، دو دسته ثروتمند وجود دارند. دسته اول که همیشه هم بحث برانگیز بودند، رانتی هستند و زمین خوار و ... اینها را کسی نه می شناسد، نه دیده، نه حساب هایشان معلوم است. لااقل 5 سالی هم هست که اسمشان از نوک زبان، به بیان نرسیده و هنوز مردم منتظر شنیدن نامشان هستند و مدارک ثروت نامشروعشان.در ضمن وقتی نام شان از نوک زبان بزرگان به مقام بیان نرسیده، انتظار زیادی است که از قلم ما بچکد!

پس اجازه بدهید سراغ دسته دوم برویم، همان ها که ثروتمند هستند، اما شناخته شده اند و به خاطر شناخته شده بودنشان، مالیات می دهند. مالیاتی که کوچه های شهرمان را با آن اسفالت می کنند، صدا و سیمای مان را با آن می چرخانند و... برای پیدا کردنشان باید کمی بگردیم.

در فهرست زیر، هرجا که دیدید، نام شرکت یا کارخانه ای آمده است، بدانید که در آن بنگاه اقتصادی، اشخاص زیادی کار می کنند و به واسطه تولید، چرخ اقتصاد خانواده شان می چرخد ؛ پس قابل احترام هستند.

***
1- علاء ميرمحمدصادقي: الان 79 سال دارد و متولد اصفهان است. كسي كه همه او را به‌عنوان پدر گچ و سيمان كشور مي‌شناسند.

اولين صندوق قرض‌الحسنه انقلابي را 38 سال پيش در مسجد لرزاده تأسيس كرد.

او بنيانگذار سازمان اقتصاد اسلامي است كه روزي قرار بود بانك خصوصي بازاري‌ها باشد اما با تهديد به استعفاي 7 عضو كابينه دولت موقت، به محاق تعليق رفت تا سرانجام در دولت احمدي‌نژاد به بانك قرض‌الحسنه تبديل شد.

میرمحمد صادقی رئیس انجمن صنایع و معادن گچ کشور، رئیس خانه معدن کشور، بنیانگذار و رئیس هیات مدیره اتاق های مشترک این و کانادا، ایران و افغانستان، کمیته مشترک ایران و کره، شورای مشترک ایران و بحرین، و ایران و عربستان، اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان محصولات معدنی، عضو هیات مدیره شرکت کشتی سازی نوح، شرکت صنایع گچ خوزستان، شرکت صادراتی بنادر جنوب، شرکت پخش سیمان کشور و عضو هیات رئیسه اتاق تهران است.

2- سید حمید حسینی: حضور اشخاصی مثل صفایی فراهانی در مجلس ترحیم پدر وزیر ارشاد برای بسیاری سوال برانگیز بود.
پاسخ سوال را باید در فعالیت های اقتصادی برادر وزیر ارشاد جست، بالاخره برادر وزیر ارشاد با صفایی فراهانی همکار است.
52 ساله است و اهل رفسنجان. رئیس هیات مدیره گروه بین المللی مذاکرات و مدیر عامل شرکت پالایشگاه نفت سروش است.

3- محسن خليلي‌عراقي: مديرعامل شركت بزرگ بوتان. همین بوتان کافی است تا دامنه فعالیت های او مشخص شود.

رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بوتان است، رئیس هیات مدیره انجمن مدیران صنایع ایران، رئیس هیات مدیره کنفدراسیون صنعت ایران، دبیر کل کانون عالی کارفرمایان ایران، رئیس هیات مدیره شورای صنایع لوازم خانگی ایران، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارفرمایان توزیع کننده گاز مایع ایران است. عراقی متولد 1308 در تهران است.

4- شاهرخ ظهيري: حتما لااقل یکبار سس های او را تجربه کردید، به او سلطان سس هم می گویند ؛ پيشگام صنايع غذايي در كشور و بنيانگذار كارخانه‌هاي مهرام است.

علاوه بر این، ظهیری 80 ساله عنوان های دیگری نظیر: نایب رئیس اتاق های مشترک ایران و روسیه، ایران و استرالیا، ایران و ارمنستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، عضو هیات رئیسه اتاق ایران و کانادا، رئیس کمیسیون کشاورزی در صنایع و بسته بندی اتاق ایران، عضو هیات رئیسه انجمن مدیران، نایب رئیس کنفدراسیون صنایع غذایی ایران را نیز در کارنامه دارد.

سلطان سس ایران ، متولد تهران است.

5- مهدي جارياني: هربار که حمام بروید یا دست هایتان را بشویید، شاید به یاد جاریانی بیفتید. جاریانی متولد تهران است و 62 سال سن دارد. جاریانی مدیر عاملی شرکت های: پاکسان، انتباه، تولی پرس، پخش عظیم، کالا مصرفی، تولید مواد اولیه داروپخش(تماد) را در کارنامه دارد.

6- علينقي خاموشي: متولد تهران است، اما چه کسی نمیداند که او اصالتا مشهدی است؟

بالاخره دوران زیادی را به صندلی ریاست اتاق های بازرگانی تکیه زده و از سابقه دار هاست.

به کت و شلوار عادیش نگاه کنید و با خودتان فکر کنید که در روزگاری نه چندان دور، هر مردی در شب دامادیش یکی از محصولات آقای مدیر را به تن می کرد.
درست متوجه شدید، خاموشی 71 ساله، این عنوان ها را در کارنامه دارد(به جهت فزونی تعداد شرکت هایی که به واسطه ریاستش در بنیاد در آنها نیز نفوذ داشته است از ذکر بسیاری از آنها در اینجا خودداری شده است): رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری ایران، رئیس هیات مدیره شرکت های: ریسندگی و بافندگی مطهری و پوشاک جامعه، مدیر کل شرکت های: ریسندگی و بافندگی مقدم و تیم، مدیر تولید نساجی ممتاز، عضو شورای عالی پول و اعتبار و رئیس بنیاد مستضعفان.

7- اسداله عسگراولادي: همین یکی –دو هفته قبل، جوابیه معترضانه ای را به یکی از روزنامه های کثیر الانتشار فرستاده بود، از آنها گله کرده بود که چرا از وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده اند.

عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه می دهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم!

این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!
از اعضاي بنام مؤتلفه، رئيس اتاق مشترك ايران و چين، دارنده شركت بزرگ «حساس» كه در عرصه صادرات خشكبار و به خصوص پسته ايران در سطح جهان صاحب نام است. چند هفته قبل هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانک ها را نخریده ، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است.

8- فاطمه مقیمی: اهل رشت است. به روسری و مزدای صورتی رنگش نگاه نکنید، راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به دست خانم رئیس دوخته شده است.

موسس و مدیر عامل شرکت حمل و نقل بین الملل است و در کارگروه های مرتبط با موضوع حمل و نقل همکاری های زیادی دارد.

داستان زندگیش هم خالی از لطف نیست. مقیمی قرار بوده مترجم یا معلم زبان باشد. ماجرا از جایی شروع شده که مترجم یک شرکت حمل و نقل بین المللی شده است و بعد وقتی صحبت های روسایش را ترجمه می کرده، فکر کرده که چرا خودش مدیر نشود. همین می شود که یک شرکت راه می اندازد و باقی ماجرا!

9- محمد مهدی رئیس زاده: مشهدی 52 ساله انگار برای مدیریت در این دنیا حاضر شده: عضو هیات مدیره و مدیر عامل گروه صنایع سیمان کرمان، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت تسهیلات بازرگانی صنعتی، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بازرگانی صنایع ملی ایران، رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری سیمان کرمان، عضو هیات مدیره شرکت سیمان ممتازان، عضو هیات مدیره گروه تولیدی لاستیک بارز، نایب رئیس هیات مدیره شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران و... .

10- احمد اميراحمدي: 71 ساله است، اما خیلی جوان مانده، به گوش های شکسته و پف کرده اش که نگاه کنید ظاهرا رمز جوانیش را دریافتید، کشتی گیر با سابقه ای است. البته کیست که نداند کار و پول خوب هم آدمی را جوان نگه میدارد! كشتي‌گير قديمي با گوش‌هاي شكسته كه به‌عنوان پدر سرب و روي كشور شناخته مي‌شود اهل تهران است.
علاوه بر سرب و روی، در صنعت شیشه و بلور هم کم فعالیت نکرده است. عناوینی چون: رئیس انجمن صنفی کارفرمایان صنعت شیشه و بلور استان تهران، و شرکت تعاونی تولید کنندگان شیشه و بلور و انجمن تخصصی صنایع همگن شیشه وبلور تهران، نایب رئیس خانه صنعت و معدن تهران و... را هم یدک می کشد.

11- تقي بهرامي نوشهر: فکر نکنید چون شهرتش به نوشهر ختم می شود شمالی ست. دو کلمه که حرف بزنید متوجه لهجه دلنشین اذریش خواهید شد.
متولد 1324 در اردبیل است. اگر سر و کارتان به بازار آهن و ... خورده، احتمالا میخواهید بدانید چه کسی فی این بازار را مشخص می کند. با پدر خوانده فولاد كشور آشنا شوید! مؤسس چندين شركت بزرگ فولاد و فعال اين صنعت است.
او موسس شرکت های گرو.ه صنعتی نورد نوشهر، ذوب آهن اردبیل و سبلان و سهند، کارخانه قطعه سازی دینام و استارت اردبیل، سیمان خلخال، کاغذ سازی اترک اصفهان، رئیس انجمن فولاد کشور، دبیر کل خانه صنعت و معدن، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی لنگر است.

12- محمد صدر هاشمي‌نژاد: از مؤسسان اولين بانك خصوصي كشور و رئيس هيأت‌مديره همان بانك، مدیر عامل شركت توانمند ساختماني استراتوس، كسي نمي‌داند او چقدر ثروت دارد، اما در زمينه ساختمان‌سازي و بازرگاني از بزرگان به شمار مي‌رود. صدر هاشمی متولد 1329 در شهر کرمان است.

13- پدرام سلطاني: شخصي كه با وجود جوان بودن به‌عنوان يكي از بزرگان بخش خصوصي پتروشيمي معروف است.

41 سال سن دارد و متولد زاهدان است. رئیس هیات مدیره گروه شرکت های پرسال، عضو هیات مدیره و دبیر کل اتحادیه صادر کنندگان فرآرده های نفت، گاز و پتروشیمی ایران، موسس، عضو هیات مدیره و مدیر عامل صندوق توسعه صادرات فرآرده های نفتی ایران است.

14- علی شمس اردكاني: مديرعامل يك شركت بزرگ خودروسازي و از فعالين بنام صنعت خودروسازي خصوصي در كشور. سوابق اجرای شمس اردکانی کم نیست که بتوان در چند خط تمام آنها را گفت. رئیس مجمع ایران برای فردا، مشاور وزارت نفت، عضو هیات مدیره بانک مسکن در امور بازرگانی و مالی در اردن، رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرمایه گذاری و تبدیل گاز به مایع نارکنگان، رئیس اجرایی هیات مدیره شرکت های آسیای آرام و صنایع خودرو کویر و گروه بین المللی ساروج بوشهر، دبیر کل اتاق بازرگانی ایران، عضو بنیانگذار منطقه آزاد قشم و.... شمس اردکانی متولد 1322 در اصفهان است.

15- عباسعلي قصاعي: از بازماندگان خاندان بزرگ سرمايه‌دار قصاعي و از بزرگ‌ترين فعالان صنعت چيني در كشور است. به سال1326 در نطنز به دنیا آمده و تا امروز نامش را با چینی و بلور در ذهن بازار ثبت کرده است. قصاعی 63 ساله مدیر شرکت های صنایع چینی قصایی، چینی زرین ایران، چینی یاسمن، صنایع بسته بندی زرین بان و رئیس انجمن صنایع چینی ایران است.

16- محسن بهرامي ارض اقدس: بیشتر سمت های دولتی داشته مثل معاونت وزیر بازرگانی و مشاور وزارت نفت داشته است، اما این باعث نمی شود که ارض اقدس مشهدی چیزی از سایرین کم داشته باشد، چراکه در حال حاضر او مدیرعامل و عضو هیات مدیره ده ها شرکت صنعتی بزرگ است. ارض اقدس 54 ساله است.

17- احمد پورفلاح: از اقتصادی های خوش تیپ «خیر» به شمار می رود. متولد کرج است و حالا 65 ساله شده. مديرعامل شركت بزرگ تأسيساتي سكو ايران است علاوه بر این عناوینی چون: قائم مقام رئیس هیات مدیره اتاق ایران و ایتالیا، نایب رئیس اتاق ایران و استرالیا، عضو شورای مرکزی ICC، عضو هیات امنای موسسه خیریه محک و... را نیز یدک می کشد.

18- مسعود دانشمند: 61 سال دارد و اهل زاهدان است. دارنده يك شركت بزرگ حمل و نقل دريايي است. اما شاید دوستی اش( با وجود کراواتی که همیشه به گردن دارد) با علینقی خاموشی هم جزو عناوینش باید ذکر شود. البته از دور دستی هم بر آتش هتلداری یا چیزی شبیه گردشگری و سفر و... دارد!

19- هوشنگ ادهمی: همشهری روسای اتاق های ایران و تهران است، یک زنجانی 58 ساله. عناوینی چون: مدیر عامل شرکت مبنای خاورمیانه(اکنون)، مدیرعامل سیمان فارس خوزستان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه معادن روی، مدیر گروه سیمان سازمان صنایع ملی ایران را در کارنامه اش دارد.

20- اکبر برادر هریسچیان: تبریزی 70 ساله است. فرش تبریز را چه کسی نمی شناسد؟ در اطراف تبریز هم منطقه ای وجود دارد به نام هریس، شاید نام فامیلش را از آن منطقه اخذ کرده باشد که اتفاقا اگر در ایران فرش تبریز مشهور است، در تبریز هم فرش هریس. او هم در این هنر-فن صاحب نام است.
هریسچیان مدیر عامل و رئیس اتحادیه صادر کنندگان فرش ایران است.

21- محمدرضا بهرامند: تهرانی 61 ساله، بی مقدمه بگذارید برخی از سمت هایش را مرور کنیم: عضو هیات مدیره شرکت های: تولید و فراوری مواد معدنی ایران، گدارسنگ، سنگاب همدان، معدنی پیرتاک، فراسنگ محلات، منطقه ای، معادن آذربایجان، فصلنامه سنگ، اروم کانسار، مدیر عامل و عضو هیات مدیره: فرامز تهران، مجتمع معادن نی ریز، سنگاب آذرشهر، معدنی ایران سنگ، مدیر مسئول مجله سنگ و معدن، عضو کمیته ملی برگزاری بیستمین کنگره جهانی معدن، مشاور وزیر معادن و فلزات در ستاد سیاست گذاری توسعه صادرات سنگ کشور- نایب رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و... .

22- مهدی پورقاضی: دوباره نوبت به اصفهانی ها رسید، اینبار یک اصفهانی 53 ساله. با عناوینی مثل: مدیر عامل شرکت نیرومند پلیمر و شرکت فرافن گاز تهران.

او در صنعتی فعال است که مردم کوچه و بازار به آن می گویند پلاستیک.

23- احمد ترک نژاد: درست 50 ساله است. متولد الشتر . ترک نژاد از جهادگران سال های قبل بوده و از اقتصادیان امروز! نام بانک خصوصی در کشورمان با پارسیان گره خورده، عناوینی مثل: مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری بانک پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت تجاری بین المللی راهبرد پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه سیستم های حمل و نقل راه ابریشم، نایب رئیس هیات مدیره شرکت پارسیان اینترنشنال، عضو هیات مدیره شرکت گشترش هتل های لوتوس پارسیان را در کارنامه دارد.

24- محمدرضاجابر انصاری: 61 ساله، اهل تهران، ایجاد یا مشارکت در تاسیس شرکت های: دژ پاد، صنایع فلزی سبک، گروه صنعتی سپاهان، آهن و فولاد اصفهان، ساخته های فلزی اصفهانیان، سرمایه گذاری صنایع ایران، سرمایه گذاری ساختمانی سخت آژند، زراعی محمدآباد، آجر ماشینی سه ام، بار آهن سپاهان، آژند سازه اسکان و مهر آژند، انبوه سازان اسکان، عضو موسس شرکت های عام و تشکل های صنفی موسسه اعتباری کارآفرینان، بانک کارآفرینان، فروسیلیس ایران، بیمه کارآفرین، اتحادیه صنایع فلزی سبک و... را یدک می کشد.

25- غلامرضا حمیدی انارکی: بالاخره نوبت به سمنان هم رسید، 66 ساله است و عناوینی مثل: رئیس کارگاه شرکت پارادیس، عضو هیات مدیره شرکت سرب و روی، مدیر عامل شرکت های: باریت ایران، ایران کان آرا، تولید و فراوری مواد معدنی ایران، معدنی آهن آجین، فولاد زاگرس، مواد نسوز بیرجند، مدیرعهامل تهیه و تولید مواد نسوز کشور-رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و... را یدک می کشد.

26- محمدرضا حیدری: درست 60 ساله شده است، کردی از خطه کرمانشاه، رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت سیمان فارس و خوزستان و 50عضویت در هیات مدیره بیش از 50 شرکت بزرگ بورسی را در کارنامه دارد.

27- مسعود خوانساری: بازهم یک اصفهانی، 56 ساله است و موسس و مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری آتی سامان .

28- جمشید عدالتیان شهریاری: 55 ساله و اهل تهران، بسیار خوشتیپ و البته مدیر، تحصیلاتش را در آلمان ادامه داده و مدیر عامل شرکت کمپاس ایران و سرپرست منطقه 7 کمپاس بین الملل، رئیس هیات مدیره شرکت صنایع فراورده های غذایی پدیده دیناوند است.

29- فرهاد فزونی: تهرانی 63 ساله مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرزمین سبز است.

30- توفیق مجد پور: تبریزی 60 ساله، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی فرادریا و شرکت برادران مجدپور است.

... و البته میلیاردرهای ایران به همین فهرست ختم نمی شوند.
منبع فردا نیوز
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 1:50  توسط مجتبی اختیاری   | 

8 ثروتمند داخل ایران (عکس)

غول گردشگری ایران: حسین ثابت


حسین ثابت بکتاش متولد ۱۳۱۳ در مشهد است. از عناوین او، کارآفرین ثروتمند ایرانی، دلال فرش، و صاحب گروه هتل‌های ثابت را گفته‌اند.

ثابت تا پنج سال قبل در جزایر قناری ۵ هتل (۵ هزار تخت) داشته و در ایران نیز هتل بزرگ داریوش را به سبک تخت جمشید در کیش ساخته است...

وی، غیر از این هتل، چهار هتل دیگر نیز در کیش دارد و شرکت تجارت بین‌المللی ثابت و مجموعه پارک دلفین‌های کیش (دلفیناریوم و باغ پرندگان با مساحت بیش از ۶۵ هکتار) متعلق به اوست.

او کلنگ سرمایه گذاری هتل ۷ ستاره کوروش را نیز در جزیره کیش بر زمین زده که سیستم‌های آن با انرژی خورشیدی کار می‌کند (به عنوان نخستین هتل سبز ایران) و ۵۰۰ اتاق خواهد داشت.

سوئیت‌های هتل داریوش او در زمان‌های عادی سال هر شب ۴۰۰ هزار تومان و در ایام عید نوروز و… تا ۷۰۰ – ۸۰۰ هزار تومان هر شب اجاره داده می‌شود.

حسین ثابت چند هتل نیز در جزایر قناری اسپانیا تاسیس کرده و هم‌اکنون نیز بزرگترین شرکت هتل‌داری اسپانیا را صاحب است و خود او نیز در یکی از دو جزیره اختصاصی خود در اسپانیا زندگی می‌کند.

در خرداد ۸۷ رئیس سازمان میراث فرهنگی از فروش هتل‌های لاله تهران، یزد و سرعین با قیمتی معادل ۱۲۰۰ میلیارد ریال خبر داد. اسفندیار رحیم مشایی در مورد خریدار این خرید بزرگ گفته بود: «خریدار این هتل‌ها یکی از سهامداران این مجموعه است که دارای سوابق درخشان و موثری در صنعت گردشگری و هتل داری در داخل و خارج از کشور است.» این خریدار همان ثابت بود.


غول فولادی: محمد جابریان


محمد جابریان مدیرعامل مجتمع فولاد آرین سهند خریدار بلوک فولاد خوزستان بود که حتی افزایش ۸۷ درصدی قیمت عرضه نسبت به قیمت پایه نیز او را از دور رقابت خارج نکرد و سرانجام با اضافه کردن یک ریال سهامدار عمده فولاد خوزستان شد. او به همراه شش برادرش حدود سه دهه است که در بازار فولاد فعالیت می‌کنند. ارزش سهامی که تنها در این معامله خرید ۱۳۶۰ میلیارد تومان بود که حتما تمام ثروت این مرد نبوده است.

جابریان که «بچه کف بازار» است، درحال حاضر یک کارخانه فولاد دارد ودربازار آهن تهران یکی از سرشناس‌ترین‌هاست. یک نفر جدی یا شوخی گفته بود حاضر است سرقفلی موبایل جابریان را ۱۰۰میلیون تومان بخرد. فکرش رابکنید او با این خط موبایل چه می‌کند.


غول بازار پول: محمد صدر هاشمی‌نژاد


از مؤسسان اولین بانک خصوصی کشور و رئیس هیأت مدیره بانک اقتصاد نوین، مدیر عامل شرکت توانمند ساختمانی استراتوس، کسی نمی‌داند او چقدر ثروت دارد، اما در زمینه ساختمان‌سازی و بازرگانی از بزرگان به شمار می‌رود.
محمد صدر هاشمی‌نژاد سال گذشته در یکی از نشست‌های هیات نمایندگان اتاق تهران، زمانی که فرهاد فزونی یکی از اعضای هیأت نمایندگان این اتاق با حرارت به انتشار نامش در فهرست ۳۰میلیاردر اعتراض می‌کرد، اعضای هیات نمایندگان را خطاب قرارداد و گفت: «بیش از این گزارش مواظب جریانی باشید که چندین قرن است در ایران ریشه دارد و مدام چنگ می‌زند، ربطی هم به این دولت و دولتهای قبل ندارد.»

غول صادرات: اسدالله عسگر اولادی


اسدالله عسگر اولادی، رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین است و وضعیت واردات ایران از چین هم معلوم است.

وی از یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار گله کرده بود که چرا از او با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده‌اند. عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد.

براساس روایتی معتبر و مستند پیرمرد خوش‌قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین‌المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان‌نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: «جناب رئیس (آل اسحاق) اگر اجازه می‌دهید، بنده به عنوان یک کاسب جزء همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم.»

از اعضای به نام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. تابستان سال گذشته هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانکها را نخریده، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است. چندین سال قبل، مجله آمریکایی فوربس که یک نشریه معتبر اقتصادی و مالی است و همواره وضع مالی شرکتهای بزرگ و افراد ثروتمند جهان را دنبال و در باره آنها گزارش تهیه می‌کند دارایی‌های او را به تخمین یکی از بانکداران ایرانی چهارصد میلیون دلار برآورد کرده بود. والبته فراموش نباید کرد که در یکی از همایشهای صادراتی، یک نفر گفت آقای عسگراولادی ۱۳۰میلیون صادرات دارد که او تکذیب کرد وگفت: «به ۱۰۰میلیون دلار نمی‌رسد.»


غول تکنولوژی: علاءالدین


امکان ندارد موبایل داشته باشید و نام علاءالدین را نشنیده باشید. صاحب پاساژ علاءالدین مردی است به همین نام. همان پاساژ سرخ رنگ حافظ – جمهوری که در کنار ساختمان سازمان بورس واقع شده است.

سرمایه حاجی علاءالدین مشخص نیست. این مرد همیشه در اتاقی کوچکی می‌نشیند که در طبقه همکف پاساژ قرار گرفته است. ظاهر مغازه چیز خاصی ندارد و رنگ و رو رفته هم هست، اما از پله‌های آهنی باریک انتهای مغازه که بالا بروید، حاجی، بزرگ بازار موبایل جمهوری، آنجا نشسته. سرمایه‌دار بازار موبایل جمهوری در دفتری با سقفى کوتاه، عرضى کم و طولى حدود ۲ تا ۲.۵ متر می‌نشیند.


غول ورزش: حسین هدایتی


محمدرضا هدایتی ۴۵ ساله و متولد تهران از محله دولاب است. مالک صنایع استیل آذین، مالک کارخانه‌های فولادسازی و ورق، دارنده بزرگترین شرکت پرورش میگوی ایران، برج‌ساز در دبی و دارای ملک و املاک در حاشیه خلیج فارس، مالک زمین‌های کشاورزی، سهامدار بازار مبل ایران، رئیس شرکتهای تجاری در ایران و خاورمیانه و چندین و چند فعالیت تجاری دیگر، عناوینی است که به حسین هدایتی نسبت می‌دهند.

خودش می‌گوید: «۲۲ سال است در کارخانه داری، کشاورزی و ساختمان سازی فعالیت می‌کنم. یک بچه مسلمانم که وجوهات خود را می‌پردازم و یک ریال هم بدهی بیمه‌ای و مالیاتی ندارم.»

عابر بانک پرسپولیسی‌ها (لقب هدایتی) حاضر است ۲۰ میلیارد تومان برای تصاحب این تیم و پر طرفدار بدهد، اما هنوز بحث خصوصی سازی در ورزش ما آنچنان جدی نشده که کسی به پیشنهاد اغوا کننده حسین هدایتی توجه کند.


غول بازار مبل: علی انصاری


محله و خانه قدیمی‌اش در مهرآباد جنوبی، ۲۰ متری زاهدی (شمشیری فعلی) و دقیقاً روبه روی مسجد امام جعفر صادق بود اما حالا دیگر آنجا نیست و در شمال شهر تهران باید سراغش را گرفت.

می‌گویند بخش کوچکی از اموال و دارایی‌های علی انصاری، بخش زیادی از زمین‌های یافت آباد است که الان بازار مبل ایران در آن بنا شده است. علی انصاری، اگرچه رئیس گروه سرمایه‌گذاری تات است و رئیس اتحادیه مبل سازان تهران، اما برای چهره شدن، ورود به عرصه فوتبال را انتخاب کرد. علی انصاری رئیس فدراسیون دوچرخه سواری است، اما با حضور در هیات مدیره باشگاه استقلال تبدیل به چهره خبرساز شد و حالا او را با حسین هدایتی مالک باشگاه استیل آذین، مقایسه می‌کنند. مشکلات مالی استقلال تاحدودی به دست انصاری حل و فصل شد.


غول نوکیا: احمد ابریشم چی


احمد ابریشم چی، متولد سال ۱۳۱۷ قم از کسانی است که در واردات تلفن همراه و وسایل جانبی و دستگاههای مخابراتی یکی از چهرههای شاخص در ایران به شمار میرود. همه نام او را در کنار ایراتل، نوکیا میشناسند. روزنامه اعتماد ملی از او با عنوان پدرخوانده نوکیا در ایران یاد کرده بود. همان «الف.الف» که در تابستان داغ سال ۸۸ و همزمان با حاشیه‌های انتخابات، گزارشی در روزنامه اعتماد ملی درباره وی منتشر شد و در روزنامه کیهان هم چند باری به وی حمله شد.

ابریشمچی در امور خیریه هم فعالیت‌هایی داشته است. از آن جمله می‌توان به پذیرایی از مهمانان در تمام طول سال در ویلاها و مهمانسراها در شمال و مشهد، اشاره کرد. همان چیزی که یکبار مورد نقد و حمله شدید روزنامه کیهان نسبت به او شد.

کیهان معتقد بود میهمانان خاصی به ویلاهای او سر می‌زنند، از جمله برخی مقامات. در هفته اول اسفندماه سال ۸۵، و در جریان فرار شهرام جزایری، حسین شریعتمداری در یادداشتی به بررسی احتمال دست داشتن برخی از افراد در فرار شهرام جزایری می‌پردازد که به دلایلی از سوی برخی از افراد حمایت می‌شدند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 1:41  توسط مجتبی اختیاری   | 

جوانان ایرانی ، خطرنا‌ک‌ترین الگوی مصرف الکل در دنیا را دارند

الگوی مصرف الکل جوانان ایرانی، خطرنا‌ک‌ترین الگوی مصرف دنیا
فروش بدون نسخه الکل سفید در داروخانه‌های کشور ممنوع است، مدتهاست که چنین اقدامی ممنوع است اما همچنان الگوی مصرف الکل در میان جوانان ایرانی خطرنا‌ک‌ترین الگوی مصرف دنیاست.

نتایج یک تحقیق در میان ۷۵ دانش آموز نشان می‌دهد که ۳/۵۶ درصد از نوجوانان و جوانان زیر ۲۴ سال مواد مخدر مصرف می‌کنند و سن مشروب‌خواری به ۱۵ و ۱۶ سال کاهش یافته است.

به گفته فرمانده ناجا، فاصله تولید تا مصرف مشروبات الکلی تنها ۱۰ روز است. مطابق آمار رسمی در سال ۸۵ میزان مشروبات کشف شده پنج میلیون لیتر بوده است که به گفته سردار احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، مبارزه در این بخش بیش از ۲۰ درصد پیشرفت داشته است.
اما باوجود همه این اخبار کشف و معدوم کردن مشروبات الکلی، معاون پژوهشی مرکز تحقیقات علوم رفتاری و وابستگی به مواد مخدر معتقد است که پایه شروع مصرف الکل (غلظت الکل مصرفی) در جوانان ایرانی بالاست، به طوری که این میزان غلظت الکل مصرفی در اروپا ۳ و در کشور ماه ۴۰ درصد است.
این در حالی است که دکتر مهرداد افتخار، روان‌پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی معتقد است که برخلاف تصور عموم، ترک اعتیاد به الکل سخت‌تر از ترک اعتیاد به مواد افیونی است زیرا ترک مواد افیونی در نفس خود کشنده نیست اما ترک الکل می‌تواند تهدید کننده حیات باشد.
وی می‌گوید: «ترک الکلی که به میزان زیاد و برای طولانی مدت مصرف شده باشد، می‌تواند لرزش بدن، هذیان و توهم‌، تشنج و تیرگی شعور ایجاد کند. ضمن اینکه مصرف الکل عوارضی همچون نارسایی و سیروز کبدی، افزایش احتمال انواع سرطان‌ها، کمبود ویتامین‌ تیامین و عوارض گوارشی در پی دارد.»
ماجرای الکل اگر چه چند وقتی بیش نیست که به آن پرداخته می‌شود، ریشه‌دارتر از آن است که بتوان به راحتی از کنار آن گذاشت. نبود آمار رسمی در خصوص تعداد مصرف‌کنندگان دایم و غیردایم، نبود آماری از میزان الکل‌های دست‌ساز خانگی که خطرهای به مراتب بیشتری دارد و کمبود آگاهی درباره مصرف الکل باورهای غلط درباره اعتیاد‌آور نبودن آن، از جمله مواردی است که لزوم توجه جدی‌تر به این مساله را گوشزد می‌کند.
شنیدن خبرهایی همچون بیمه بودن بار مشروبات خوشحال نمی‌کند. افزایش آمار مسمومیت‌های ناشی از الکل سفید یا الکل طبی هیچ‌کس را خوشحال نمی‌کند.

دکتر حسن انصاری، جامعه‌شناس وعضو هیات علمی دانشگاه می‌گوید: «اگر آمارها نشان می‌دهد که جوانان ما به طور غیرطبیعی و خیلی زیاد مشروب مصرف می‌کنند باید بدانیم اشکال از جامعه‌مان است و باید دنبال ایرادهایش بگردیم و آنها را برطرف کنیم.» برطرف کردن ایرادها تنها به برخورد با محموله‌های قاچاق ختم نمی‌شود.

لزوم برخوردهای جدی‌تر و ارایه راهکارهای مناسب برای ایمن‌سازی اجتماعی هر روز بیشتر از پیش احساس می‌شود.
*توضیح:

آمار ۳/۵۶ درصد از نوجوانان و جوانان زیر ۲۴ سال مواد مخدر مصرف می‌کنند مربوط به خبری است که خبرگزاری ایسنا آن را در تاریخ ۰۷/۰۹/۱۳۸۶ به نقل از معاون پژوهشی مرکز تحقیقات علوم رفتاری و وابستگی به مواد مخدر آن را منتشر کرده است.ژ

منبع سایت پزشکان ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 1:30  توسط مجتبی اختیاری   | 

آمار مصرف سیگار در ایران

جامعه > سلامت  - بر اساس آخرین آمار وزارت بهداشت، 09/11 درصد جمعیت 15 تا 64 سال شامل 13/21 درصد مردان و 81/0 درصد زنان به طور روزانه مصرف کننده مواد دخانی در کشور هستند.

به گزارش مهر ، دبیر خانه ستاد کشوری کنترل و مبارزه ملی با دخانیات وزارت بهداشت اعلام کرد: استعمال دخانیات از عوامل اصلی مرگ در جهان بوده و میزان مرگ سالانه براثر مصرف مواد دخانی تا سال 2030 به 8 میلیون نفر می‌رسد.

در حال حاضر 3/1 میلیارد نفر از جمعیت جهان سیگاری هستند که 84 درصد آنها در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند.

بنابراین گزارش در کشورهای در حال توسعه 4/3 درصد افزایش مصرف سالانه مواد دخانی دیده می‌شود و استعمال سالانه این مواد کشنده باعث مرگ 4/5 میلیون نفر انسان در سال بر اثر سرطان ریه، بیماری‌های قلبی و دیگر بیماری‌ها می‌شود، که انتظار می‌رود این رقم تا سال 2030 به بیش از 8 میلیون نفر در سال برسد.
 
این گزارش حاکی است بیش از 80 درصد مرگ و میرهای ناشی از مصرف مواد دخانی در کشورهای در حال توسعه رخ می‌دهد و همه‌ گیری استعمال دخانیات در کشورهایی با رشد اقتصادی کمتر بیشتر مشاهده می‌شود.
 
این گزارش می‌افزاید: در ایران سالانه بیش از 60 میلیارد نخ سیگار دود می‌شود که این میزان رقمی بیش از هزار و 700 میلیارد تومان را در بر می‌گیرد.
 
بر اساس آخرین آمار مربوط به بررسی عوامل خطر بیماریهای غیرواگیر که در سال 1387 منتشر شده است 09/11 درصد جمعیت 15 تا 64 سال شامل 13/21 درصد مردان و 81/0 درصد زنان به طور روزانه مصرف کننده مواد دخانی در کشور هستند.
 
این گزارش در پایان تاکید می‌کند 10 میلیون ایرانی سالانه هزار و 100 میلیارد تومان سیگار دود می‌کنند که منجر به قربانی شدن 60 هزار ایرانی در سال می‌شود.

منبع< خبر آنلاین

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 1:27  توسط مجتبی اختیاری   | 

ایران چندمین کشور صنعتی جهان است؟

واحد اطلاعات اکونومیست اعلام کرد ایران با ۲۳ میلیارد دلار تولیدات صنعتی در جایگاه ۳۹ جهان از نظر صنعتی بودن قرار گرفته است.

به گزارش  واحد اطلاعات اکونومیست، امریکا با ۱۷۳۸ میلیارد دلار تولیدات صنعتی به عنوان صنعتی ترین کشور جهان شناخته می شود. فاصله این کشور با کشور بعدی خود بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار است. 

ژاپن با تولید ۹۵۲ میلیارد دلار تولید کالاهای صنعتی در رتبه دوم و چین با رقم ۷۶۰ میلیارد دلاری در رتبه سوم قرار گرفته اند. 

بر اساس این گزارش حجم تولیدات صنعتی ایران نیز بالغ بر ۲۳ میلیارد دلار اعلام شده که بدین ترتیب این کشور در رتبه ۳۹ جهان از نظر صنعتی بودن قرار گرفته است. 
رومانی با تولیدات صنعتی ۲۴ میلیارد دلاری در رتبه ۳۸ و قبل از ایران قرار گرفته و فیلیپین با تولیدات صنعتی ۲۲٫۹ میلیارد دلاری در رتبه ۴۰ و پایین تر از ایران قرار گرفته است. 

آلمان با ۶۴۳ میلیارد دلار در رتبه چهارم،‌انگلیس با ۳۳۰ میلیارد دلار در رتبه پنجم،‌ایتالیا با ۳۱۷ میلیارد دلار در رتبه ششم،‌فرانسه با ۲۷۶ میلیارد دلار در رتبه هفتم،‌کره جنوبی با ۲۲۱ میلیارد دلار در رتبه هشتم،‌اسپانیا با ۱۸۰ میلیارد دلار در رتبه نهم و مکزیک با ۱۳۸ میلیارد دلار در رتبه دهم جای گرفته اند.

میزان تولیدات صنعتی و رتبه برخی دیگر از کشورها نیز عبارت است از: روسیه ۱۳۷ میلیارد دلار و رتبه ۱۱،‌هند ۱۲۹ میلیارد دلار و رتبه ۱۲،‌ اندونزی ۸۰ میلیارد دلار و رتبه ۱۵،‌ ترکیه ۵۱ میلیارد دلار و رتبه ۲۴،‌مالزی ۴۰ میلیارد دلار و رتبه ۲۸،‌نروژ ۳۳ میلیارد دلار و رتبه ۳۰ و یونان ۲۵ میلیارد دلار و رتبه ۳۷٫

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 1:20  توسط مجتبی اختیاری   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 1:17  توسط مجتبی اختیاری   | 

ایدز بلای وحشتناک قرن 21
 هر ساله بيش از 5 ميليون نفر كه نيمي از آنان جوانان 15 تا 24 ساله هستند به ويروس ايدز آلوده مي‌شوند. به نحوي كه تنها در سال 2006 ميلادي 9/4 ميليون نفر به اين ويروس آلوده شدند كه از اين تعداد 700 هزار نفر كودكان زير پنج سال بوده‌اند در همين سال هم 1/3 ميليون نفر در جهان از اين بيماري فوت كردند.

به گزارش سرويس بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در سالهاي اخير در بسياري از كشورها، ايدز وضعيت فقر را بدتر و رشد اقتصادي را متوقف كرده و با انگ و تبعيض در مورد مبتلايان، نقض حقوق انساني را گسترش داده است، بسياري از موارد دستاوردهاي توسعه‌اي را كم رنگ كرده و حتي امنيت ملي و حيات سياسي را به مخاطره انداخته است.
پيش بيني مي‌شود كه در پنج سال آينده ايدز بيشترين عامل مرگ و مير در دنيا بوده و اين در شرايطي است كه بيشترين مبتلايان اصلي ويروس، سرمايه‌هاي اصلي كشور، جوانان و نوجوانان هستند.
طبق آخرين آمار رسمي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي ايران، تاكنون 15 هزار و 587 ايراني به
HIV و ايدز مبتلا شدند كه 3/7 درصد از راه آميزشي بوده است.
دكتر بهنام فرهودي در خصوص سير بيماري ايدز در كشور، به خبرنگار
بهداشت و درمان ايسنا گفت: ‌موج نخست ايدز از طريق دريافت خون و فرآورده‌هاي خوني آلوده، مشخصا فاكتور 8 آلوده، آغاز شد. مداخله سريع و به موقع و اصلاح سيستم خونگيري و كنترل فاكتورهاي وارداتي سبب شد كه اپيدمي نخست ايدز در كشور مهار شود.
عضو كميته كشوري كاهش آسيب، در ادامه از پديده اعتياد به عنوان يك معضل جهاني نام برد و افزود: موج دوم ايدز هم برخاسته از روش اعتياد تزريقي و استفاده از وسايل مشترك تزريق به‌ ويژه در زندانها بود.
وي با اشاره به آغاز طرح كاهش آسيب در كشور و توزيع سرنگ، سوزن و متادون در اواخر دهه 70 به عنوان راهكار پيشنهادي براي كنترل موج دوم ايدز، گفت: با وجود شروع خوب اين طرح كه به دنبال متقاعد سازي سياستمداران كشوري صورت گرفت اما هنوز از پوشش مناسبي برخوردار نيست.
فرهودي در ادامه با بيان اين كه چنانچه طرح كاهش آسيب، 30 درصد از معتادان تزريقي را پوشش دهد مي‌توان مدعي شد در اجراي طرح موفق بوده‌ايم، گفت: اين در حاليست كه براي معكوس شدن شيب اپيدمي ايدز به پوشش 50 درصدي اين طرح نياز است.
به اعتقاد عضو كميته كشوري كاهش آسيب، همواره نگراني‌هايي براي گسترش همه‌گيري ايدز در كشور وجود داشته و دارد.


به گزارش ايسنا، برخلاف تصور اوليه كه معتادان فعاليت جنسي اندكي دارند پژوهش‌ها نشان داده كه رفتار‌هاي جنسي با شركاي مختلف و بدون رعايت اصول پيشگيري در ميان معتادان شايع است و نتايج مراكز مشاوره بيماري‌هاي رفتاري حاكي از آن است كه اغلب زنان مبتلا به ايدز همسران معتادان تزريقي هستند.
وي نيز نگراني ديگر در خصوص گسترش ايدز را ارتباط جنسي معتادان تزريقي با همسران و ديگر شركاي جنسي عنوان كرد و در اين باره افزود: بيش از يك سوم از 200 هزار معتاد تزريقي كشور متاهل و حدود يك سوم آنان با همسرانشان زندگي مي‌كنند.
فرهودي موج سوم اپيدمي ايدز را ناشي از شركاي جنسي و متعدد معتادان تزريقي برشمرد و ادامه داد: اين روش انتقال براي جمعيت جوان كشور با رفتار پرخطر جنسي، نوعي تهديد محسوب مي‌شود.
عضو كميته كشوري كاهش آسيب، گفت: هرچند بار
HIV به لحاظ تعداد موارد محدود مبتلايان به ميزان بار اقتصادي ناشي از حوادث و سوانح نيست اما از پتانسيل و قابليت‌هاي بالايي براي ابتلا بخش اعظمي از جامعه برخوردار است.
اگر تعداد 200هزار مصرف ‌كننده تزريقي مواد با شيوع 5 تا 25 درصدي ايدز در آنان، همراه با اين واقعيت كه نيمي از آنان از نظر جنسي فعال هستند را در نظر بگيريم نگراني از گسترش موج سوم اپيدمي ايدز بسيار جدي خواهد بود.
وي براي روشن شدن اهميت اين موضوع توضيح داد: تصور ظرف بزرگي با حداقل 200 هزار معتاد تزريقي با روابط جنسي متعدد حفاظت نشده و خارج از چارچوب خانواده و يك ميليون و200 هزار معتاد منتظر و سخت دسترس حاكي ازعمق فاجعه است.
وي با اعتقاد به اين كه اگر امروز براي مهار ايدز اعتباري هزينه نشود ناگزير به صرف هزينه‌هاي ميلياردي در سال 1400 هستيم، ادامه داد: بين سه اپيدمي ايدز، روابط جنسي و مصرف تزريقي مواد مخدر ارتباط مستقيمي وجود دارد كه هر يك از آنها قابليت تحرك بالايي در اين ظرف بزرگ برخوردار هستند و چنانچه به درستي عمل نشود براي تاوان ناگزير به پرداخت هزينه‌هاي سنگيني هستيم.
فرهودي با تاكيد بر ضرورت كنترل رفتار پرخطر اعم از رفتار جنسي محافظت نشده و اعتياد تزريقي به ايسنا، گفت: براي دستيابي به اين هدف بايد ضمن ترويج روابط جنسي سالم و توصيه به پرهيزگاري، وفاداري و پايبندي به خانواده استفاده از روشهاي سد كننده (نظير كاندوم) هم تبليغ شود.
عضو كميته كشوري كاهش آسيب با اعتقاد به اين كه ديدگاه شرع، دستورات ديني و فرامين اسلام هم نوعي كاهش آسيب و آموزش
بهداشت جنسي محسوب مي‌شوند، گفت: اگر با پنهان كاري عاملي براي ابتلاي جواني شويم مرتكب اشتباه بزرگي شده‌ايم.
وي با بيان اين كه عده‌اي با اين اعتقاد كه آموزش
بهداشت جنسي نوعي ترويج بي‌بندوباري است و براساس اين اعتقاد با اجراي اين برنامه‌هاي آموزشي مخالفند، ادامه داد: اين در حاليست كه درستي اين باور درهيچ جاي دنيا به اثبات نرسيده است. همانطور كه تجربه نشان داده توزيع سرنگ يكبار مصرف تشويق و ترويجي براي اعتياد تزريقي نبوده و نيست.
فرهودي آغاز آموزش
بهداشت جنسي را از سنين كودكي ضروري برشمرد و يادآور شد: آموزشهاي متناسب با سن بايد از طرق مختلفي نظير مدرسه، خانواده، دوستان همسال، فيلم‌هاي آموزشي، رسانه‌ها و حتي از طريق متون آموزشي در مدارس و دانشگاه‌ها و رهبران ديني و مذهبي انجام شود.
وي سرعت رشد موج سوم ايدز را كمتر از موج دوم عنوان كرد و به ايسنا گفت: حركت كند و بطيء موج سوم با اطمينان كاذبي در جوامع همراه است كه به غافلگيري آنان منجر مي‌شود.
عضو كميته كشوري كاهش آسيب با تاكيد بر اين كه تزريق و دريافت
خون و فرآورده‌هاي خوني آلوده سريعترين راه انتقال شناخته شده ايدز در دنياست، در ادامه گفت: از اين رو موج نخست در كشور به سرعت شناسايي و مهار شد.
فرهودي با اشاره به اين كه دير به صدا درآمدن موج دوم ايدز از ويژگي‌هاي مهم آن است در ادامه مجددا به سير كند اپيدمي ايدز از راه جنسي اشاره كرد و يادآور شد: از آنجايي كه رفتارهاي پرخطر در كشور نوعي جرم محسوب مي‌شود، بنابراين كنترل و دسترسي به اين قبيل افراد به سختي امكان پذير است.
دكتر كيانوش خليلي دبير هيات مديره انجمن تنظيم خانواده، هم در خصوص اپيدمي ايدز و ضرورت آموزش
بهداشت جنسي با اشاره به وجود ارتباط شناخته شده بين بهداشت جنسي با شيوع HIV ايدز در كشورها، نيز به خبرگزاري دانشجويان ايران گفت: آمارهاي جهاني حاكي از آن است كه 10 درصد بار بيماريها در گروه سني نوجوان (رده سني 10 تا 19 سال) قرار دارد. اين در شرايطي است كه 40 درصد جمعيت ايران را جوانان و نوجوانان در رده سني 10 تا 24 سال تشكيل مي‌دهند.
وي گفت: بنابراين به نظر مي‌رسد كمترين فايده آموزش
بهداشت جنسي كاهش بار بيماريهاي جنسي (STD) در اين گروه سني است.
مسئول كميته ايدز انجمن تنظيم خانواده، با تاكيد بر اين كه ايدز مهم ترين بيماري آميزشي دنياي كنوني است كه با داشتن مبتلايان جوان فراوان به يك معضل جهاني تبديل شده است، ادامه داد: همه كشورهاي دنيا متعهد به معكوس كردن روند گسترش
HIV تا سال 2015 هستند. اين درحاليست كه ديده مي‌شود علت اصلي گرايش برخي افراد به سمت رفتارهاي پرخطر صرفا ناآگاهي از عواقب اين قبيل رفتارهاست.
وي افزود: بررسيهاي كشوري هم حاكي از آن است كه گروه سني 24 تا 35 سال گروه سني غالب
HIV مثبت در كشور هستند كه غالبا به علت ناآگاهي نسبت به عواقب رفتارهاي پرخطري است كه آغاز آن دوره نوجواني بوده است.
مدير پروژه پيشگيري از ايدز مبتني بر جامعه محلي درغرب تهران، با بيان اين كه روزانه 14 هزار نفر و هر 6 ثانيه يك نفر در دنيا به ايدز مبتلا مي‌شوند، گفت:‌ از اين 14 هزار نفر 6 هزار نفر زير 25 سال سن دارند و 80 درصد موارد ابتلا به
HIV از طريق روابط جنسي محافظت نشده است. بنابراين آمارها، اهميت و ضرورت وجود آموزش بهداشت جنسي و روابط جنسي سالم در برنامه‌هاي پيشگيرانه به خوبي روشن مي‌شود.
خليلي هزينه درمان يك مبتلا به ايدز در ايران را ساليانه پنج ميليون تومان برآورد كرد و يادآور شد: با اين ميزان هزينه مي‌توان يكصد هزار بروشور با هدف آگاه سازي جوانان و نوجوانان چاپ و منتشر كرد به عبارتي درمان يك مبتلا معادل آگاه سازي يكصد هزار جوان و نوجوان ايراني هزينه دارد.
به گزارش ايسنا، به عقيده برخي كارشناسان پرداختن به مقوله
بهداشت جنسي كودكان،‌نوجوانان و جوانان به معناي توانمند سازي در شناخت خطرات و حفاظت از خود، اتخاذ نگرش‌هاي سالم از جنس و جنسيت، ايجاد اعتماد به نفس و قدرت «نه» گفتن، كسب توانايي تجزيه و تحليل مسايل جنسي، داشتن رفتارهاي طبيعي، سالم و به موقع جنسي و مصون بودن از اختلالات و بيماريها و بالاخره رشد و تكامل كودكان و نوجوانان به بالغين سالم است. آمارهاي كشوري هم حاكي از آن است كه از علل عمده طلاقهاي عاطفي در زوجين ايراني عدم رضايت جنسي است.
همچنين كسب اطلاعات و مهارتهاي زندگي دسترسي به مشاوره و خدمات مورد نياز و مشاركت خود جوانان در سياست‌گذاري و اجرا از اركان اساسي تامين سلامت جوانان و نوجوانان است كه مسئولان والدين، اوليا و سازمانهاي مرتبط در جامعه است تا با برنامه ريزي‌ها و اقدامات عاجل،‌ مداوم و مناسب نياز اين گروه‌ها را برآورده سازند.

به گزارش ايسنا، نتايج بررسي‌هاي شهر تهران نشان داده كه ضعف برخي باورهاي معنوي، ضعف مهارتهاي لازمه براي مقابله با هيجانات جنسي، ضعف آموزش و مهارتهاي لازم و نيز فقدان تعاملات موثر در نظام خانواده و پايبندي افراد و جامعه به برخي از آداب و رسوم كه عمدتا مغاير با شرع و سلامت است علت اصلي گرايش برخي از جوانان به رفتارهاي پر خطر جنسي است.
بنابراين به نظر مي‌رسد براي مهار موج سوم مهم ترين بيماري آميزشي دنيا (ايدز) كه به لحاظ آسيب پذيري گروه جوان كشور را مورد هدف قرار داده است آموزش
بهداشت جنسي و آغاز آن از دوران كودكي و از خانواده‌ها الزامي است.
متن بر گرفته از پارسی تب

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 1:6  توسط مجتبی اختیاری   | 

نگاهي گذرا برورود اسلام به ايران و زندگي ايران پس از آن تا روزگار معاصر

پيامبر اسلام(ص) در روزگار خسرو يکم (انوشيروان) دادگر ديده به جهان گشود، چنانکه بلعمي از قول پيامبر نقل مي کند:" ولدت زمن ملک العادل"  : در روزگار پادشاه دادگر زاده شدم" (تاريخ سياسي ساسانيان نوشته ي محمد جواد مشکور)

ورود اسلام به ايران را شايد بايد از نامه ي پيامبر به خسرو دوم (پرويز) آغاز کرد:

" به نام خداي بخشنده و مهربان

از محمدفرستاده ي خدا به خسروي بزرگ ايران. درود برآن که راستي جويد و به خدا و پيامبر خدا ايمان آورد.. من به فرمان خدا تو را به سوي او مي خوانم. او مرا براي راهنمايي همه ي مردم فرستاده است تا همه را از خشم او بترسانم و حجت را بر کافران پايان دهم. اسلام آور تا در امان باشي و اگر از ايمان و اسلام سربرتافتي، گناه مردم زردشتي برگردن تواست. "(تاريخ تحليلي اسلام: محمد نصيري(رضي))

 هرچند که برخي مانند کاتانی در "سالنامه ي اسلام" سخن از اين نامه را مورد ترديد قرار داده اند، نمي توان ناديده گرفت که بي درنگ پس از مرگ خسرو دوم دولت ساساني رو به زوال گذارد.

خسرو دوم پادشاهي مغرور و خوش گذران بود، از يک سو جنگ هاي وي با روميان دولت ساساني و هم روم را تضعيف کرد تا جايي که مسلمانان توانستند پس از چندي بر هردو پيروز شوند و از سوي ديگر پيروزي هايي که بدست آورد مرهون  سردارانش بود، نه خود وي(تاريخ سياسي ساسانيان نوشته ي دکتر محمد جواد مشکور)

باري ديري نپايد که پس از مرگ پيامبر، اعراب که تاکنون رسته رسته بوده و هيچ گاه فرمانروايي نداشتند، با نام اسلام به مرزهاي تمدن هاي بزرگ آن روزگار يعني ايران و روم حمله ور شدند، اين حمله به هيچ وجه قابل توجيه نيست و البته نبايد آنرا به حساب اسلام گذاشت که آن به جهت کردار اعراب بوده است که اکنون به ظاهر مسلمان شده بودند. 

باري ورود اسلام به ايران به همراه  حمله ي عرب، ناپيوستگي بزرگي در تاريخ ايران پديد آورد. ساسانيان واپسين خاندان پادشاهي  ايراني سره بودند و پس از آن خاندان هاي مختلف بيگانه چون ترکان بر ايران فرمان راندند، چنانکه اين فرمانروايي بيگانه تا آغاز همين سده ي هجري نيز در ايران باقي بود(يعني دولت قاجار)، ساختار دولتي ساساني که قرن ها در ايران جاري بود از ميان رفت و تا آن هنگام که زبان پارسي زبان رسمي در شاهنشاهي ايران بود، به عقب کشانده شد و زبان عربي جاي آن را گرفت و از سوي ديگر بخشي از نوشته هاي ايراني از ميان رفت:

 "گفته اند که وقتي سعدبن ابي وقاص برتيسفون دست يافت در آنجا کتابهاي بسيار ديد. نامه به عمر بن خطاب نوشت و در باب اين کتابها خواست. عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن که اگر آنچه در آن کتابهاست سبب راهنمايي است خدا براي ما قرآن فرستاده است که از آنها راه نماينده تر است و اگر در آن کتابها جز مايه گمراهي نيست خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از اين سبب آنهمه کتابها را در آب يا در آتش افکندند" (ابن خلدون٬ مقدمه چاپ مصر برگ ۶ - ۲۸۵)

شهيد مطهري در کتاب خدمات متقابل اسلام و ايران نقل کتاب سوزي را رد کرده چراکه از ديد وي باعث مي شد که بگوييم اسلام ماهيتي ويرانگر داشته است، حقيقت اين است که در اين مورد هم بايد گفت اين کار ربطي به اسلام نداشته و به خود اعراب بر مي گردد. گرچه با پذيرش اسلام اعراب برخي کردار ناشايست خود را ترک کرده بودند ولي هنوز آثار آن باقي بود، هنوز هم در اين سده اعراب به برخي حقوق انساني توجه ندارند، چنانکه در کشورهايي چون عربستان زنان از حقوق خود بي بهره اند، در حالي که اسلام حق زندگي به زن عربي داد که هيچ شمرده مي شد و اين در حالي بود که هرچند سخناني درباره ي نقض برخي حقوق زنان در ايران ساساني گفته مي شود، به پادشاهي رسيدن پوراندخت و آزرميدخت در پايان روزگار ساساني نشان مي دهد که زن در ايران ساساني دست کم از حقوق آغازين خود برخوردار بوده است.

ماندگاري طولاني زبان عربي از آن جهت بود که نخست به مدت دوسده ايران در زمره ي کشورهاي اسلامي بود و سازمان ديواني زبان عربي را به کار مي برد و از سوي ديگر  پذيرش اسلام سبب مي شد که ايرانيان به زبان عربي که قرآن  کتاب آسماني با آن گفته شده است، توجه داشته باشند، با اين همه زبان پارسي کنوني خود را بروز داد و پس از چندي دولت هاي ايراني پديد آمد که بيانگر ميهن دوستي و هويت شناسي ايرانيان است.

با ورود اسلام به ايران، ايرانيان پس از مدتي گروه گروه به اسلام گرويدند، عمر که مي خواست اسلام از براي اعراب بماند، درصدد برآمد تا از اين کار جلوگيري کند ولي حضرت امير مومنان علي(ع) او را از اين کار برحذر داشت، چراکه اين کار باعث مي شد که مسلمانان در کشورهاي اسلمي در اقليت بمانند.( تاريخ سياسي ساسانيان : محمد جواد مشکور)

ايرانيان چنان به سرعت به اسلام رو آوردند که تارخ جهان به ياد ندارد که اين چنين ناگهان آتشکده ها خاموش شود و جاي خود را به مساجد بدهد( "يکسال در ميان ايرانيان": پروفسور ادوارد براون برگردان ذبيح الله منصوري)

با پيروزي اسلام در سراسر ايران، چون ديگر نيروي  قوي براي محافظت از مرزهاي شاهنشاهي ايران وجود نداشت، اقوام بي  فرهنگ و ترکان به ايران حمله ور مي شدند، پس از مدتي نيز آنها با پذيرش اسلام رفته رفته خود را به رياست نزديک کردند تا جايي که به فرمانروايي رسيدند. با اين همه همواره غارت اقوام بي فرهنگ از سوي خاور و خاور پاختري(شمال شرقي) ضربه هاي بزرگي به مردم ايران مي زد.

ورود اسلام به ايران باعث شد تا بسياري از ايرانيان که خواهان فراگيري دانش بودند ولي قوانين نادرست ساساني  آنها را مانع مي شد، اين فرصت را پيدا کنند چنانکه دانشمندان بسياري از ميان ايرانيان پديد آمدند که کارهاي بزرگي در تاريخ دانش بشر انجام دادند، با آنکه نظام منسجمي در ايران نبود که از آنها حمايت کند. اين پيشرفت علمي چنان بود که اگر دولتي نيرومند ازآن پشتيباني مي کرد مي توانست به نتايج بزرگي برسد و شايد بسيار زودتر از اروپاييان به پيشرفت هاي علمي دست يابند. با اين همه نبود حکومتي نيرومند در ايران و سپس حمله ي مغولان باعث از ميان رفتن تلاش هاي ايرانيان شد. بخش بزرگي از آنچه به عنوان دانشمندان اسلامي، از آنها سخن به ميان مي ايد ايراني بوده اند. پس از حمله ي مغول تنها علمي که مورد توجه باقي ماند، علم دين بود و دانش هاي ديگر يا از ميان رفتند و يا آنکه رو به فنا بودند.

از ورود اسلام به ايران تا روزگار تشکيل دولت صفوي، ايران هيچگاه به يگانگي کامل دست نيافت و اين صفويان بودند که با دو عامل به ميدان آمدند، يکي رسميت مذهب شيعه که از آغاز ايرانيان اگاه چون فردوسي به آن رو اورده بودند و ديگري يگانگي ايران و زنده شدن ايران و مليت ايراني. با پديد آمدن دولت صفوي و يگانيگي ايران و ايجاد امنيت زندگي پرشور ايراني دوباره شروع به پاگرفتن نمود و هنرها و دانش هاي مختلف خود را بروز دادند. جالب توجه است که در همه ي اين مدت اروپاييان در خواب بودند و هرچند که از جغرفيا و اوضاع جهاني آگاهي يافته بودند تنها پيشرفت قابل آنها اختراع وسايل جنگي نوين بود تا بتوان با آنها بيشتر و بهتر و تندتر با يکديگر بجنگند و يا آنکه به ديگران تعرض نمايند. با اين همه دولت صفوي ضعف جهاني داشت و از اوضاع جهاني و کشورهاي متعدد آن بي خبر بود و تنها وجود آنها را به سسب اثراتي که داشتند و يا از راه دولت عثماني  درک مي کردند. 

 بنابراين اگر رويه اي که دوباره در روزگار صفوي آغاز شده بود باقي مي ماند، اکنون ايران در زمره ي کشورهاي برتر بود، ولي بدبختانه بخت ايران يار نبود و ديري نپاييد که به خاطر بي کفايتي شاهان صفوي دولت آنها از ميان رفت و دوران اشوب رخ نمود. در چنين هنگامي بود که اروپا پس از مدت ها جهالت رو به پيشرفت نهاد و در آشفته بازار خاور خود را نيرومند ساخت. روي کارامدن دولت قاجار گذشته از ايراني نبودن انها، ضربه هاي بساير بزرگي به ايران زد.

قاجار يکي از ايل هاي کوچ نشين بود که به همراه مغول به ايران درآمدند.( ايران در دوره ي سلطنت قاجار: علي اصغر شميم)بعدها با صفويان متحد شدند و در ساخت سياسي صفويه نفوذ کردند و در پي حوادث پس از کريم خان زند به حکومت رسيدند. فرهنگ بدوي حاکم برايل، تعيين کننده ي اصلي سياست آنها در حکومت بود.عدم کارايي حکومت در دوره ي قاجار به اوج خود رسيد، شاهان قاجار تنها در پي استفاده از قدرت و ثروت ناشي از آن بودند و به مردم توجهي نداشتند  و نه آنکه ايراني نبودند، به ايران نيز توجهي نداشتند و تنها ايران جايي براي آنها بود که توانسته بودند که به حکومت آن برسند. شاهان قاجار از همان آغاز ستمگر و احمق بودند، چنانکه آغامحمدخان در کرمان ستمهاي فراوان رواداشت و فتحعلي شاه کشورهاي ايران را به باد داد. ناآگاهي دولتمردان نادان ايران از اوضاع جهاني و زياده طلبي بيگانگان ضربه هاي بزرگي به ايران زد. از يک سو آنها ارتش نداشتند و جنگ هاي آنها به مانند جنگ قبيله اي بود و از سوي ديگر به هيچ عنوان از تحولات اروپا که مي رفت جايگاه قدرت شود اطلاعي نداشتند. اين ناآگاهي تا به جايي بود که براي نمونه فتح علي شاه نمي دانست آيا لندن در انگلستان است و يا انکه انگلستان در لندن( دلاوران گمنام ايران در جنگ با روسيه ي تزاري، برگردان ذبيح الله منصوري). شکست ايران از روسيه و انعقاد پيمان هاي ننگين در هنگامي رخ داد که روسيه به خاطر حمله ي ناپلئون تحت فشار بود و اگر ايران از اين اوضاع آگاهي داشت يا به پيروزي مي رسيد و يا آنکه دست کم خسارت کمتري مي ديد. و اين جا است که ما از سير پيموده شده ي تاريخ از روگار دولت جهاني هخامنشي و سپس دولت هاي نيرومند اشکاني و ساساني و حتي صفوي به جايي مي رسيم که ايران کشوري عقب مانده است که بيگانگان دارايي هاي وي را مي ربايند.

تجدد در ايران نه به خاطر درک زمانبر شاه گربه هاي احمق قاجار از اوضاع جهاني که به خاطر يک ايراني نيک يعني امير کبير در ايران بنياد نهاده شد تا آنکه ايران دست کم از جهان عقب نماند. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 0:58  توسط مجتبی اختیاری   | 

نمایش فیلم «حمله اتمی ایران به آمریكا»

پایگاه خبری «ورلدنت‌‏دیلی» از پایان ساخت برنامه‌‏ای تلویزیونی خبر داد كه در آن، حمله اتمی ایران به آمریكا به تصویر كشیده شده است!

به گزارش ایلنا، این برنامه كه با عنوان «حمله اتمی 11 سپتامبر» و بر اساس فیلمنامه‌‏ای با عنوان «ایران اتمی» منتشر شده، ساخته شده است؛ طی دو هفته آینده در 20 مركز تجاری آمریكا به نمایش در خواهد آمد.
كارشناسان مسائل استراتژیك معتقدند انتشار این فیلمنامه و به تصویر كشیدن آن، مقدمه‌‏ای برای زمینه‌‏سازی و عینی‌‏نمایاندن خطر دستیابی ایران به قدرت هسته‌‏ای در افكار عمومی تصویرگرای آمریكاست تا در نتیجه دست سیاست‌‏مداران آمریكا برای اتخاذ سیاست‌‏های تندتر بر ضد ایران باز شود.
به گزارش پایگاه خبری «ورلدنت‌‏دیلی» كه اخبار امنیتی و نظامی آمریكا را منتشر می‌‏كند،‌ ‏نویسنده فیلمنامه «ایران اتمی»، فردی به نام «جروم كورسی» و دانش‌‏آموخته دانشگاه هاروارد است كه برای نیویورك‌‏تایمز و ای.بی.سی.نیوز كار می‌‏كند و مدعی است كه ایران در پی ساخت سلاح‌‏های كشتار جمعی است و زمانی كه كشوری مانند ایران، دارای ظرفیت ساخت تسلیحات هسته‌‏ای شود، «حمله اتمی 11 سپتامبر» تهدیدی حتمی است.
وی كه برای كتاب خود یك پایگاه اختصاصی در اینترنت گشوده و به تبلیغ برای رمان خود می‌‏پردازد، مدعی است: زمانی كه كشوری مانند ایران به ظرفیت ساخت تسلیحات هسته‌‏ای دست یابد و آن را به بنادر بزرگ آمریكا ارسال كند، مشكلات فنی بزرگی كه مانع گسترش تجهیزات هسته‌‏ای در داخل شهرهای آمریكاست، حل می‌‏شود.
این نویسنده افزوده است كه در این هنگام گروه‌‏های تروریستی می‌‏توانند این تجهیزات را به دست آورده گرد هم‌‏آیند و به قلب شهر وارد شوند.
كورسی با بیان اینكه نتیجه یك حمله موفق اتمی در شهر بزرگی مانند نیویورك، بسیار عظیم خواهد بود؛ می‌‏افزاید: در یك چشم به هم‌‏زدن آمریكا به دومین قطب اقتصادی نزول می‌‏كند.
این فیلمنامه نشان می‌‏دهد انفجار 150 هزار تن ازاین مواد منفجره در نیویورك می‌‏تواند منجر به تخریب بیشتر شهرها شود و 15 میلیون نفر را بكشد و سپس یك میلیون و 500 هزار نفر دیگر را هم ظرف چند روز از پا درآورد.
این فیلم در حالی به نمایش درمی‌‏آید كه نومحافظه‌‏كاران صهیون‌‏مسیحی آمریكایی در سال‌‏های اخیر و بویژه پس از انتخاب مجدد بوش به ریاست‌‏جمهوری، بر شدت و حجم تبلیغات خود در مورد جنگ اتمی آخرالزمان بین نیروهای خیر و شر و ایدئولوژی هرمجدون افزوده‌‏اند.
فیلم تلویزیونی «ایران اتمی» كه بر اساس همین فیلمنامه ساخته شده به مدت 13 روز و روزانه چهار بار در 20 مركز تجاری در شهرهای مختلف آمریكا مانند می‌‏سی‌‏سی‌‏پی، تگزاس، كالیفرنیا، نیو جرسی، آلاباما، واشینگتن، پنسیلوانیا و چند شهر دیگر به نمایش در می‌‏آید.
فیلمنامه «ایران اتمی» كه از طریق پایگاه خرید آنلاین كتاب مانند «آمازون» و «شاپ‌‏نت‌‏دیلی» با قیمت 27 دلار نیز فروخته می‌‏شود در بیش از 300 صفحه و با جلد گالینگور منتشر شده است.
تا كنون بیش از 2200 نسخه از این كتاب از طریق اینترنت به فروش رسیده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 0:45  توسط مجتبی اختیاری   | 

چرا ایران هراسی ؟


سال‌های جنگ سرد، یادآور رقابت دو ایدئولوژی سوسیالیسم به سردمداری اتحاد جماهیر شوروی و ایدئولوژی کاپیتالیسم به رهبری آمریکاست.

براساس منطق رقابت این دو بلوک که در قالب سیستم دوقطبی(Bipolar system ) صورت می‌گرفت هرگونه تهدید، زورآزمایی، نشان دادن چنگ و دندان یا حتی برخورد و درگیری نظامی، الزاماً باید در ارتباط با یکی از این دو قطب و در قالب دو بلوک عملیاتی می‌شد.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 1979 میلادی تمام محاسبات این نظام مبتنی بر رقابت دوابرقدرت را به چالش کشید؛ به‌طوری که دو اردوگاه مذکور را که به لحاظ ماهوی با یکدیگر در تضاد بودند پشت یک میز قرار داد و آنها ‌در یک راهبرد مشترک، علیه این نظام نوپا موضع‌گیری کردند. ابتدا باور بر این بود که مانند سایر انقلاب‌ها و تحولات اجتماعی که در نقاط مختلف جهان رخ داد و با اندک فشاری از خارج، دچار استحاله و فروپاشی شدند، انقلاب اسلامی ایران نیز به همین سرنوشت دچار خواهد شد، لذا ابتدا جنگ داخلی (Civil War) را در ایران به راه‌انداختند که از آن قضیه طرفی نبستند. با گسترده کردن اقدامات استعماری با چاشنی خوی امپریالیستی، جنگ هشت‌ساله را به ایران تحمیل کردند که نه تنها سودی عایدشان نشد بلکه سرآغازی برای تحول، خودکفایی و اقتدار ایران اسلامی شد. در فاز سوم از این اقدام، چشم به اقدامات بلندمدت فرهنگی و سیاسی دوخته‌اند، ‌لذا با تغییر اساسی در راهبردهای خود از توسل به قدرت سخت به قدرت نرم چرخش نشان داده و در یک حرکت هماهنگ راه استحاله از درون و فشار از بیرون را در پیش گرفته‌اند.

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، به‌طور عملی یکی از دو ضلع این رقابت از بین رفت و کشورهای جهان، نظام تک قطبی را به‌نظاره نشستند. ذکر این نکته حائز اهمیت است که طی سال‌های 1991 تا 2001 اگرچه آمریکا قدرت برتر بود و هیچ قدرت دیگر را یارای برابری و مقابله با آن نبود، اما آمریکا هژمونی و استیلا نداشت. به‌همین دلیل 11 سپتامبر 2001 این فرصت و بهانه را در اختیار آمریکا قرار داد تا با ایجاد یک حادثه جعلی و به‌اصطلاح «خودزنی»، راه را برای آغاز مرحله و شکل جدیدی از مشی استعماری قدیم، یعنی لشکرکشی نظامی سرلوحه کار خود قرار دهد. سخنرانی جورج دبلیو بوش در نخستین نطق سالانه خود و تقسیم کشورها در این سخنرانی به کشورهای خودسر (Rouge State) بیانگر رویکرد جدید آمریکا نسبت به تحولات جهان و به‌ویژه خاورمیانه بود که ماحصل این تغییر در سیاست خارجی ایالات متحده، لشکرکشی به افغانستان و عراق بود که به‌عنوان یک شکست فاحش در راهبرد سیاست خارجی این کشور درراستای ایجاد دشمن فرضی دیگر به نام اسلام قلمداد می‌شود.

در پروژه ایران‌هراسی چند محور به‌صورت ستونی در ارتباط طولی قرار دارند که عبارتند از: اسلام‌هراسی، شیعه‌هراسی و ایران‌هراسی. اگر بخواهیم یک مبدا تاریخی برای بحث اسلام‌هراسی درنظر بگیریم باید به معاهده «سایکس‌پیکو» و تقسیم خاورمیانه میان انگلیس و فرانسه اشاره کرد. در جنگ جهانی اول که دولت عثمانی در کنار آلمان علیه کشورهای انگلیس و فرانسه وارد جنگ شد و به شکست این امپراتوری انجامید، انگلیس و فرانسه دریافتند که زمان آن فرا رسیده است تا متناسب با اهداف درازمدت و منافع خویش، کشورهای عرب خاورمیانه و شمال آفریقا را میان خود تقسیم کنند.

از این‌رو پس از این جنگ، فرانسه، شمال آفریقا، ایتالیا، لیبی و سومالی را زیر سیطره خود درآوردند و به‌دنبال این توافق بود که پیمان مشهور سایکس پیکو در ماه می سال1916 میان دو قدرت وقت یعنی انگلیس و فرانسه به امضا رسید. براساس این معاهده، سوریه و لبنان به قیمومیت فرانسه درآمدند و انگلیس نیز عراق تا خلیج‌فارس (شامل امیرنشین‌های کوچک حاشیه خلیج‌فارس ) به همراه فلسطین و اردن امروزی را در اختیار خود گرفت. در آن زمان دو قدرت مذکور با درک قدرت مسلمانان که در اتحاد و همبستگی آنها در قالب برگزاری نمازهای جماعت و انجام مناسک مذهبی ظاهر شد آنها را به این فکر انداخت که در این مسیر اختلال ایجاد کنند. لذا ناسیونالیسم عربی را به جای اسلام مطرح و آن را به کشورهای عربی تزریق کردند.

بحث شیعه هراسی هم پس از انقلاب اسلامی در ایران و از زمان قدرت‌نمایی شیعیان در منطقه به‌ویژه روی کارآمدن حزب‌الله لبنان و توفیق آن در بیرون راندن رژیم صهیونیستی از مناطق جنوب لبنان بیشتر شد. اما محور کانونی این بحث یعنی ایران‌هراسی از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که هر دو مولفه فوق، یعنی اسلام و مذهب تشیع را درون خود جای داده است.
در یک تعریف عملیاتی از این مفهوم می‌توان گفت که «ایران‌هراسی» پروژه‌ای راهبردی است که براساس آن ایران به‌عنوان تهدیدی بزرگ در منطقه و همچنین تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی مطرح و به‌عنوان یک متغیر مزاحم و بازیگر اخلال‌آفرین در نظام بین‌الملل به تصویر کشیده می‌شود. این رویکرد ازسوی ایالات متحده و صهیونیسم بین‌الملل با هدف به حاشیه راندن
جمهوری اسلامی ایران دنبال می‌شود.

اهداف ایران‌هراسی

هدف اول از طرح این راهبرد، امنیتی کردن فضای منطقه و معرفی ایران به‌عنوان عامل ناامنی است. طبیعی است که در شرایط ناامنی (مجازی یا واقعی) هدف اصلی کسب امنیت است. این گفته، یادآور نظریه لویاتان توماس هابز و تلاش برای کسب امنیت در پناه آن است؛ نظریه‌ای که هنوز هم در رفتار قدرت‌های بزرگ جلوه خارجی دارد؛ گاهی کسب امنیت از طُرُق دیپلماتیک و ایجاد ارتباط حاصل می‌شود و گاهی هم از راه مسلح شدن به جدیدترین تسلیحات. راهبرد ایالات متحده و غرب در این خصوص ناامن کردن منطقه و فروش تسلیحات به دو منظور است؛ اول، فرافکنی از ناکامی‌های خود در سیاست داخلی و هدایت افکار عمومی به کانون‌های ناامنی ساختگی و دوم، کسب سود بیشتر که بخش جدایی‌ناپذیر ذات نظام سرمایه‌داری است.

دومین هدف از اهداف ایران‌هراسی، انزوای ایران در نظام بین‌الملل است. در راستای این طرح، فشار آمریکا به شرکت‌های خارجی مبنی بر عدم‌تعامل اقتصادی با ایران، به حداقل رساندن روابط دیپلماتیک و در اقدام اخیر تحریک کویت مبنی بر اخراج دیپلمات‌های ایران به اتهام واهی جاسوسی گامی در این راستا تلقی می‌شود.

هدف سومی که آمریکا و به‌طور کلی غرب از این راهبرد دنبال می‌کند در حقیقت ایجاد مسابقه تسلیحاتی در منطقه است. جنگ عراق تاکنون 700میلیارد دلار برای آمریکا هزینه دربرداشته است و دست‌کم 3هزار میلیارد دلار بر اقتصاد این کشور خسارت وارد ساخته است (آفتاب). از این منظر ایران‌هراسی راهی برای ترغیب کشورهای منطقه جهت روی آوردن به مسابقه تسلیحاتی و از این طریق فروش تسلیحات نظامی به آنهاست. قرارداد نظامی 20میلیارد دلاری میان آمریکا و عربستان گامی در این راستا تلقی می‌شود.

چهارم، اگر منطق رفتار امپریالیستی آمریکا را محور تحلیل قرار دهیم در آن صورت «کسب سود از هر راهی در این رفتار به خوبی آشکار می‌شود.» ذخایر نفتی آمریکا نسبت به کشورهای منطقه به‌ویژه ایران در وضعیت پایین‌تری قرار دارد. تنها ذخایر نفت لیبی دو برابر ذخایر نفتی آمریکاست. از این منظر، یکی دیگر از اهداف ایران‌هراسی آمریکا، توجیه حضور بلندمدت خود در منطقه و تسلط بر منابع نفتی آن است.

پنجم، پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به لحاظ وجودی و کارکردی، پس از فروپاشی شوروی ماهیت خود را از دست داده است؛ اما در تصحیح و بازنگری اهداف این سازمان، کارکردهای جدیدی برای آن تعریف شده است که در این راستا ناتو براساس این راهبرد جدید می‌تواند وارد حوزه‌های اجتماعی و سیاسی هم بشود. از سوی دیگر ناتو به اندازه کافی به شرق گسترش یافته است که دیگر مهار و کنترل روسیه یک ضرورت فوری نیست. از این‌رو در رویکرد جدید، آمریکا «ناتوی آسیایی» را تعریف و اجرا کرده که هدف از آن کنترل چین و شرق آسیاست. اما در امتداد ایجاد و گسترش ناتوی آسیایی، ایالات متحده در یک اقدام هماهنگ با همپیمانان غربی خود در پی ایجاد ناتوی جدیدی در کشورهای حوزه خلیج‌فارس با مشارکت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس(GCC) است. لشکرکشی عربستان که به فرمان مستقیم آمریکا به بحرین صورت گرفت موید این ادعاست. از این‌رو با این ساختار جدید در منطقه خاورمیانه تنها یک محرک برای ایجاد تشکیلاتی است که آن هم از طریق بزرگنمایی تهدید ایران در شکل و هیأت ایران‌هراسی قابل تحلیل و بررسی است.

محورهای ایران هراسی

- دسترسی ایران به سلاح‌های هسته‌ای
دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای در دکترین نظامی ایران جایگاهی ندارد و با وجود اینکه ایران عضو پیمان منع اشاعه سلاح‌های هسته‌ای(NPT)است و از منظر سوم اینکه شمار زیادی از کشورها هستند که دارای برنامه‌های هسته‌ای نظامی هستند اما همه این موارد در دستگاه تبلیغاتی آمریکا و غرب قلب شده و به نام تهدید هسته‌ای در افکار عمومی دست به دست می‌شود. در جهانی که 31هزار کلاهک هسته‌ای جنگی وجود دارد و 14هزار عدد از آنان آماده شلیک هستند و 441 نیروگاه هسته‌ای که می‌تواند اورانیوم مناسب ساخت سلاح هسته‌ای تولید کند، پرونده فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران موضوع امنیتی شده و به
شورای امنیت سازمان ملل گزارش می‌‌شود. (همشهری دیپلماتیک، فروردین 1385). این در حالی است که تقریبا در تمام گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اثری از انحراف ایران به سوی اهداف و مقاصد نظامی مطرح نشده است.

حمایت از تروریسم

این مفهوم که مصداق بارزی جهت توصیف عملکرد رژیم صهیونیستی در کشتار و سلاخی مبارزان فلسطینی و اقدامات آمریکا در کشتار غیرنظامیان در افغانستان، عراق، پاکستان و... است، در سال‌های اخیر علیه ایران هدایت و تعریف شده است. این در حالی است که ایران خود قربانی تروریسم بوده و از آن لطمات و صدمات جبران‌ناپذیری را متحمل شده است.علاوه بر موارد بالا می‌توان به محورهای دیگر راهبرد ایران‌هراسی اشاره کرد که از جمله نقض حقوق بشر و مداخله ایران در امور داخلی کشورهای همسایه است.در نهایت با توجه به روند تحولات پیش‌گفته می‌توان گفت که شکست جریان سازش با رژیم صهیونیستی، ناکامی‌های متوالی کاخ سفید در تحولات خاورمیانه و اوضاع افغانستان و عراق و بیداری اسلامی در شمال آفریقا و گسترش موج اسلام‌خواهی در این مناطق، پروژه ایران‌هراسی را به‌عنوان یک راهبرد بلندمدت از سوی غرب به‌دنبال خواهد داشت و مقطعی نخواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 0:42  توسط مجتبی اختیاری   | 

 انواع شعر فارسي ( قالب های شعر فارسی )

شعر و بیان آن یک شاخه از هنر است که در آن از کیفیت زیباشناختی زبان انسانی نیز در کنار درونمایه و محتوای معنایی اش بهره گیری می‌شود. شعر بیشتر شامل آثار گفتاری یا نوشتاری‌ای است که نوع زبانی که در آن به کار رفته از سوی خواننده یا شنونده قابل بازشناسی از نثر معمول باشد.
در زبان فارسی دو گونه شعر وجود دارد: شعر کلاسیک یا کهن و شعر نو
فهرست مندرجات

شعر کلاسیک یا کهن

شعر کلاسیک یا کهن فارسی به صورت کنونی قدمتی بیش از هزار و صد سال دارد. وزن این گونه شعر عروضی است که برپایهٔ طول هجا‌هاست.

تاریخچهٔ شعر کهن فارسی

نخستین نمونه‌های به دست آمده از شعر در ایران، پیشینه‌شان به روزگار زرتشت پیامبر و سروده‌هایش در گاهان می‌رسد. این سروده‌ها به گویش گاهانی از زبان اوستایی است. همچنین از دوران پهلوانی (اشکانی) منظومه‌هایی - مانند ایاتکار زریران (یادگار زریران) و درخت آسوریک - به زبان پهلوی اشکانی در دست است. افزون بر این نمونه‌هایی از شعر (ترانه‌های خسروانی) به زبان پهلوی ساسانی یافت شده‌است. سروده‌ها و اشعار مانوی به فارسی میانه (پهلوی ساسانی و اشکانی) نیز در نزد اهل فن اهمیتی به سزا دارد. لیکن اجماع علمای فن بر این است که وزن هیچکدام از این اشعار عروضی نیست، بنابراین این اشعار با شعر امروزی فارسی تفاوتی بنیادین دارند.
نخستین شاعران فارسی‌سرا (مراد از فارسی در اینجا فارسی دری و در مقابل فارسی میانه است) در دربار یعقوب لیث صفاری پدیدار شدند. اگر چه نمونه‌هایی از شعر به زبان فارسی دری، پیش از این دوران وجود دارد، ولی بررسی آنها مشخص می‌کند که در زمان سروده‌شدنشان شعر فارسی هنوز قوام نیافته‌بود، چرا که وزن آنان به طور مطلق عروضی نیست. در اینجا نمونه‌ای از اینگونه اشعار (که تعدادشان انگشت شمار است) می‌آوریم. این قطعه شعری نگاشته‌شده در آتشکده کرکوی واقع در سیستان است:
فُرخته باذا روش خُنیده کرشسپِ هوشهمی برست از جوش اَنوش کن می‌‌انوشدوست بَذآگوش بَذآفرین نهاده گوشهمیشه نیکی کوش که دی گذشت و دوششاها خدایگانا بآفرین شاهیمحمد سگزی و بسام کورد از نامهای چند تن از سرایندگان دربار یعقوب است.
مرحله بعدی شکل‌گیری و تکامل شعر کهن فارسی در ورارود (ماوراء النهر) و خراسان اتفاق افتاد. علت آن بیش از هر چیز پشتیبانی فرمانروایان ایرانی‌نژاد سامانی از زبان فارسی بود. در این روزگار شاعران بزرگی چون رودکی سمرقندی، شهید بلخی و دقیقی بلخی پدیدار شدند. فردوسی، بزرگ‌ترین حماسه‌سرای ایران، نیز اواخر این دوره را درک کرد.
خوشبختانه با روی کار آمدن غزنویان ترک‌نژاد از رونق شعر فارسی کاسته نشد و ایشان بویژه محمود غزنوی از پشتیبانان جدی سخنوران بودند. در این دوره شاهد برآمدن سرایندگان بزرگی چون فرخی سیستانی و عنصری بلخی هستیم.
از روزگار غزنوی به بعد بویژه از آغاز پادشاهی سلجوقیان اندک اندک جنبش سرایش شعر به زبان فارسی دری به نواحی مرکزی ایران و حتی نواحی غربی (چون آذربایجان) کشیده شد و شعر و زبان آن تحت تأثیر گویش محلی گویندگان این خطه قرار گرفت. در این عهد شاعران بزرگی چون ناصر خسرو بلخی، قطران تبریزی، فخرالدین اسعد گرگانی و اسدی طوسی پدیدار شدند.
در سده ششم هجری شاهد پیدایش سرایندگان بزرگی چون عطار نیشابوری، نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی، انوری ابیوردی، ظهیر فارابی و ده‌ها شاعر بزرگ دیگر هستیم.
سده هفتم هجری اوج شعر فارسی محسوب می‌شود[نیاز به ذکر منبع] و در آن دو شاعر بزرگ سعدی شیرازی و مولانا جلال‌الدین بلخی رومی آسمان شعر فارسی را روشن کردند. پس از این دو بزرگوار، شعر فارسی در سراشیب و فرود افتاد و اگر چه در سده هشتم هجری با ظهور شعرایی چون عبید زاکانی و حافظ شیرازی (که از ستارگان قدر اول شعر به شمار می‌آیند) اعتلا یافت، ولی دیگر کمتر از گویندگان بزرگ نشانی می‌بینیم.

انواع شعر
شعر نو

شعر نو، سبکی از شعر است که ممکن است موزون باشد یا نباشد، وزن آن عروضی کامل باشد یا ناقص باشد. همچنین می‌تواند قافیه دار یا بدون قافیه باشد. معمولاً شعر نو در فارسی به دو گونه تقسیم می‌شود: شعر نیمایی و شعر سپید.
انواع قالبهاي مختلف شعر فارسي و بررسي آنها :

منظور از قالب يک شعر، شکل آرايش مصراعها ونظام قافيه آرايي آن است. شعر به مفهوم عام خود نه در تعريف مي گنجد و نه درقالب، ولي شاعران و مخاطبان آنها، به مرور زمان به تفاهم هايي رسيده اند و بدون اين که در اين تفاهم مجبور باشند، شکلهايي خاص را در مصراع بندي و قافيه آرايي شعر به رسميت شناخته اند.

به اين ترتيب در طول تاريخ، چند قالب پديد آمده وشاعران کهن ما کمتر ازمحدوده اين قالبها خارج شده اند. فقط در قرن اخير، يک تحوّل جهش وار داشته ايم که اصول حاکم بر قالبهاي شعر را تا حدّ زيادي دستخوش تغيير کرده است.

به طور كلي قالبهاي شعر فارسي به دو دسته كلي تقسيم ميشوند:

1- قالبهاي كهن
2- قالبهاي نوين

  • قالبهاي نوين


    تا اوايل قرن حاضر هجري خورشيدي، شاعران ما دو اصل کلي تساوي وزن مصراعهاي شعر و نظم ثابت قافيه ها را رعايت کرده اند و اگر هم نوآوري اي در قالبهاي شعر داشته اند، با حفظ اين دو اصل بوده است. در آغاز اين قرن، شاعراني به اين فکر افتادند که آن دو اصل کلّي را به کنار نهند و نوآوري را فراتر از آن حدّ و مرز گسترش دهند. شعري که به اين ترتيب سروده شد، شکلي بسيار متفاوت با شعرهاي پيش از خود داشت.

    آنان که با غزل حافظ و سعدي و مثنوي فردوسي و نظامي و امثال اينها عادت داشتند، ناگهان چنين شعرهايي پيش روي خويش مي ديدند: قُقنوس، مرغ خوشخوان، آوازه جهان، آواره مانده از وزش بادهاي سرد، بر شاخ خيزران، بنشسته است فرد، بر گرد او به هر سر شاخي پرندگان.

    در اين گونه شعرها، شاعر مقيّد نيست مصراعها را وزني يکسان ببخشد و در چيدن مصراعهاي همقافيه، نظامي ثابت را ـ چنان که مثلاً در غزل يا مثنوي بود ـ رعايت کند.

    طول مصراع، تابع طول جمله شاعر است و قافيه نيز هرگاه شاعر لازم بداند ظاهر مي شود. در اين جا آزادي عمل بيشتر است و البته از زيبايي ويژه موسيقي شعر کهن هم خبري نيست. ما را بر سر زمان، نحوه و زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي پيدايش چنين شعرهايي بحث نيست و بيشتر برآنيم که اين گونه شعر را بشناسيم و البته در حدّ نياز، به مقتضيات آن اشاره کنيم.


    به هر حال، پديدآورنده جدي اين قالبها را نيما يوشيج مي شمارند، يعني علي اسفندياري، رک به نيما يوشيج اسفندياري از باشندگان روستاي يوش از توابع شهرستان آمل در مازندران ايران. البته همه اقرار دارند که پيش از نيما يوشيج نيز اندک نمونه هايي از اين گونه شعر در دور و کنار ديده شده است، ولي نه قوّت آن شعرها در حدّي بوده که چندان قابل اعتنا باشد و نه شاعران آنها با جدّيت اين شيوه را ادامه داده اند.

    نيما نخستين کسي بود که به اين قالبها به چشم يک نياز جدّي نگريست و حدود سي سال، توان شعري اش را بر سر اين کار نهاد. پس از اين نوآوري نيما يوشيج، تحوّل در قالبهاي شعر ادامه يافت و شکلهايي ديگر نيز پيشنهاد شد که در آنها نيز آن دو اصل کهن تساوي وزني مصراعها و نظم قافيه ها به کنار نهاده شده بود. کم کم همه اينها "شعر نو" ناميده شدند

    ولي نوگرايي نيما و پيروان او، فقط در قالبهاي شعر نبود. آنها در همه عناصر شعر معتقد به يک خانه تکاني جدّي بودند و حتّي مي توان گفت تحوّلي که به وسيله اينان در عناصر خيال و زبان رخ داد، بسي عميق تر و کارسازتر از تحوّل در قالب شعر بود. دريغ که هم بسياري از نوگرايان و هم خيلي از مخالفان آنها، همين قالب يا پوسته شعر را ديدند و از باطن آن غافل ماندند. بسيار کسان بودند که خرده ذوقي داشتند ولي توان دست و پنجه نرم کردن با وزن و قافيه در آنان نبود و اينان شعر نو را مستمسکي کردند براي اظهار وجود و چنين شد که ناخالصي در شعر، بيشتر از پيش شد. در قديم، وزن و قافيه همچون دربانهايي خشن، مانع ورود نامحرمان به حريم شعر مي شدند که در شعر نو، ديگر نه دري درکار بود و نه درباني. چنين شد که گروهي از شاعر نمايان، زير چتر فراخ شعر نو پناه آوردند و البته کم و بيش مايه بدنامي آن هم شدند.

    . براستي چه چيزي گرايش به اين قالبها را در اين قرن ايجاب کرد و چرا در اين زمان خاص، عدّه اي به اين نتيجه رسيدند که عمر قالبهاي کهن به سر رسيده است؟ در پاسخ به اين سؤال، نخست بايد دريابيم که تنگنايي در قالبهاي کهن بوده يا نه; و اگر بوده، شعر نو چه گريزگاهي پيشنهاد کرده است.


    رعايت قالبهاي کهن، يعني گردن نهادن به آن دو اصل تساوي وزن و نظم قافيه ها، و اين گردن نهادن، هم چنان که شعر را موسيقي اي دلپذيرمي بخشد، محدود کننده نيز هست. مي گوييم مصراعها بايد برابر باشند

    . براستي مصراع چگونه شکل مي يابد؟ از لحاظ موسيقيايي، يک مصراع، مجموعه اي منظم از هجاهاست و وقتي به آخر مجموعه مي رسيم، بايد يک توقف ناگزير داشته باشيم براي تجديد نفس و دريافت وزن و قافيه. اين از جنبه موسيقيايي قضيه بود; ولي از سويي ديگر، ما يک توقفگاه هم از بُعد زبان در پايان هر جمله داريم. حالت مطلوب، آن است که اين دو توقفگاه، بر هم منطبق شوند يعني پايان مصراع، پايان جمله نيز باشد.

    در غير آن صورت اگر جمله در ميان مصراع تمام شود، ما ناگزير به يک توقّف زباني هستيم که به موسيقي لطمه مي زند و اگر مصراع تمام شود ولي جمله ناقص باشد، ما ناچاريم براي حفظ موسيقي، درنگي بکنيم کهبه دريافت معني آسيب مي رساند.

    مشکل ديگر اين است که در قالبهاي کهن، غالباً هر دو مصراع با هم قرينه مي شوند و يک بيت مي سازند.

    بنابراين به طور طبيعي و بناگزير، تعداد مصراعها زوج است و شاعر بايد به هر حال، براي هر مصراع، قرينه اي بتراشد هر چند حرفش به اندازه همان يکي بوده باشد. نظم قافيه ها بيش از تساوي وزنها محدود کننده است چون شاعر ناچار است بعضي مصراعها را با کلماتي از پيش تعيين شده پايان بخشد.


    اين قافيه ها، ذهن شاعر را خط دهي مي کنند و آزادي تخيّل او را محدود. شايد لزومي نداشته باشد اشکال مختلف گرفتاريهايي را که از رعايت قافيه ناشي مي شود، بر شماريم و تقسيم بندي کنيم.

    به هر حال آن چه مسلّم است، محدوديتي است که از اين رهگذر براي شاعر پديد مي آيد.


    با يک تشبيه مي توان گفت در قالبهاي کهن، شاعر همانند کاشيکاري است که مقيّد باشد فقط کاشيهايي سالم و هم اندازه به کار ببرد و در عين حال، نقشي منظم نيز بر ديوار بيندازد. البته کاشي کردن يک ديوار صاف، ساده و طولاني با اين شکل، کار سختي نيست; ولي وقتي فضا تنگ باشد و ديوار ناهموار، اگر نگوييم کار غير ممکن مي شود، حدّاقل مي توان گفت هنرمندي بسياري طلب مي کند. حتي کار شاعر از اين هم سخت تر است چون بايد در عين حفظ شکل منظم، مراقب باقي عناصر شعر هم باشد که در بهترين شکل خود ظاهر شده باشند.

    با اين همه، البته نمي توان گفت شعري که در قالبهاي کهن سروده مي شود، حتماً ناقص از کار درمي آيد و اگر هم چنين ادعايي بکنيم، وجود اين همه شعرهاي کهن زيبا، هنرمندانه و پرمحتوا را در گنجينه ادبيات خويش، چگونه توجيه مي توانيم کرد؟ اگر واقع بين باشيم، بايد بپذيريم که بسياري از اين محدوديتها، در دست شاعران توانا به ابزار بيان هنري تبديل شده اند. حذف، تکرار، ترکيب سازي و ديگر قابليتهاي زباني که پيشتر بدانها پرداخته ايم،


    گاهي فقط براي رويارويي با تنگناهاي وزن و قافيه در شعرها رخ مي دهند و از اين زاويه، تمايزي به زبان مي بخشند.

    به هرحال، سابقه هزار ساله شعر کهن ما نشان مي دهد که نظام وزن و قافيه در آن قالبها را نمي توان مانعي جدّي براي شعر سرودن قلمداد کرد. در عين حال منکر اين هم نمي توانيم شد که اينها به هر حال، در مواردي تنگناهايي نيز ايجاد مي کنند و بسيار طبيعي است که شاعري براي رهايي از اين تنگناها، نظام قراردادي وزن و قافيه را بشکند و يا حداقل اصلاح کند تا آزادي عمل بيشتري در عناصر خيال و زبان بيابد. نيمايوشيج و پيروان او به چنين نتيجه اي رسيدند و عمل کردند و در هدف خود موفّق هم بودند. ولي چرا ناگهان در اوايل قرن حاضر و پس از ده قرن شعرسرايي شاعران پارسي گوي، چنين بحثي پيش آمد و چنين نتيجه اي گرفته شد؟

    البته دگرگونيهاي سريع سياسي و اجتماعي، در اين ميان کارساز بوده، ولي يک عامل ديگر را هم نبايد ناديده گرفت و آن تغيير فرهنگ رسانه اي ماست. ما فرهنگي داشته ايم شفاهي، که در آن شعر را بيشتر با گوش مي شنيده اند و کمتر به صورت مکتوب مي خوانده اند. آنگاه که شعر با گوش سر و کار دارد، حرف اوّل را موسيقي مي زند، يعني وزن و قافيه; و طبيعي است که شاعر بکوشد حتي الامکان عيار آنها را در حدّ ثابتي نگه دارد. در عصر حاضر و با گسترش رسانه هاي چاپي، فرهنگ به سوي مکتوب شدن پيش رفت و لاجرم نقش موسيقي کلام که بيشتر شنيدني بود، کمتر شد.

    شاعران کهن سرا مي کوشيدند نظام موسيقيايي را حفظ کنند هرچند در اين ميانه آسيبي هم به زبان و خيال وارد شود و شاعران نوگرا مي کوشند آزادي عمل خويش در خيال و زبان را حفظ کنند هرچند آسيبي متوجه موسيقي شود. پس مي توان گفت پيدايش شعر نو، ناشي از يک سبک و سنگين کردن مجدّد عناصر شعر و ايجاد توازني نوين براي آنها بوده است; چنان که مثلاً در تغيير توازن قوا در يک حاکميت، رئيس جمهور جايش را به نخست وزير بدهد يا برعکس.

    قالبهاي نوين شامل:

    قالب نيمايي
    شعر آزاد
    شعر منثور
  • قطعه

    قطعه مجموعه تعدادي بيت است كه مصراعهاي دوّم شان هم قافيه باشند. طبيعتاً هر قطعه حداقل مي تواند دو بيت داشته باشد ولي حدّاكثري براي آن نمي توان تصوّر كرد و اين به اقتضاي سخن شاعر بسته است.

    اين هم يك قطعه معروف پنج بيتي منسوب به ناصرخسرو انوري:

    نشنيده اي كه زير چناري، كدوبُني
    بر جست و بر دويد بر او بَر، به روزِ بيست
    پرسيد از آن چنار كه "تو چند روزهاي؟"
    گفتا چنار: "عمرِ من افزونتر از دويست"
    گفتا: "به بيست روز، من از تو فزون شدم
    اين كاهلي بگوي كه آخر ز بهر چيست؟"
    گفتا چنار: "نيست مرا با تو هيچ جنگ
    كاكنون نه روزِ جنگ و نه هنگام داوري است
    فردا كه بر من و تو وزد باد مهرگان
    آنگه شود پديد كه نامرد و مرد، كيست"

    قطعه در تاريخ ادبيات، قالب بيان موضوعاتي است كه بايد به نثر بيان ميشده اند: موضوعاتِ از پيش انديشيده، مثل حسب حال، خاطره و هجو. نثر بودن اين قالب تا بدان حدّ است كه غالب مراسلات شاعران هم در اين شكل بوده.

    در ادبياتي كه پيوسته نظم برتر از نثر شمرده مي شده و نثر در سايه مي زيسته، بيان منظوم موضوعات و اغراض غير شاعرانه امر طبيعي است.

    امّا به تدريج كه نثر جاي واقعي خود را در ادبيات باز يافت، قطعه فراموش شد و امروزه بسيار كم اتفاق مي افتد كه شاعري قطعه بسازد .

    -->
     
  • غزل

    غزل را می توان پرکاربرد ترین قالب شعر معرفی کرد که شعر های بسیار زیبایی در این قالب سروده شده اند.
    ترتیب قرار گیری قافیه ها در غزل به گونه ای است که قافیه ی مصرع اول با قافیه ی مصرع های زوج برابر است.
    حداقل تعداد ابیات غزل 5 بیت است ولی حداکثری نمی توان برای آن متصور شد. هرچند که معمولا تعداد این ابیات فراتر از 12 بیت نیست.
    موضوع غزل را معمولا عرفان و عشق و وصف طبیعت و ... می باشد.
    مشهورترین شاعرانی که در قالب غزل تبحر داشته اند حضرت حافظ شیرازی، مولوی، شهریار و ... است که آثارشان همواره نزد ایرانیان از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار بوده است.
    یکی از نمونه های زیبای غزل از حافظ:


    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند

    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند


    به فتراک جفا دلها چو بربندند بر بندند

    ز زلف عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند


    به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند

    نهال شوق در خاطر چو برخیزنند بنشانند


    سرشک گوشه گیران را چو دریابند دُر یابند

    رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند


    دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد

    ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند


    ز چشمم لعل رمانی چو می خندند می بارند

    ز رویم راز پنهانی چو می بینند می خوانند


    چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند

    بدین درگاه حافظ را چو می خوانند میرانند


    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند

    که با آن درد اگر در بند درمانند درمانند
  • مطلع و مقطع و تخلص :

    بیت اول غزل مطلع نام دارد. گاهی بعضی غزلها دو تا سه مطلع دارند. آخرین بیت غزل را مقطع گویند که معمولا شاعر در آن «تخلص» یا نام اختصاصی ادبی خود را ذکر می کند. از دورۀ مغول به بعد ذکر نام معمول شد:

    «حافظا» در کنج فقر و خلوت شبهای تار

    تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

    گاهی تخلص در بیت ماقبل آخر یا اواخر غزل آورده می شود و بیت یا ابیات آخر متمم و مکمل بیت قبل است:

    به عشق روی تو اقرار می کند «سعدی»

    همه جهان به در آیند گو به انکارم

    کجا توانمت انکار دوستی کردن

    که آب دیده گواهی دهد به اقرارم

    گاهی در آخر غزل ابیاتی در مدح آمده است که در غزلیات حافظ معمولا تخلص همین مدح است:

    نکته دانی بذله گو٬ چون «حافظ» شیرین سخن

    مجلس افروزی جهان افروز چون حاجی قوام

    هر که این عشرت نخواهد خوشدلی بر او تباه

    وآنکه این مجلس نجوید زندگی بر وی حرام

    گاهی مقطع غزل ارتباطی با مفاهیم اصلی غزل ندارد و مثلا مدح
    یا خودستایی است:

    شعر «حافظ» از زمان آدم اندر باغ خلد

    دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود
    -->
     
  • تفاوتهای اساسی میان غزل و تغزل


    «تغزل» وحدت موضوع دارد و اغلب امری توصیفی یا عاشقانه، به صورت پیوسته و مرتبط ، در آن بیان می شود؛ حال آنکه «غزل» دارای این هماهنگی و ارتباط کامل مفهوم نیست.

    2ــ عشق مطرح در «تغزل» همیشه مادی و زمینی است؛ اما در «غزل» بیشتر عشق معنوی و آسمانی مطرح است.

    3 ــ در «تغزل»، اغلب وصال و شادکامی مطرح است؛ در حالی که در بیشتر غزلیات قرون هفتم و هشتم و نهم روح غم و یأس و فراق و رنجهای آن عنوان می شود.

    4ــ شخصیت اصلی «تغزل» عاشق است؛ اما در «غزل» محور کلام «معشوق» است.

    5 ــ معشوق «تغزل» پست و حقیر و زمینی است؛ در حالی که معشوق «غزل» آسمانی و والاست.

    6 ــ «تغزل» نوعی واقع گرایی (رئالیسم) سطحی است؛ در حالی که «غزل» ضد واقع گرایی است.

    7 ــ «تغزل» دارای سطح و اعتبار لفظی است؛ اما «غزل»، در عین کمال لفظ، با ژرفای اندیشه همراه است.

    8 ــ «تغزل» معمولا تحت تأثیر آهنگ و سنگینی وزنی قصیده است؛ اما «غزل» لطافتی مستقل و وزنی درخور اندیشه های نوشته شده در آن دارد.
    -->
     
  • تکامل غزل با جلوه های عرفانی

    تکامل غزل از سنایی آغاز می شود. هرچند سنایی دارای قصایدی است که با قصاید قبلی تفاوتی ندارد، اما در میان این قصاید، تغزل و گاهی کیفیت دیگری به چشم می خورد که از تغییر حال و تفکر سنایی سخن می گوید. او، به جای سخن گفتن از مغازله ها و عشق ورزی های زمینی، در غزلهای خود به عشق الهی و شوق و شور عشق معنوی می پردازد و فصلی تازه را در شعر فارسی آغاز می کند که، به لحاظ مضمونها و هدفها، با تغزلات گذشتگان کاملا متفاوت است:
    ماه شب گمرهان عارض زیبای توست
    سرو دل عاشقان قامت رعنای توست
    همت کروبیان شعبده دست توست
    سرمه روحانیان خاک کف پای توست
    رای همه زیرکان بسته تقدیر توست
    جان همه عاشقان سغبه* سودای توست
    وصل تو سیمرغ گشت بر سر کوه عدم
    خاطر بی خاطران مسکن و مأوای توست
    بر فلک چارمین، عیسی موقوف را
    وقت خروج آمده است منتظر رای توست
    موسی چون مست گشت عربده آغاز کرد
    صبر به غایت رسید وقت تجلای توست

    غزل در سبک هندی

    پس از «سعدی» و «حافظ»، شاعرانی چون «همام تبریزی» و «کمال خجندی» و «قاسم انوار» و «جامی» ظهور کردند که راه آن دو شاعر را می پیمودند، اما غزل پس از حافظ دچار انحطاط و فتور گشت و این انحطاط در تمام دوره تیموری ادامه داشت. با روی کار آمدن صفویان، در سبک اصفهانی یا هندی نیز - اگرچه قالب مطلوب بسیاری از شاعران بود - ترکیبات ناخوشایند راه یافت و ردیفها دشوار شد. مضمونها پیش پا افتاده و گاهی اغراق آمیز و باریک بینانه شد و بعضی از واژه های نامأنوس فارسی و ترکی در غزل راه یافت و موجب تعقیدات لفظی شد.
    این امر خاص همه شاعران نبود و بعضی از شاعران سبک هندی به آفرینش غزلیاتی توفیق یافتند که، از لحاظ مضمونهای لطیف و رقت معانی، از شاهکارهای شعر فارسی محسوب می شود. برگزیدگان غزل این دوره عبارت اند از: «بابا فغانی» و «وحشی بافقی» و «صائب تبریزی» و «فیضی دکنی» و «بیدل دهلوی» و «ابوطالب کلیم».
    پیری رسید و مستی طبع جوان گذشت
    ضعف تن از تحمل رطل گران گذشت
    وضع زمانه قابل دیدن دوباره نیست
    رو پس نکرد هرکه از این خاکدان گذشت
    در راه عشق، گریه متاع اثر نداشت
    صدبار از کنار من این کاروان گذشت
    از دستبرد حسن تو بر لشکر بهار
    یک نیزه خون گل، ز سر ارغوان گذشت
    طبعی به هم رسان که بسازی به عالمی
    یا همتی که از سر عالم توان گذشت
    مضمون سرنوشت به عالم جز این نبود
    آن سر که خاک شد به ره از آسمان گذشت
    در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست
    در قید نام ماند، اگر از نشان گذشت
    بی دیده راه اگر نتوان رفت، پس چرا
    چشم از جهان چو بستی، از آن می توان گذشت؟
    بدنامی حیات دو روزی نبود بیش
    آن هم «کلیم» با تو بگویم چه سان گذشت
    یک روز صرف بستن دل شد به این و آن
    روز دگر به کندن دل ز این و آن گذشت
    «ابوطالب کلیم کاشانی»
    -->
     
  • قصيده

    قصيده قالبي است شبيه غزل ولي با تعداد بيتهايي بيشتر. ولي اين "بيشتر" يعني چقدر؟ و چرا اصولاً براي اين شكل، نامي ويژه اختيار شده است؟ چرا براي قطعه هاي طولاني نامي ديگر ننهاده ايم و براي غزلهاي طولاني نهاده ايم؟ براي دريافتن پاسخ اين پرسشها، بايد قدري حاشيه روي كنيم.

    اين تقسيم بنديها و نامگذاريها، اعتباري ندارند مگر اين كه كار ما را در تفهيم و تفاهم آسان كنند. يعني به اين وسيله، تعدادي از شعرها كه ويژگيهاي مشتركي دارند، از بقيه جدا شوند و ما بتوانيم با صرف استفاده از يك اسم، به مجموعه اي از ويژگيها اشاره كنيم.

    ممكن است دو شعر در شكل قافيه آرايي كاملاً متفاوت باشند ولي اين قافيه آرايي در ويژگيهاي هنري، كاربرد و محتواي آنها تأثيري قابل توجه نگذارد. در آن صورت، دليلي ندارد كه براي هر شكل، قالبي مستقل در نظر گيريم و اسمي تازه بتراشيم. در مقابل، ممكن است دو شعر، با يك اختلاف جزئي، تفاوت چشمگيري در محتوا، كاربرد و حال و هواي هنري بيابند.

    طبعاً انتظار مي رود كه شكل هر يك را با نامي ويژه مشخّص كنيم. قصيده و غزل چنين حالتي دارند. تفاوت حال و هوا و كاربردشان آن قدر زياد است كه دو عنوان مستقل را طلب مي كند. گاه حتي اين تفاوتهاي ديگر از تعداد بيتها نقشي تعيين كننده تر مي يابد. حالا اين تفاوتهاي ديگر در كجاست؟َ

    قصيده غالباً به مناسبي خاص يا براي موضوعي مشخص سروده مي شده و قالبي تريبوني و خطابي بوده، بر خلاف غزل كه بيشتر با خلوت مردم سروكار داشته است. مثلاً نمي توان گفت سعدي غزل "از هر چه مي رود سخن دوست خوشتر است" را براي رخداد خاصي گفته ولي مي توان گفت انوري قصيده "به سمرقند اگر بگذري اي باد سحر" را براي تهاجم غُزها به خراسان سروده است.َ

    زبان قصيده غالباً خشن تر و تكنيكي تر است و زبان غزل، نرم تر و سهل تر. حتّي اگر دقيقتر بگوييم، در قصيده تكيه بيشتر بر هنرمنديهاي موسيقيايي و زباني است و در غزل، بر تخيّل. مي توان اين تفاوت را در مقايسه بين غزلها و قصيده هاي يك شاعر دريافت; مثلاً شادروان خليل الله خليلي يا مهرداد اوستا. اين دو تن در هر دو قالب با قوّتي نسبتاً يكسان ظاهر شده اند ولي در قصيده هايشان كفّه زبان را سنگين تر مي يابيم.

    چند قصيده از قصيده سرايان معروف فارسي :

    مرا بسود و فرو ريخت هر چه دندان بود / رودكي
    ايا شنيده هنرهاي خسروان به خبر / عنصري
    شهر غزنين نه همان است كه من ديدم پار / فرّخي
    الا يا خيمگي خيمه فرو هِل / منوچهري
    اي ساربان! منزل مكن جز در ديار يار من / امير معزي
    بگذر اي باد دل افروز خراساني / ناصرخسرو
  • + نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 3:38  توسط مجتبی اختیاری   | 

    گویشهای مختلف در ایران

    Iranian Speaking World

     

     

    Orange:  Western-Iranian Languages         Red:  Eastern-Iranian Languages

     
    مردم جامعه ايران و تکلم به 6 زبان

    تنوع زباني در ايران، شايد يکي ديگر از زيبايي هاي آن باشد. از ماکو تا سراوان؛ از ايلام تا زابل؛ از سرخس تا آبادان، و از کيش تا گرگان؛ طيف زيباي زباني ايران را چنان ترسيم مي کند که سال هاي سال مي تواند جزء پروژه هاي تحقيقي زبان شناسان قرار گيرد؛ پروژه هايي که درباره شناخت زبان و ماهيت آن پيشينه يي بس قديم دارد و از عصر طلايي يونان تا امروزه روز؛ محققان را به خود مشغول کرده است.

    اما در ايران؛ رسانه هاي داخلي - شايد به خاطر عدم آگاهي يا وجود نداشتن منبع درست و موثق - نتوانسته اند اين نمودار را براي جامعه زباني داخل مشخص کنند.

    گاه به لهجه يي، زبان گويند و گاه زباني را لهجه مي نامند؛ در حالي که زبان اين نهاد اجتماعي تنها وسيله ارتباطي شاخص در جامعه بشري امروز است و با سهل انگاري نمي شود هويت آن را ناديده گرفت.

    و حال - از سر فايده تکرار و شايد هم از سر صدق - اين ابهام را در اين يادداشت؛ در حد توان شفاف مي کنم تا سخنگويان اين زبان ها، که هموطنان من هستند، اعتبار اجتماعي و هويت زباني خود را باز شناسند.

    لهجه (dialect) يا به اصطلاح جديد، گويش را به سه معني در نظر مي گيرند.

    1- تلفظ واژه هاي يک زبان به شيوه گويش يا زبان معين (= مانند فارسي را با لهجه انگليسي حرف مي زد) 2- شيوه تلفظ، آهنگ سخن گفتن و ويژگي گفتاري يک ناحيه معين (= مانند لهجه يزدي) 3- شيوه سخن گفتن مربوط به يک گروه شغلي يا اجتماعي، لحن (= مانند؛ لهجه اش مثل جاهل ها بود).

    در دايره المعارف مصاحب نيز اين توضيح آمده است؛

    «لهجه (lahje) و به اصطلاح جديد گويش (guyes)، گونه يي از يک زبان، در اصطلاح علمي قرن 20 م، لهجه عبارت است از زبان يک شخص يا گروه که از لحاظ تفاوتي که با زبان اعضاي ديگر همان جامعه زباني دارد در نظر گرفته شود. جامعه زباني گروهي را گويند که زبان بومي آن براي ديگر اعضاي گروه (و نه لزوماً براي همه اعضا) مفهوم باشد. مثلاً چون يک سلسله اشخاص A و B و C و ... Z را در نظر بگيريم که در آن هر کس بتواند با کسي که کنار او است به زبان خود تکلم کند، ولي A و Z نتوانند سخن يکديگر را بفهمند، مي گويند که A ... Z به يک جامعه زباني تعلق دارند و A و Z به لهجه هاي مختلف سخن مي گويند.

    دليل پيش آمدن چنين وضعي جدا ماندن اعضاي يک جامعه زباني از يکديگر است. نمونه آن جامعه زباني هلندي - آلماني است که از فلاندر تا شلسويگ و ستيريا گسترده است و هر کس زبان همسايه خود را مي فهمد، ولي لهجه هاي فلاندري و ستيريايي براي يکديگر نامفهوم است. در اين ناحيه دو زبان استانده (هلندي و آلماني رسمي) وجود دارد که همه درس خوانده هاي صاحب لهجه آن را به کار مي برند، اما اين دو زبان براي يکديگر قابل فهم نيستند، زيرا از تکامل لهجه هاي نامفهوم براي يکديگر پيدا شده است.»

    حال در ايران، زبان فارسي چندين لهجه مختلف دارد؛ که افراد هر منطقه يي با لهجه يي خاص آن را مورد استفاده قرار مي دهند. غکه در زبان شناسي به آن لهجه فردي (idiolect) مي گوييم، که خصوصيات گفتاري يک فرد در نظام زباني اوستف. در جغرافياي لهجه (dialect geography) ايران امروز، مثلاً لهجه هاي اطراف درياي خزر - مازندراني، گيلکي، طالشي و... - لهجه هاي مرکزي ايران - نطنزي، فريزندي، يارندي، ميمه يي، گلپايگاني و خوانساري، اصفهاني، شيرازي، اردستاني، سيوندي، نائيني، يزدي، کرماني، سمناني و... - يا لهجه هاي شرقي - مشهدي، سيستاني و... - يا لهجه هاي غربي - همداني، کرمانشاهي و... - که هر کدام در هر شهري مرسوم است و حتي گاهي در توابع و مناطق نزديک به هر شهري نيز، اين لهجه ها تغيير مي کنند. مثلاً در سمنان، لاسگردي ها با سرخه يي ها متفاوت حرف مي زنند.

    يا مثلاً بعضي از اقليت هاي مذهبي داخل ايران نيز با لهجه هاي متفاوت حرف مي زنند، مانند لهجه زردشتيان يزد و کرمان يا لهجه يهوديان همدان و کاشان و اصفهان يا ارمني ها.

    حال در زبانشناسي اصطلاحاً، به اين علم يا بررسي شناختي لهجه ها، لهجه شناسي (dialectology) مي گويند که در فرهنگ انديشه نو چنين آمده است؛ «شاخه يي از زبان شناسي که به بررسي گونه هاي محلي يک زبان مي پردازد. لهجه ها معمولاً به گونه هاي مبتني بر معيارهاي جغرافيايي اطلاق مي شود (لهجه هاي محلي)، اما اين مفهوم شامل گونه هاي اجتماعي - اقتصادي (لهجه هاي طبقاتي) و ساير گوناگوني هاي زباني (از جمله لهجه هاي شغلي) نيز مي شود. البته لهجه شناسي با زبان شناسي اجتماعي تا حدي تداخل دارد. معمولاً در لهجه شناسي بين مطالعات شهري و روستايي تمايز قائل مي شوند. لهجه شناسي سنتي و تهيه اطلس هاي زباني، که در آن بر هم گفت ها تاکيد مي شود، نيز با لهجه شناسي ساختاري يعني مطالعات نظام داري که اخيراً با استفاده از فنون زبان شناسي ساختاري روي تقابل لهجه يي صورت مي گيرد متفاوت است.»

    اما هموطنان ما، اغلب فرقي بين «لهجه و زبان» قائل نمي شوند، بي توجه به اين مساله که لهجه متعلق به يک زبان است و تفاوت هاي تلفظ و آهنگ کلامي هر زبان است که لهجه را مي سازد.
     

    « در داخل ايران چند زبان وجود دارد؟» اين پرسشي است که شايد گاهي به ذهن اکثر افراد خطور کند، اما در ايران، 6 زبان وجود دارد که در گوشه و کنار آن تکلم مي شوند؛


    ۱- زبان فارسي

    زبان فارسي (کهن، اوستايي، باستان، سکايي، ميانه، پهلوي، پارتي، تاجيکي، افغاني، سغدي، لاري و معاصر) از زبان هاي هند و اروپايي ايراني است که قدمت آن به طور تقريبي به 10 قرن قبل از ميلاد باز مي گردد.

    اول فارسي باستاني يا هخامنشي بود که منشاء زبان فارسي ميانه و کنوني است و کتيبه بزرگ داريوش در بيستون به آن نوشته شده که با زبان اوستايي و سانسکريت (زبان کلاسيک هندوستان) شباهت زيادي دارد.

    اين زبان که حدود 1100 سال قدمت دارد و پس از رواج آيين اسلام، در ايران زبان رسمي و درباري (دري) بوده است و امروزه هم ادامه دارد و زبان ادبيات و فرهنگ و هنر ايران شده است، تاريخ زبان هاي ايراني را به 3 دوره تقسيم مي کنند.

    1- دوره زبان باستاني ايراني (از آغاز هزاره 2 ق.م تا قرن 4و3 ق.م)

    2- دوره زبان ايراني ميانه (از قرن 3 و 4 ق.م تا قرن 8و9 م)

    3- دوره زبان معاصر ايراني (از 8 و9 م تا امروز)
     
    ۲- زبان ترکي

    زبان ترکي؛ زباني است مستقل، دسته يي از زبان اورال - آلتايي که لهجه هاي متفاوتي دارد، (مانند زبان ترکي غربي) که لهجه هاي زبان ترکي رايج در ايران اصولاً با ترکي قفقاز پيوسته است و در بخش شمال غربي، غرب کشور و حتي بعضي از نواحي شمال مرکزي ايران (تهران، ساوه، قم و...) و حتي قبايل مرکزي و جنوبي ايران (قشقایی) به اين زبان تکلم مي کنند از زمان تاتارها و حکومت هاي خاندان هاي ترک زبان (غزنويان، تيموريان، خوارزمشاهيان، گورکانيان، قاجارها و...) اين زبان در ايران رواج يافت.

    ۳- زبان کردي

    کردي زبان کردان است. از زبان هاي ايراني غربي، از ريشه هند و اروپايي که در عراق و ايران و ترکيه و سوريه، ارمنستان، قفقاز و ترکمنستان شوروي بدان سخن مي گويند و لهجه هاي متعدد گوراني (کردهاي غرب)، کرمانجي (اکثر کردان)، مکري، سنندجي، سوراني و... است.

    کردستان قلمرو اصلي زبان کردي است اما در ناحيه ديلمان (شمال قزوين)، فارس، حوالي نيشابور، بجنورد، شيروان، قوچان و مشهد هم به آن تکلم مي شود ادبيات غني کردها نيز داراي آثار بسياري به زبان کردي - با خط عربي - است و يکي از قديمي ترين لهجه هاي آن، «اورامي» است که به گوراني نزديک است و قديمي ترين زبان ايراني محسوب مي شود که اکثر کارشناسان، لري، کرمانشاهي و بختياري را جزء لهجه هاي وابسته به کردي مي دانند. (هرچند که با لهجه هاي کردي تفاوت بارز دارند)

    ۴- بلوچي

    از زبان هاي ايراني غربي است و ريشه هند و اروپايي دارد که در سيستان و بلوچستان رايج است. دو لهجه اساسي شرقي و غربي دارد، اين زبان در بعضي از نقاط ايران مانند کرمان و لارستان و جنوب غربي هامون و خراسان و سبزوار و بيرجند تکلم مي شود (و حتي در پاکستان غربي و افغانستان جنوبي) و نزديک به 3 ميليون نفر به آن تکلم دارند.

    ۵- ارمني

    از زبان هاي هند و اروپايي است که بيشتر در ارمنستان رايج است.

    ۶- عربي

    يکي از زبان هاي سامي که پس از ورود اسلام به ايران، در مناطق جنوب و جنوب شرقي ايران رواج يافت.

    (اما از نظر آماري 3 زبان فارسي، ترکي و کردي، بيشترين قسمت طيف لهجه ها و زبان هاي ايراني را به خود اختصاص مي دهند.)

    شايد در جغرافياي امروز، معدود کشورهايي وجود داشته باشد که داراي اين طيف زيباي تنوع زباني باشد. اما افسوس در کنار زبان ملي ايران، به رشد و توسعه و روش مند کردن ديگر زبان ها و حتي پيکره زباني يا (Corpus) ساختن براي زبان فارسي هم نپرداخته ايم،

    و لهجه ها را نيز به شيوه يي علمي ثبت و ضبط نکرده ايم و شايد هر روز در کنار هشدارهاي حفظ محيط زيست، بايد در صفحه اجتماعي رسانه هاي داخلي، حفظ زبان و لهجه در ايران را نيز گوشزد کرد که نشانه هويت ايراني است.

    جمع آور ی توسط اسماعيل موسي لو 
     
    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 3:26  توسط مجتبی اختیاری   | 

    موزه تاریخی دارآباد در ایران
    موزه طبیعت و حیات وحش ایران، یکی از موزه‌های استان تهران است و در ابتدای محدوده دارآباد و خیابان آجودانیه در خیابان موزه واقع شده‌است. محل آن یکی از کاخهای شمس پهلوی بوده که برای میهمانان ساخته شده ولی هیچگاه مورد استفاده قرار نگرفته بوده‌است و پس از انقلاب، با تغییراتی برای استفاده عموم به موزه‌ای با محوریت طبیعت ایران تبدیل شد. این موزه در سال ۱۳۷۲، توسط شهرداری تهران و به منظور آشنایی شهروندان با میراث فرهنگی و طبیعی و شناخت اهمیت حفاظت از محیط زیست و حیات وحش، افتتاح گردید.

    در سال ۱۳۸۰ مجسمهٔ دایناسور گیاهخوار «کامپتوزوروس» که در دوران ژوراسیک در ایران می‌زیسته‌است و آثار آن در سنگواره‌های تشکیلات شمشک کرمان یافت شده بوده، توسط هنرمندان ایرانی و افغانی در یزد ساخته، و بعنوان نماد در محل ورودی موزه نصب گردیده‌است.

    موزه در سال ۱۳۷۶ به عضویت شورای بین‌المللی موزه‌ها (ICOM) در آمد و در همین سال نیز بعنوان اولین موزه ایرانی به شبکه جهانی اینترنت پیوست و مجله اینترنتی پر طرفدار «طبیعت و حیات وحش ایران» را با حمایت شرکت خدمات اینترنتی ندا رایانه، راه‌اندازی نمود. همچنین با عضویت مدیر آموزش و نمایشگاه موزه در کمیسیون آموزش و ارتباطات سازمان جهانی حفاظت از محیط زیست (IUCN-CEC)، بصورت فعال در گردهمایی‌های بین‌المللی شورای جهانی موزه‌ها (ICOM) در اسپانیا و سازمان جهانی حفاظت از محیط زیست (IUCN) در شمال آفریقا، شرکت نمود.

    موزه دارای ساختمانی دو طبقه با زیر بنای ۲۵۰۰ مترمربع در زمینی به مساحت ۱۲۰۰۰ متر مربع، و دارای بخش‌های متعددی است که عبارتند از:

    بخش آبزیان، پرندگان و پستان‌داران شامل:

    - سالن نمونه‌های اروپایی، آسیایی و امریکای شمالی با انواعی از، گوزن‌ها، خرس قهوه‌ای و موس آمریکای شمالی، پرندگان و ببرهای آسیایی و سیبری.

    - دو سالن از نمونه‌های پستانداران، پرندگان و آبزیان ایران با انواعی از، آهو، کل و قوچ، قرقاول، خرس، پلنگ، شغال، روباه، گرگ و گربه سانان کوچک و بزرگ.

    - سالن نمونه‌هایی از پستانداران و پرندگان قاره آفریقا.

    - سالن آبزیان و خزندگان (زنده و تاکسیدرمی شده) است.

    - قفس‌های گربه‌سانان بزرگ (زنده)، مانند پلنگ ایرانی و شیر و پلنگ آفریقایی. و قفس‌های پرندگان و پستانداران کوچک در محدوده داخلی نمایشگاه و در محوطه موزه.

    بخش زمین‌شناسی: که در آن ویژگی‌های دوران مختلف زمین‌شناسی با دیدگاه محیط زیست جانوری و گیاهی به همراه صدها نمونه از سنگها، کانی‌ها و سنگواره‌های ایران، به نمایش گذاشته شده‌است.

    سالن پروانه‌ها: با نمونه‌هایی از انواع پروانه‌ها، عنکبوت‌ها، رتیل‌ها و عقرب‌ها است.

    کارگاه تاکسیدرمی: که در آن ضمن تاکسیدرمی نمونه‌ها زیر نظر استاد بین‌المللی این فن، چگونگی حفظ و نگه‌داری نمونه‌های موجودات را نیز به نمایش گذاشته‌است. کارگاههای لمس حیوانات زنده برای دانش‌آموزان در ایام جشنواره کودک و طبیعت و در طول سال، در این محل برقرار می‌شود.

    از ویژگی‌های خاص این موزه، دارا بودن بخش‌های جانوران زنده(پرندگان، خزندگان و دوزیستی‌ها، آبزیان، پستانداران بخصوص گربه‌سانان بزرگ) و در بخش غیر زنده، نوع کم‌یاب پوست ببر مازندران (منقرض شده) است که نمونه‌های پوست آن با رعایت مقررات CITES، جهت بررسی ژنتیکی به آمریکا فرستاده شده‌است. همچنین، دو نمونه از نادرترین و زیباترین پستانداران در حال انقراض، با نام‌های گور ایرانی و یوزپلنگ آسیایی در آن به نمایش گذاشته شده‌است.

    انتشارات: انتشار بسیاری از کتاب‌های مفید در حوزه محیط زیست برای کودکان و نوجوانان و همچنین مرجع دانشگاهی. از جمله مجموعه حیوانات زیبای من، ماهیهای آبهای داخلی ایران، اکولوژی و ...

    کلاسهای آموزشی، فعالیت‌ها و مراسم:

    -کلاسهای آموزشی برای دانش‌آموزان در گروههای سنی مختلف، در طول تابستان و با همکاری گروههای NGO و داوطلبین فعال، جهت افزایش آگاهیهای زیست محیطی برگزار می‌گردد.

    -جشنوارهٔ کودک و طبیعت که به مناسبت روز جهانی کودک و به مدت یک هفته برگزار می‌گردد. در طی این مدت با ورودی رایگان کودکان، برنامه‌های شاد و مفرح با محوریت آموزشی حفاظت از محیط زیست برای ایشان برگزار می‌شود.

    -روز جهانی موزه، با ورودی رایگان برای عموم مردم.

    -نمایشگاه بین‌المللی کاریکاتور با مضمون حفاظت جهانی از زمین و محیط زیست که با شرکت فعال کاریکاتوریست‌های مشهور بین‌المللی، در یک دوره برگزار گردیده.

    برگزاری تورهای طبیعت‌گردی با محوریت آموزشی و آگاهی عمومی برای حفاظت از محیط زیست.

    امکانات جانبی موزه به شرح ذیل است:

    -کتابخانه با داشتن بیش از پانزده‌هزار جلد کتاب در زمینه‌های تخصصی مربوط به محیط زیست، از معتبرترین کتابخانه‌های علوم گیاهی، جانوری و زمین‌شناسی در تهران به شمار می‌رود. این کتابخانه در مدخل ورودی موزه جهت دسترسی آسان عموم علاقمندان قرار داده شده‌است و اولین کتابخانه عمومی در ایران است که از سال ۱۳۷۶ امکان دسترسی و استفاد مراجعین از شبکه اینترنت را فراهم آورد.

    -سالن آمفی تئاتر با ظرفیت حدود ۷۰ نفر، محل نمایش فیلم‌های آموزشی در خصوص محیط طبیعی و همچنین برگزاری کلاس‌های آموزشی گروههای سنی مختلف و سمینارها در خصوص محیط طبیعی و کنسرت‌ها است.

    -سینمای روباز هرساله در طول تابستان دایر است .

    -کلینیک دام‌پزشکی در مجاورت موزه، جهت معاینه و درمان حیوانات مختلف خانگی وجود دارد. همچنین در فروشگاه این کلینیک، حیوانات مختلف اهلی از جمله انواع پرندگان، سنجاب‌ها، خرگوش‌ها، سگ‌ها و گربه‌ها، لاک‌پشت‌ها و ... توسط دامپزشک متخصص به فروش می‌رسد.



    عکاس: فرهاد رنجبران 
    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 3:18  توسط مجتبی اختیاری   | 

     
     
    نقشهٔ استان‌های ایران.

    مساحت استان‌های ایران برپایهٔ تقسیمات کشوری سال ۱۳۸۹ خورشیدی

    ردیف نام استان مرکز مساحت
    ۱ کرمان کرمان ۱۸۱٬۷۸۵
    ۲ سیستان و بلوچستان زاهدان ۱۸۰٬۷۲۶
    ۳ یزد یزد ۱۲۹٬۲۸۵
    ۴ خراسان رضوی مشهد ۱۲۸٬۹۴۹
    ۵ فارس شیراز ۱۲۲٬۶۰۸
    ۶ اصفهان اصفهان ۱۰۷٬۰۲۹
    ۷ سمنان سمنان ۹۷٬۴۹۱
    ۸ خراسان جنوبی بیرجند ۸۵٬۲۹۰
    ۹ هرمزگان بندر عباس ۷۰٬۶۹۷
    ۱۰ خوزستان اهواز ۶۴٬۰۵۵
    ۱۱ آذربایجان شرقی تبریز ۴۵٬۶۵۰
    ۱۲ آذربایجان غربی ارومیه ۳۷٬۴۱۱
    ۱۳ کردستان سنندج ۲۹٬۱۳۷
    ۱۴ مرکزی اراک ۲۹٬۱۲۷
    ۱۵ خراسان شمالی بجنورد ۲۸٬۴۳۴
    ۱۶ لرستان خرم‌آباد ۲۸٬۲۹۴
    ۱۷ کرمانشاه کرمانشاه ۲۴٬۹۹۸
    ۱۸ مازندران ساری ۲۳٬۸۴۲
    ۱۹ بوشهر بندر بوشهر ۲۲٬۷۴۳
    ۲۰ زنجان زنجان ۲۱٬۷۷۳
    ۲۱ گلستان گرگان ۲۰٬۳۶۷
    ۲۲ ایلام ایلام ۲۰٬۱۳۳
    ۲۳ همدان همدان ۱۹٬۳۶۸
    ۲۴ اردبیل اردبیل ۱۷٬۸۰۰
    ۲۵ چهارمحال و بختیاری شهرکرد ۱۶٬۳۳۲
    ۲۶ قزوین قزوین ۱۵٬۵۶۷
    ۲۷ کهگیلویه و بویراحمد یاسوج ۱۵٬۵۰۴
    ۲۸ گیلان رشت ۱۴٬۰۴۲
    ۲۹ تهران تهران ۱۲٬۹۸۱
    ۳۰ قم قم ۱۱٬۵۲۶
    ۳۱ البرز کرج ۵٬۸۳۳

     

    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 3:5  توسط مجتبی اختیاری   | 

    مختصات: شرقی‌°۵۴ شمالی‌°۳۲ / °۵۴شرقی °۳۲شمالی / ۵۴;۳۲

    جمهوری اسلامی ايران
    ایران
    پرچم نشان ملی
    شعار ملیاستقلال، آزادی، جمهوری اسلامی
    سرود ملیرسمی: سرود جمهوری اسلامی ایران (رسمی)
     
     

    پایتخت
    (و بزرگترین شهر)
    تهران
    شرقی′۲۵°۵۱ شمالی′۴۱°۳۵ / ۵۱٫۴۱۷غرب ۳۵٫۶۸۳جنوب / -۵۱٫۴۱۷;-۳۵٫۶۸۳
    زبان(های) رسمی فارسی
    نوع حکومت جمهوری اسلامی
    نام حاکمان 
     •
    رهبر
     • رئیس جمهور
     • معاون رئیس جمهور
     • سخنگوی مجلس
     • رئیس قوه قضائیه

    سید علی خامنه‌ای
    محمود احمدی‌نژاد
    محمدرضا رحیمی
    علی لاریجانی
    صادق لاریجانی 
    موارد منجر به تشکیل
    اعلام پیروزی انقلاب
    روز جمهوری اسلامی
    برکناری محمدرضا پهلوی
    ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
    ۱۲ فروردین ۱۳۵۸
    مساحت
     -  مساحت ۱٬۶۴۸٬۱۹۵کیلومتر مربع (۱۸ام)
     -  آب‌ها (%) ۰٫۷
    جمعیت
     -  سرشماری ۷۴٬۷۰۰٬۰۰۰ 
    (
    ۱۷ام)
     -  تراکم جمعیت ۴۵‎/km۲‏ (۱۶۳ام)
    تولید ناخالص داخلی (تخمین ۱۳۸۸)
     -  مجموع ۸۵۸٫۶۵۲ میلیارد دلار (۱۸ام)
     -  سرانه ۱۱٬۳۹۵ دلار (۷۹ام)
    جینی (۲۰۰۸) ۳۸
    شاخص توسعه انسانی (۲۰۱۰)  ۰٫۷۰۲ (۷۰م)
    واحد پول ریال ایران
    منطقه زمانی (ساعت جهانی+۳:۳۰)
    نوع تقویم هجری خورشیدی
    جهت رانندگی راست
    دامنه اینترنتی ir.
    پیش‌شماره تلفنی +۹۸
    برق
     -  اختلاف پتانسیل ۲۴۰~۲۲۰ ولت
     -  بسامد ۵۰ هرتز

    ایران با نام رسمی جمهوری اسلامی ایران  کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقهٔ خاورمیانه با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومترمربع وسعت (۱۸ام درجهان) و بر پایهٔ سرشماری سال ۱۳۸۵ حدود ۷۰٬۴۷۲٬۰۰۰ نفر جمعیت است.پایتخت، بزرگ‌ترین شهر و مرکز فرهنگی، صنعتی و سیاسی این کشور تهران است.

    ایران از شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان، از شرق با افغانستان و پاکستان و از غرب با ترکیه و عراق مرز زمینی دارد و همچنین از شمال با دریای خزر و از جنوب با خلیج فارس و دریای عمان همسایه‌است، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.

    نظام سیاسی ایران برپایهٔ قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ (و بازنگری ۱۳۶۸) پایه‌ریزی شده‌است. بالاترین جایگاه رسمی ایران پس از انقلاب، ولایت فقیه است که اکنون در اختیار سید علی خامنه‌ای است. اسلام دین رسمی، تشیع مذهب رسمی و فارسی زبان رسمی ایران است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت پیشینه‌ای کهن دارد و یکی از تاریخی‌ترین کشورهای جهان به‌شمار می‌رود.

    ایران به واسطه قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا موقعیتی راهبردی دارد. این کشور از اعضای سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک، سازمان اکو و چندین سازمان بین‌المللی دیگر است. ایران یک قدرت منطقه‌ای در جنوب غربی آسیا است و جایگاهٔ مهمی را در اقتصاد جهانی به دلیل در اختیار داشتن صنعت نفت، صنعت پتروشیمی و گاز طبیعی برای خود بدست آورده‌است

    ایران با مشکلات کم آبی دست و پنجه نرم می‌کند. پیش‌بینی می‌شود ایران در سال ۲۰۲۵ در وضعیت تنش آبی قرار بگیرد

    جمع آوری شده از ویکی پدیا

    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 3:2  توسط مجتبی اختیاری   | 

    آخرين نقشه بين المللي ايران پيش از جدا شدن سرزمينهاي تاريخي آن، انتشارات تامسون (1814)

    با توجه به تهديدهاي مرزي موجود عليه تماميت ارضي ايران بد نيست به اين نكته اشاره كنيم كه سرزمين كنوني ايران، تنها سي درصد از ناحيه‌اي وسيع است كه در تاريخ با نام‌هاي‎ «ايران‌زمين»، «ايران‌بزرگ» يا «ايرانشهر» و در ‏جغرافيا با نام «فلات ايران» شناخته مي شود. ترفند ها و دسيسه هاي بيگانگان و سستي پادشاهان بي كفايت گذشته بخش هاي زيادي از اين سرزمين كهن را در طول فاصله كوتاه 196 ساله از ايران بزرگ جدا نمود كه مروري بر چگونگي هر يك از اين جدايي ها به رغم تلخي بسيار براي ميهن گرايان ايراني جهت الزام جديت و حساسيت ما دست كم براي حفظ سرزمين هاي باقيمانده موجود بسيار آموزنده خواهد بود.
    مساحت ايران در196 سال قبل +عكس

    گستره سرزمين‌هاي جدا شده از ايران در قراردادهاي تركمانچاي، گلستان، آخال، پاريس و... به قرار زير است:

    سرزمين هاي جدا شده قفقاز بر اساس قرارداد هاي گلستان و تركمانچاي با روسيه(1813 و 1828 م.)

    آران و شروان: ۸۶۶۰۰ كيلومتر مربع؛

    ارمنستان: ۲۹۸۰۰ ك .م؛

    گرجستان: ۶۹۷۰۰ ك.م؛

    ‎داغستان: ۵۰۳۰۰ ك.م؛

    اوستياي شمالي: ۸۰۰۰ ك.م؛

    چچن: ۱۵۷۰۰ ك .م؛

    اينگوش: ۳۶۰۰ ;ك.م‎

    جمع ‏كل: ۲63700 كيلومتر مربع


    سرزمين‌هاي جداشده ايران شرقي براساس پيمان پاريس و پيمان منطقه اي مستشاران انگليسي

    هرات وافغانستان: ۶۲۵۲۲۵ ك.م؛

    بخش‌هايي از بلوچستان و مكران: 3۵۰۰۰۰ ك.م؛

    جمع كل: ۹۷۵۲۲۵ كيلومتر مربع


    سرزمين‌هاي جداشده ‏ورارود(ماوراءالنهر) بر اساس پيمان آخال با روسيه(1881 م.)

    تركمنستان: ۴۸۸۱۰۰ ك.م؛

    ازبكستان: ۴۴۷۱۰۰ ك.م؛

    تاجيكستان: ۱۴۱۳۰۰ ك.م؛

    ‎بخش‌هاي ضميمه شده ‏به قزاقستان: ۱۰۰۰۰۰ك.م؛

    بخش‌هاي ضميمه شده به ‎قرقيزستان: ۵۰۰۰۰ ك.م؛

    جمع كل: 1226500 كيلومترمربع


    ‏‎سرزمين هاي جداشده جنوب خليج فارس بر اساس پيمان منطقه اي مستشاران انگليس

    امارات:83600ك.م:

    بحرين:694 ك.م:

    قطر:11493ك.م:

    عمان:309500ك.م:

    جمع كل: 405287كيلومتر مربع


    مساحت سرزمين‌هاي جدا شده از ايران دروني به همراه دو سوم كردستانات (كه در دوره صفويه به اشغال عثماني درآمد و بعدها در بين سه كشور تركيه، عراق و سوريه تقسيم شد.) به مساحت تقريبي 200000ك.م. و نيز عراق به مساحت 438317 ك.م. در جمع حدود 5/3ميليون كيلومتر مربع بالغ مي شود كه اين مقدار تجزيه يك كشور در كل تاريخ ايران و دنيا بي سابقه است

    آخرین بروز رسانی
    نوشته سکه
    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 2:50  توسط مجتبی اختیاری   | 

    از بهترین پادشاه ایران زمین چه میدانید(تاریخ)

    آیا میدانید : کلمه شاهراه از راهی که کورش بین سارد پایتخت کارون و پاسارگاد احداث کرد گرفته شده .

    آیا میدانید : کورش کبیر در شوروی سابق شهری ساخت به نام کورپولیس که خجند امروزی نام دارد .

    آیا میدانید : کورش پس از فتح بابل به معبد مردوک رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشت و در همان معبد که بیش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری کرد .

    آیا میدانید : اولین هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط کورش کبیر در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شد .

    آیا میدانید : دیوار چین با بهره گیری از دیواری که کورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد ساخت ، ساخته شد .

    آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد .

    آیا میدانید : کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و به جای عذر خواهی فرعون مصر از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود و به همین دلیل کمبوجیه با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد . و به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود .

    آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند برگذیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر تهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره )را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد .

    آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بداند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگذین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . ( داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود می اندیشید . )

    آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان 518 – 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد .

    آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بود آزاد کرد ..

    آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهرای بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت .

    آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس 3 سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۶۵ سال به طول انجامید .

    آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده 25 هزار کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر 5 روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن – کره – عسل و پنیر میداده است و هر 10 روز یکبار استراحت داشتند .

    آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق همراه بوده است .

    آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه 30 روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی “دنی تون” بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است .

    آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گذاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند .

    آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاک – سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد .

    آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد .

    آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد .

    آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد .

    آیا میدانید : در طول سلطنت داریوش کبیر 242 حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را برا جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه 10 میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت .

    داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم ..

    روح آنان شاد . شاید بعضی از فراریان از میهن ذره ای میهن پرستی را از آنان بیاموزیم.

    نویسنده : نپتون نپتونیان
     
    + نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 5:42  توسط مجتبی اختیاری   | 

    مهمترین جنگ های ایران

    1- جنگ هاي كوروش كبير جهت بست قلمرو هخامنشي

      2- جنگ بابل نبرد كوروش كبير و نبونيد پادشاه بابل

      3- جنگ سارد نبرد كوروش كبير با كرزوس

      4- نبرد كوروش كبير با ماساژتها و كشته شدن كوروش كبير

      5- جنگ پلوزيوم نبرد كمبوجيه با مصريان

      6- جنگ ميلت نبرد داريوش كبير با يونان و آتن

      7- جنگ مدي نبرد داريوش اول پادشاه هخامنشي با يونانيان

      8- جنگ ماراتن نبرد داريوش اول پادشاه هخامنشي با يونانيان

      9- جنگ ترموپيل نبرد خشايارشا با آتنيها

      10- جنگ آرت ميزيوم نبرد خشايارشا با يونانيها

      11- جنگ سالامين نبرد خشايارشا با يونانيها

      12- جنگ ميكال نبرد خشايارشا با يونانيها

      13- جنگ پلاته نبرد مردونيه سردار سپاه خشايارشا با يونانيها

      14- جنگ گرانيك نخستين جنگ داريوش سوم با اسكندر

      15- جنگ ايسوس دومين جنگ داريوش سوم و اسكندر مقدوني

      16- حنگ گوگامال آخرين نبرد داريوش سوم و اسكندر

      17- جنگ گاوگاملا دفاع مردانه ژنرال آريو برزن در برابر سپاه اسكندر

      18- جنگ حران نبرد سورنا سردار اشكاني با روميان

      19- جنگ كاره نبرد ارد پادشاه اشكاني با كراسوس سردار رومي

      20- جنگ آنتوانت نبرد فرهاد چهارم با روميان

      21- جنگ تراژان نبرد خسرو اشكاني با روميان

      22- جنگ سورس نبرد اردشير اول ساساني با روميان

      23- جنگ هرمزدگان نبرد اردشير پاپكان و اردوان پنجم سقوط سلسله اشكانيان

      24- جنگهاي اردشير پاپكان جهت بست امپراطوري ساساني

      25- نبرد شاپور اول ساساني با والرين امپراطور روم

      26- جنگ بلخ و استفاده ژنرال بهرام چوبين از نوعي موشك عليه خاقان بلخ

      27- نبرد شاپور سوم معروف به ذوالاكتاف با اعراب

      28- جنگ شاپور سوم ساساني انتقام فتوحات اسكندر مقدوني

      29- جنگ هراكليوس نبرد خسرو پرويز با روميان

      30- جنگ قسطنطنيه نبرد خسرو پرويز با روميان

      31- جنگ پل ( جسر ) اولين نبرد يزدگرد سوم پادشاه ساساني با اعراب

      32- جنگ زنجير اولين جنگ اعراب با يزدگرد سوم ساساني

      33- جنگ اوليس دومين جنگ اعراب با يزدگرد سوم ساساني

      34- جنگ بوايب سومين نبرد يزدگرد سوم پادشاه ساساني با اعراب

      35- جنگ قادسيه چهارمين نبرد يزدگرد سوم پادشاه ساساني با اعراب

      36- جنگ مدائن پنجمين نبرد يزدگرد سوم پادشاه ساساني با اعراب

      37- جنگ نهاوند آخرين نبرد يزدگرد سوم پادشاه ساساني با اعراب

      38- جنگ زاب نبرد ابومسلم خراساني و شكست امويان

      39- حمله مغولان جنگ جلاالدين خوارزمشاه با چنگيز خان

      40- حمله تيمور گوركاني با ايران

      41- جنگ اروميه نبرد شاه عباس صفوي با عثماني

      42- جنگ چالدران نبرد شاه اسماعيل صفوي با سلطان سليم عثماني

      43- جنگ مورچه خورت نبرد نادرشاه با اشرف افغان

      44- جنگ كرنال نبرد نادرشاه براي تصرف هندوستان

      45- جنگ دهلي نبرد نادرشاه براي تصرف هندوستان

      46- جنگ تفليس اولين جنگ فتحعليشاه قاجار با روسيه

      47- جنگ اچمازين دومين جنگ عباس ميرزا با روسيه

      48- جنگ شوشي سومين جنگ عباس ميرزا با روسيه

      49- جنگ اصلان دوز چهارمين جنگ عباس ميرزا با روسيه

      50- جنگ گنجه پنجمين جنگ عباس ميرزا با روسيه

      51- جنگ جهاني دوم و اشغال ايران توسط متفقين

      52- جنگ ايران و عراق

    + نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 5:34  توسط مجتبی اختیاری   | 

    تاریخچه

    در دهه ۱۳۳۰ ایجاد سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران مطرح شد، ولی عملی شدن این طرح تا سال‌ها به تعویق افتاد.

    نشان سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران

    تولید تصویر، آن هم به صورت چند ساعت در روز، کار چندان ساده‌ای نبود و نیازمند سرمایه خصوصی و هفتگی بود. به همین دلیل حبیب الله ثابت پاسال، سرمایه‌دار بخش خصوصی، تأسیس یک فرستنده تلویزیونی را به دولت وقت پیشنهاد داد و دولت نیز پیشنهاد او را پذیرفت و برای آن که کار جنبه قانونی داشته باشد، مجلس شورای ملی در تیر ماه سال ۱۳۳۷، ماده‌ای با چهار تبصره به تصویب رساند که به موجب آن، اجازه داده شد فرستنده تلویزیونی در تهران زیر پوشش وزارت پست و تلگراف و تلفن ایجاد شود. این فرستنده تا پنج سال از پرداخت مالیات معاف بود وتمام برنامه‌های آن از مقررات اداره کل انتشارات پیروی می‌کرد.

    نخستین فرستنده تلویزیون ایران در ساعت ۵ بعد از ظهر جمعه ۱۱ مهر ماه سال ۱۳۳۷، اولین برنامه خود را پخش کرد. این فرستنده که تلویزیون ایران نامیده می‌شد در ابتدا هر روز، ازساعت ۱۸ تا ساعت ۲۲ برنامه داشت‌. تلویزیون ایران در ابتدا به صورت کاملاً خصوصی اداره و هزینه‌های آن از آگهی‌های تبلیغاتی تأمین می‌شد.

    ایستگاه فرستنده تلویزیونی پس از یک سال فعالیت، برنامه‌های روزانه خود را در تهران به پنج ساعت افزایش داد و درسال ۱۳۴۰، فرستنده دیگری در آبادان و یک فرستنده تقویتی در اهواز تأسیس کرد.

    در تاریخ ششم تیر ماه سال ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی لایحه دولت درباره تشکیل سازمان تلویزیون ملی ایران را - که قبلا به تصویب مجلس شورای ملی رسیده و مجلس سنا در آن اصلاحاتی کرده بود - مجددا مورد شور قرار داد و به و شرح زیر به تصویب نهایی رساند:

    ماده واحده: برای تهیه و اجرای برنامه‌ها و بهره برداری و اداره سایر امور تلویزیون ملی ایران در کشور سازمانی به نام سازمان تلویزیون ملی ایران وابسته به وزارت اطلاعات تشکیل می‌شود. سازمان تلویزیون ملی ایران دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی است و طبق اصول بازرگانی اداره می‌شود و مشمول مقررات قانون محاسبات عمومی و آیین نامه‌های معاملات دولتی نبوده و تابع اساسنامه و آیین نامه‌هایی خواهد بود که طبق بند ۴ این قانون وضع می‌شود... درسال ۱۳۴۷ نخستین مراکز تولید و پخش رادیو و تلویزیون افتتاح می‌شوند و با توسعه شبکه مخابراتی و مایکروویو از سال ۱۳۴۸ تلویزیون ملی ایران توانست به تدریج مراکز تولید رادیو تلویزیونی را با ایستگاه‌های مختلف در سطح کشور مرتبط کند.

    برنامه‌های تلویزیون ایران در آن زمان بیش‌تر شامل برنامه‌های سرگرم‌کننده بود. سپس یک گروه فرانسوی که از سوی سازمان برنامه و بودجه مأمور بررسی و طراحی یک مرکز تلویزیونی با امکاناتی ساده شده بود، پخش برنامه‌های آزمایشی را در سال ۱۳۴۵، آغاز کرد (اولین برنامه آزمایشی آن پخش مراسم چهارم آبان به مناسبت زاد روز محمد رضا پهلوی از ورزشگاه امجدیه بود).

    امکانات فنی تلویزیون در آن زمان به یک استودیو، سه دوربین و دو دستگاه ضبط مغناطیسی محدود می‌شد و از آن‌جا که فرستنده تلویزیون ایران با سیستم ۵۲۵ خطی آمریکایی کار می‌کرد و سیستم تلویزیون ملی ۶۲۵ خطی اروپایی بود، تلویزیون ملی با نصب یک فرستنده دو کیلوواتی، با سیستم ۵۲۵ خطی بر بالای ساختمان هتل هیلتون، امکان استفاده از این شبکه را برای همه دارندگان تلویزیون با سیستم‌های مختلف امکان‌پذیر کرد. در ۱۷ مرداد سال ۱۳۴۷، نخستین مرکز شهرستانی تلویزیون ملی در رضاییه گشایش یافت و چندی بعد مرکز تلویزیونی بندر عباس به کار افتاد و مراکز تلویزیونی به تدریج یکی بعد از دیگری در شهرهای مختلف شروع به فعالیت کردند.

    وظایف مراکز و شبکه‌های رادیو و تلویزیون بر سه اصل اطلاعاتی و خبری، آموزش و فرهنگی، و تفریحی و سرگرمی مبتنی‌بود.

    در سال ۱۳۴۸، به منظور افزایش امکانات فنی تلویزیون، دستگاه زمینی ماهواره‌ای مخابراتی اسد آباد همدان تبادل برنامه‌های تلویزیونی را با ایستگاه‌های خارجی میسر ساخت و پس از چندی دولت تلویزیون ایران را از ثابت پاسال خریداری کرد و با پیوستن تلویزیون ایران به تلویزیون ملی، پخش دو برنامه تلویزیونی از دو کانال ادامه یافت‌. برنامه‌های جاری تلویزیون ملی، برنامه اول و برنامه‌هایی که از تلویزیون ایران سابق پخش می‌شد، برنامه دوم نام گرفت‌. به غیر از این دو برنامه، دو کانال دیگر نیز فعالیت داشتند: نخست، تلویزیون آموزشی که از مهرماه سال ۱۳۴۵، کارش را زیر نظر وزارت آموزش و پرورش آغاز کرد و به آموزش تخصصی دوره‌های ابتدایی و متوسطه پرداخت‌؛ دیگری تلویزیون بین‌المللی که سرپرستی آن با پرویز قریب افشار (مجری و تهیه‌کننده تلویزیون‌) بود، و برنامه‌هایش به زبان انگلیسی پخش می‌شد. این فرستنده تلویزیونی همراه یک فرستنده رادیویی که برنامه بین‌المللی خوانده می‌شد، وظیفه پخش اطلاعات و اخبار و هم‌چنین فراهم آوردن برنامه‌های اداره آمار تلویزیون، ۹۳ درصد مناطق شهری و ۴۵ درصد مناطق روستایی ایران، زیر پوشش برنامه‌های تلویزیونی قرار گرفته بود. پخش برنامه‌های تلویزیون به صورت رنگی نیز از همین سال شروع شد (پیش از آن چند برنامه رنگی به صورت آزمایشی درسال ۱۳۵۰، پخش شده بود).

    منبع ویکی پدیا

     

    + نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 5:29  توسط مجتبی اختیاری   | 

    کهگیلویه و بویراحمد دارای ‪ ۲۱۷‬گردشگاه زیارتی و تفرجگاهی است که گردشگران تابستانی می‌توانند از آنها دیدن کنند.

    • رودخانه‌های مارون، چرام، نازمکان، بشار، زهره و مهریان بهمراه هزاران چشمه سار دیگر و در کنار آنها سد کوثر، شاه قاسم و شاه مختار یاسوج.
    • ‪ ۴۰‬قله بالای چهار هزار متر دنا
    • آبشارهای کمردوغ دیشموک، تنگه مهریان و گنجه‌ای یاسوج و تنگ سولک بهمئی.
    • باغ چشمه بلقیس چرام، امامزاده‌های کهگیلویه و دشت بلاد شاپور دهدشت، دژ سلیمان و چندین دژ دیگر.
    • آثار تل چگاه، آب گرمون، آب شوران، شهر لارندن، آب انبارها، کاروانسراها، قلعه‌ها، گورستان سه طبقه و تنگ سولک در رشته‌کوههای بهمئی.
    • تنگ تکاب، محل برخورد آریو برزن با اسکندر مقدونی و قلعه‌های قدیمی متعدد شامل قلعه دختر، قلعه مانگشت، قلعه رئیسی و دژ سلیمان که مجموع آنها به «دلی مهرگان» معروف است.
    • بقعه امامزاده " بی‌بی‌حکیمه" خواهر امام رضا در شهرستان گچساران
    • غارها و اشکفت‌های کوهستان‌ها.

    ‪ ۱۸‬رودخانه کوچک و بزرگ، ‪ ۴۰‬چشمه جوشان آب آشامیدنی و معدنی، ‪ ۱۷‬حلقه قنات، پنج آبشار، سه دریاچه، ‪ ۶۰‬دره و تنگه، بوستانها و دشتهای سرسبز، امامزاده‌ها، گنبدها، قلعه‌ها، کاروانسراها، مساجد، آب انبارها آتشکده‌ها، پلها و برج‌های تاریخی از دیگر نقاط گردشگری منطقه است.

     

    • غار علیصدر در همدان

    غار علیصدر در همدان غار آبی علیصدر که در 120 کیلو متری شمال غرب همدان در روستایی به همین نام قرار دارد و در روی دامنه کوه سوباشی قرار گرفته است یکی از جالب ترین منظره های طبیعی در ایران می باشد. در حقیقت این غار یک شبکه بی پایان از غارهایی است که مملو از آب زلال و شفاف می باشد. غارآبی علیصدر در نیمه اول دهه 70 میلا دی کشف شد و در حال حاضر توسط سیل عظیمی از توریستهای ایرانی و خارجی بازدید می شود. در بعضی از قسمتهای غار عرض آن به بیشتر از 100 متر می رسد و همچنین در بعضی نقاط ارتفاع غار 10 متر و حتی بیشتر هم میشود. غار علیصدر یکی از زیباترین غارهای آبی جهان به شمار می رود . این غار شامل آبروهای کوچک و بزرگ مارپیچ است که همه آنها بهم اتصال دارند. این غار که تقرﻳﺒﺄ نیم قرن از کشف آن می گذرد دارای بازدید کننده های بسیاری در فصل تابستان می باشد.

     

      آبشار اُرتو کند

    محل این آبشار در استان خراسان رضوی و در 15 کیلومتری شهرستان کلات (کلات نادری ) و تقریبا 100 کیلومتری مشهد قرار دارد . آبشار اُرتوکند یکی از زیباترین مجموعه آبشارهای این استان هست که دارای یک مجموعه توریستی در یک منطقه حفاظت شده اما بکر قرار دارد . مناظر خیره کننده اطراف این آبشار ها در نوع خود بی نظیر هستند . رود خانه ای پر آب از میان جنگلی سر سبز و بکر میکذرد و در مسیر جنگل انواع درختان از جمله تمشک وحشی و ... را هم میتوان دید . ارتفاع بلند ترین آبشار این مجموعه به حدود 25 متر میرسد که من خودم اون رو از نزدیک دیدم خیلی قشنگ هست محصوصا اینکه با ابشار های دیگر کمی فرق میکند. آب از ارتفاع زیاد سقوط میکند و در اواسط مسیر سقوط روی تحته سنگی صاف میریزد و تا روی زمین ادامه دارد. یعنی شما میتوانید براحتی زیر این آبشار زیبا بایستید بدون اینکه خیس بشید .به جرات میتونم بگم این مجموعه یکی از بکر ترین و در عین حال تمیز ترین مجموعه های حفاظت شده کل کشور هست . چرا که در بدو ورود شما به مجموعه که تحت خفاظت سپاه هست به شما یک پلاستیک بزرگ برای جمع اوری زباله میدهند و از شما مبلغی به عنوان حق ورودی میگیرند و اگر شما زباله های خودتان را برایشان بیاورید ، مبلغ گرفته شده را به شما پس میدهند . با اجرای این طرح تقریبا هیچ زباله ای در محل نبود و در مقایسه با سایر جاهای دیدنی خراسان بسار تمیز و مناسب بودد. این مکان همچنین امکانت لازم برای اسکان مسافرین شامل چادر های برزنتی و أب شیرین و همچنین سرویس های بهداشتی برای عموم وجود دارد . تقریبا یک شهرک کوچک در میان جنگلی بکر و زیبا .

     

     

    مرودشت یکی از قدیمی ترین مناطق باستانی ایران است که با پیشینه کهن خود در طول تاریخ توجه بسیاری از باستان شناسان و دوست داران فرهنگ و تمدن ایرانی را به خود معطوف داشته است. مجموعه آثار به جای مانده ماقبل تاریخ و آثار اعجاب برانگیز تاریخی بیان گر این مطلب است که این شهرستان منطقه ای آباد با اهمیتی ویژه؛ همواره مورد توجه بوده است. مجموعه کاخ های تخت جمشید که شاهکار مدیریت باستانی و حاصل تلاش دستان آفرینش گر معماران چیره دست دوره های باستانی ایران بوده و از شهرتی هم‌سان با دیوارعظیم چین و اهرام ثلاثه مصر برخوردار است، مهم‌ترین مکان دیدنی شهرستان مرودشت را تشکیل می‌دهند. عظمت منحصر به فرد این بنا به تنهایی گویای تاریخ شکوهمند تمدن ایران است و‌ این درحالی است که این مجموعه تنها یکی از بناهای تاریخی کشور ایران و استان فارس است. شهرهای قدیمی به همراه نقش ها و کتیبه‌های باستانی و کاخ های پادشاهان هخامنشی و چندین اثر تاریخی و قدیمی دیگر، از جمله جاذبه های مهم شهرستان مرودشت به شمار می آیند. هم‌چنین طبیعت جذاب و غنی شهرستان مرودشت به یاری منحصر به فردترین آثار تاریخی و باستانی این منطقه آمده و جلوه های اعجاب انگیزی از زیبایی های طبیعی را به نمایش گذاشته و این شهرستان را به لحاظ طبیعی نیز در ردیف مناطق دیدنی ایران قرار داده است. موقعیت طبیعی و چشم اندازهای اطراف آبشار مارگون با هم آمیزی درختان جنگلی وتوپوگرافی ناحیه کوهستانی و رودخانه‌ای، نمایش گر طبیعت غنی و زیبای شهرستان مرودشت هستند.  

     

     

    گندم بریان تپه اى به مساحت 480 کیلومتر مربع است که از گدازه هاى سیاهرنگ آتشفشانى پوشیده شده است. این تپه به عنوان گرمترین نقطه کره زمین از سوى پروفسور پرویز کردوانى معرفى شده است که دماى آن در سایه در تابستان به 67 درجه سلیسوس مى رسد و در حقیقت قطب گرمایى کره زمین بشمار مى رود.

    «گندم بریان» یا «ریگ سوخته» در80 کیلومترى شمال شهر شهداد در کویر لوت واقع است و به دلیل نداشتن جاده و راه مشخص دستیابى به آن به سختى و تنها با همراهى تعداد معدودى که آشنا به مسیرها هستند امکان پذیر است. این تپه هم از لحاظ زمین شناسى و هم به عنوان یک جاذبه گردشگرى نیاز به بازشناسى و معرفى بیشتر دارد و باید زمینه دستیابى آسانتر علاقمندان به آن نیز فراهم شود. دماى هوا از آبان تا فروردین در این نقطه کره زمین قابل تحمل و طبیعى است و تنها در همین فرصت است که مى توان به سفر به گندم بریان فکر کرد.

    کویرشهداد
    کویر شهداد بخشى از کویر لوت به شمار مى رود. سرزمینى با پدیده ها و شگفتى هاى ناشناخته که مى تواند پنجره اى نو به صنعت طبیعت گردى ایران بگشاید. کویر، تنها یک اقلیم و جغرافیا نیست، خوب که بنگریم تن پوش فرهنگ و تاریخ را هم بر تن لوت و عریانش مى بینیم.کویر با آسمان پرستاره، سکوت، شب هاى آرام، طلوع و غروب هاى زیبا، ســراب فریبنده، کلوت هاى افسانه اى شهر مانند که به قصرهاى شکوهمند مى مانند در کنار محوطه هاى باستانى و طعم شیرین پرتقال و رطب هاى خرماى بزمانى شهداد براى همه افراد با سلایق و ملیت هاى متفاوت جذاب است.در کنار جاذبه هاى یاد شده، رود دایمى شور با بــــــلورهاى زیباى نمک، تپه گندم بریان، گدار باروت، نمک هاى تخم مرغى شکل، منطقه بدون حیات و باکترى عمق کویر، بوته هاى گز(نبکا ) در حاشیه آن، زیبایى کویر را صد چندان کرده اند. جایى که همچون سیاره هاى ناشناخته نیاز به کشف و شناسایى بیشتر دارد.


    شب کویر هم که خیال انگیز و توصیف نشدنى است چنـــــانکه در هیچ جاى دیگرى نمى توان شب هاى سرمه اى و پرستاره را این چنین تجربه کرد. شــــب که بر کویر چتر مى گسترد مى خواهى دستت را به هواى چیدن ستاره ها بالا ببرى.اینجا آسمان و زمین بهم نزدیک ترینند. هر چه روزها آسمان و خورشید پرفروغش به نامهربانى بر زمین سوخته و تفتیده کویر گرما و آتش مى پاشند شب ها اما به جبران آن، گویى با مهربانى تمام فاصله ها را از میان برمى دارند و آسمان ستاره هاى زیبایش را به سخاوت تمام به زمین مى بخشد.
     
     
     

    دریاچه گَهَر در میان رشته کوه اشترانکوه در استان لرستان ایران و در ارتفاع 2350 متری از سطح دریا در قرار دارد. این دریاچه که به نگین اشترانکوه معروف است یکی از زیباترین دریاچه‌های طبیعی ایران به شمار می‌رود.

    این دریاچه از لحاظ زیست بوم و محیط طبیعی اهمیت زیادی دارد و به علت نداشتن راه ماشین رو تا حد زیادی از خرابی و آلودگی به دست انسان به دور مانده است.

    دسترسی به این دریاچه از طریق شهر دورود امکان‌پذیر است. از راه بربرود در الیگودرز نیز می‌توان به این دریاچه سفر کرد. البته مسیری که از الیگودرز به گهر می‌رسد زیباتر ولی مشکل‌تر است. کوهنوردانی که به قله‌های اشترانکوه صعود می‌کنند معمولاً برای رسیدن به گهر از مسیر آبادی تیان حرکت می‌کنند. برای رفتن از مسیر تیان می‌توان از راه‌آهن تهران-خرمشهر استفاده کرد و در ایستگاه دربند از قطار پیاده شد. گهر یکى از زیباترین دریاچه هاى ایران است که با حدود یک و نیم کیلومتر طول و 400 تا800 متر عرض و 4تا۲۸ متر عمق در ۳۳ کیلومترى جنوب شرقى دورود با ارتفاع 2350متر از سطح دریا در میان منطقه حفاظت شده «اشترانکوه» واقع شده است. طبیعت این منطقه به خصوص در بهار و تابستان بسیار زیبا است. گهر به احتمال زیاد در اثر وقوع یک زمین لرزه بزرگ به وجود آمده است. این دریاچه بر روى گسل اصلى امروزى زاگرس قرار دارد. بنابراین این دریاچه احتمالاً در اثر جنبش گسل دورود و رویداد یک زمین لغزش- سنگ ریزش تشکیل شده.

    دریاچه گهر زیستگاه مناسبى براى آبزیان و دیگر حیوانات وحشى است که ساحل آن به جز قسمت مدخل دریاچه که ساحلى ماسه اى دارد و به تدریج عمیق مى شود در کلیه نقاط داراى ساحلى صخره اى است که براى شنا مناسب نیست. در قسمت پایین دریاچه، جنگلى انبوه وجود دارد که متاسفانه در شرف نابودى است. در قسمت بالاى دریاچه نیز که داراى ساحلى ماسه اى است جنگلى انبوه وجود دارد که این جنگل هم در معرض خطر است. از قسمت بالا، جوى آبى به دریاچه مى ریزد که ادامه آن به دریاچه اى دیگر منتهى مى شود. با حدود ۴۰ دقیقه پیاده روى مى شود به این دریاچه (گهر دوم یا گهر پایین) رسید که یکى از زیباترین پدیده های طبیعى است. عمق آن کم است و ماهیان کف دریاچه را با کمى دقت مى شود به خوبى دید. منطقه حفاظت شده اشترانکوه علاوه بر دریاچه زیباى گهر، تونل برفى کمندان، پریزکوه، چشمه وقت ساعت و دره اسپر را نیز دربرمى گیرد. این منطقه ۹۸ هزار هکتار وسعت دارد و یکى از مهمترین منابع طبیعى ایران به شمار مى آید. دسترسى به این دریاچه از طریق شهر دورود امکان پذیر است. از راه بربرود در الیگودرز نیز مى توان به این دریاچه رفت.تیر و مرداد بهترین زمان سفر به این دریاچه است. با توجه به گستردگى منطقه و دیدنى هاى بى شمار آن برنامه سفر باید دست کم سه روزه باشد. یکی از دره های بسیار زیبا اطراف دریاچه گهر به دره نگار معروف است که پوشیده از شقایق های رنگی و لاله واژگون است . زیبا ترین دشت لاله واژگون دنیادر روستایی به نام گَشان در دامنه قالی کوه الیگودرز است این روستا در دامنه ۴۰۰۰ متری قالی کوه قرار دارد و یکی از زبیاترین روستاهای ایران است از جاهای دیدنی این روستا می توان به چشمه عسلی،هفت چشمه،مزارع بید اشاره کرد.سالانه تعداد زیادی گردش گر خارجی و داخلی از این روستا دیدن می کنند .

     

    خرمدره

    نام خرم دره برگرفته از موقعیت طبیعی این منطقه است و چون خرم دره روستای خوش آب و هوا و خرمی واقع شده بود، به این نام معروف شده است. چنان که از آثار و نوشته های مورخین، جغرافی دانان و سفرنامه نویسان برمی آید، منطقه خرم دره به واسطه وجود ابهر رود در طول حیات خود همواره منطقه ای آباد و سرسبز بوده است. به نوشته حمداله مستوفی که در قرن هشتم قمری مدتی متصدی مالیاتی ابهر و زنجان بوده، .

    در سفرنامه سیف ‌الدوله (دوران قاجار) درباره خرم دره آمده شده است "خرم دره ده با صفای معتبری است. باغات و زراعت زیاد دارند. آبش بسیار، در کنار رودخانه‌ای واقع است. حمام و مسجد خوبی دارد. مردمش ترک زبان هستند و بعضی باراندازها به جهت کاروانسرا ساخته‌اند." در زمان ناصرالدین شاه مادام دیولافوا فرانسوی که از خرم دره دیدن کرده در سفرنامه خود نوشته است: " در دو منزلی سلطانیه، دهکده قشنگ و باصفایی است که موسوم است به خرم دره. الحق نام شایسته‌ای است که به حقیقت نزدیک است. از تبریز تا این جا دهکده‌ای که این طور آباد و خرم باشد ندیده بودم." مهم ترین علت وجودی شهر خرم دره جریان ابهر رود در طول شهر است که دلیل اصلی وجود باغ ها و زمین های کشاورزی و چهره سبز و خرم این منطقه به حساب می آید. روستای خرم دره در گذشته شامل محله‌های لشگری، چاله محله و محله حصاری بوده و پس از آن محله‌های نوکر زک (قنات نو)، حاج ملاعلی، ناوک و گونه ‌زار، سلطان آباد، تازه کند و شهرک قدس به آن اضافه شده است و به این ترتیب شهر در مقاطع مختلف تاریخی توسعه یافته است. همچنین بارندگی مناسب و عبور ابهررود از میان آن، سبزی و طراوت خاصی به خرم دره بخشیده که باعث شده است سفرنامه نویسان و جغرافی دانان از آن با عنوان باغ شهر نیز یاد کنند.

    گردشگری:

    سر سبزی و آب و هوای مطلوب و طبیعت باصفا و روح انگیز از برجسته ترین امتیازات گردشگری منطقه به شمار میرود.

    باغهای وسیع میوه .کوچه باغهای قدیمی.کوههای همجوار.دریاچه های کوچک سدهای خلیفه لو وشویر همگی از مناطق بکر و دیدنی این شهرستان در کنار میهمان نوازی مردم و صنایع دستی می باشد.

    طولانی ترین پل تاریخی کشور در هرمزگان
    جام جم آنلاین: طولانی ترین پل تاریخی ایران در شهرستان خمیر هرمزگان قرار دارد. پل تاریخی لاتیدان در سال 1372 بر اثر وقوع سیلاب در نزدیکی روستای نیم کار شهرستان خمیر از خاک نمایان شد.

    به گزارش واحد مرکزی خبر ، معاون فرهنگی سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی وگردشگری هرمزگان گفت : این پل با 500 سال قدمت به طول یک کیلومتر در دوره صفویه در مسیر کاروانی بندرعباس- لار در استان فارس ساخته شده است که از نظر طولی 3 برابر سی و سه پل اصفهان است.

    نوروزی افزود: از 233 دهانه این پل 33 دهانه آن سالم و بیش از 200 متر آن قابل احیاء است.

    پل تاریخی لاتیدان در سال 1372 بر اثر وقوع سیلاب در نزدیکی روستای نیم کار شهرستان خمیر از خاک نمایان شد.

    این پل در سالهای 1379 و 1386 در دو مرحله با هزینه 80 میلیون تومان بخش هایی از آن مرمت شد.

    معاون فرهنگی سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری هرمزگان گفت امسال برای مرمت این پل 56 میلیون تومان اعتبار در نظر گرفته شده است.

    پل لاتیدان در دوره صفویه برای عبور کاروانهای نظامی برای بیرون راندن پرتغالیها ازخلیج فارس ساخته شد و سپس به یک پل تجاری در مسیر کاروانی بندرعباس ، لار تبدیل شد.

    پل لاتیدان در فهرست آثار ملی کشورمان به ثبت رسیده است.

     

    شاید خیلی ها استان سرسبز و زیبای مازندران را با دریا و جنگل های انبوه آن می شناسند اما حقیقت این است که این ها تنها گوشه ای از مناظر طبیعی و جاذبه های گردشگری این استان شمالی کشور است که به عنوان بهشت گردشگران مطرح است به طوری که در حال حاضر بسیاری از جاذبه های تاریخی، فرهنگی و مذهبی و حتی بسیاری از جاذبه های طبیعی این استان برای گردشگران ناشناخته مانده است

    شاید خیلی ها استان سرسبز و زیبای مازندران را با دریا و جنگل های انبوه آن می شناسند اما حقیقت این است که این ها تنها گوشه ای از مناظر طبیعی و جاذبه های گردشگری این استان شمالی کشور است که به عنوان بهشت گردشگران مطرح است به طوری که در حال حاضر بسیاری از جاذبه های تاریخی، فرهنگی و مذهبی و حتی بسیاری از جاذبه های طبیعی این استان برای گردشگران ناشناخته مانده است در حالی که با معرفی این مناطق ناشناخته، می توان شاهد توسعه گردشگری در این استان گردشگرپذیر بود.در حال حاضر در هر شهر و هر روستای مازندران، علاوه بر زیبایی های مناظر طبیعی که در طبیعت بکر و بی بدیل این استان نهفته است می توان سراغ یک بنای تاریخی، فرهنگی و یا مذهبی را گرفت که ناشناخته مانده است بنابراین در همین راستا برای آشنایی بیشتر خوانندگان عزیز به برخی از مهم ترین جاذبه های تاریخی، فرهنگی و طبیعی شهرستان های مختلف استان مازندران به صورت مختصر اشاره می کنیم.

     

    جاذبه های گردشگری ساری
    ساری به عنوان مرکز استان مازندران، وسیع ترین شهرستان این استان محسوب می شود که شمال آن به دریا و جنوب آن به مناطق جنگلی و کوهستانی متصل است. از مهم ترین جاذبه های گردشگری مرکز مازندران می توان به مجموعه تاریخی فرح آباد مربوط به دوره صفوی که در ۳۰ کیلومتری این شهرستان و در روستایی به همین نام و در ساحل دریا قرار دارد اشاره کرد و برج رسکت مربوط به قرن پنجم هجری، برج آرامگاهی امامزاده عباس، برج آرامگاهی امامزاده یحیی و برج آرامگاهی امامزاده سلطان مربوط به قرن نهم هجری، مسجد جامع ساری، خانه کلبادی، حمام وزیدی و آب انبار مربوط به دوران قاجاریه اشاره کرد، از سوی دیگر بیشتر قریب به اتفاق پلاژها و اماکن رفاهی آموزشی دستگاه های اجرایی دولتی و وزارت خانه ها در سواحل دریا در شهرستان ساری واقع شده است و جنگل های انبوه، دریا و مناظر واقع در حاشیه سد سلیمان تنگه یا شهید رجایی، از مهم ترین جاذبه های گردشگری این شهرستان محسوب می شوند.

     

     

    بهشهر
    بهشهر در شرق مازندران واقع شده است و به عنوان وسیع ترین و پرجمعیت ترین شهرستان شرق استان محسوب می شود و یکی از تاریخی ترین شهرستان  های کشور است و غار کمربند هوتو و گوهر تپه رستم کلا در این منطقه، دارای شواهد تاریخی و ماقبل تاریخی است. از مهم ترین جاذبه های گردشگری این شهرستان می توان به مجموعه تاریخی عباس آباد مربوط به دوران صفویه، غار باستانی هوتو واقع در روستای تروچن، قلعه پلنگان در شمال بهشهر، عمارت باغ شاه در شهرداری فعلی، کاخ صفی آباد و شبه جزیره طبیعی میانکاله به عنوان موزه حیات زنده اشاره کرد.

     

     

    قائم شهر
    قائم شهر از شهرستان های مرکزی مازندران است که به دلیل استقرار صنایع نساجی در آن، به عنوان شهرستانی کارگری محسوب می شود ضمن آن که یکی از شهرستان های قطب در زمینه تولید انواع محصولات کشاورزی به ویژه مرکبات به شمار می رود. از مهم ترین جاذبه های گردشگری این شهرستان می توان به تپه باستانی قلعه کش مربوط به عصر آهن، تپه باستانی گرد کوه، برج آرامگاهی نوایی مربوط به قرن نهم هجری و پارک جنگلی تلار واقع در جاده نظامی اشاره کرد.

     

     

    سوادکوه
    سوادکوه با فاصله ۸۰ کیلومتری از مرکز استان در جنوب مازندران قرار دارد، سوادکوه با استان تهران از طریق شهرستان فیروزکوه مجاور است و به عنوان شهرستانی کوهستانی محسوب می شود. پل تاریخی ورسک در این شهرستان قرار دارد و غار اسپهبد خورشید و قلعه کنگلو مربوط به دوره ساسانی، قلعه چهل در و برج لاجیم مربوط به قرن نهم هجری، پل شاهپور مربوط به دوران صفوی و پارک جنگلی جوارم و منطقه ییلاقی آلاشت و جنگل های جاده زیر آب، از مهم ترین جاذبه های گردشگری این شهرستان تاریخی محسوب می شوند.

     

     

    بابل
    بابل با نام اولیه بار فروش یکی از شهرستان های تجاری مازندران است که با استقرار ۳ دانشگاه بزرگ دولتی در آن و دانشگاه های متعدد آزاد اسلامی، غیردولتی و جامع علمی کاربردی، به صورت شهری دانشگاهی درآمده است. از مهم ترین جاذبه های گردشگری این شهرستان می توان به مقبره سلطان محمد طاهر، مقبره درویش فخرالدین مربوط به قرن نهم هجری، مسجد کاظم بیک و پل آ جری محمد حسن خان مربوط به دوران قاجاریه و ییلاق بند پی اشاره کرد.

     

     

    آمل
    آمل با استقرار ۸۰ درصد صنایع مازندران در آن به عنوان صنعتی ترین شهرستان این استان محسوب می شود و به دلیل قرار گرفتن جاده هراز به عنوان دروازه ورودی مازندران از سمت تهران است. از مهم ترین جاذبه های تاریخی، فرهنگی و طبیعی شهرستان آمل می توان به دخمه های سنگی کافرکلی در منطقه آب اسک آمل مربوط به دوران پیش از اسلام، قلعه ملک بهمن در منطقه لاریجان مربوط به دوران ساسانی، امامزاده عبدا... مربوط به قرن هشتم هجری، برج آرامگاهی ناصرالحق و امامزاده ابراهیم مربوط به قرن های نهم و دهم هجری، برج آرامگاهی میرحیدر آملی، بقعه میربزرگ آملی مربوط به دوران صفوی، برج آرامگاهی شمس طبرسی و قلعه دماوند، دره و دریاچه سدلار، آبگرم لاریجان، آبگرم شاهاندشت، آبشار نوا و پارک جنگلی میرزا کوچک خان اشاره کرد.

     

     

    نوشهر
    نوشهر بندری در غرب مازندران و اقتصاد آن برپایه فعالیت های بندری، صنایع مرتبط با حمل و نقل، گردشگری و کشاورزی است و اداره کل منابع طبیعی غرب مازندران و دانشگاه افسری نیروی دریایی در این شهرستان ساحلی واقع شده است، مهم ترین جاذبه گردشگری این شهرستان پارک جنگلی سی سنگان است که با اتصال جنگل، دشت و دریا به هم، منظره ای بدیع را به تماشا می گذارد.از دیگر جاذبه های گردشگری این شهرستان، می توان به دریاچه خضرنبی، دیو چشمه، بقعه سیدمحمد کیاسلطان و بقعه آرامگاهی امامزاده طاهر مطهر در بخش کجور مربوط به قرن های هفتم و نهم هجری و موزه کندلوس واقع در روستای کندلوس اشاره کرد.

     

     

    چالوس
    این شهرستان به دلیل واقع شدن بخش ییلاقی کلاردشت در آن، به عنوان یکی از زیباترین شهرستان های مازندران محسوب می شود و پایه اصلی اقتصاد آن که در ۱۸۰ کیلومتری مرکز استان قرار دارد، برپایه گردشگری است. از مهم ترین جاذبه های گردشگری شهرستان چالوس می توان به امامزاده حقانی مربوط به دوره تیموریان، بقعه امامزاده فضل و فاضل مربوط به دوران اسلامی، کاخ چایخوران، عمارت شاه چشمه، پل زغال، بنای نهارخوران، دریاچه ولشت، پارک جنگلی فین، تله کابین نمک آبرود و ییلاق کلاردشت با زیبایی های منحصر به فرد آن اشاره کرد.

     

     

    تنکابن
    تنکابن با قابلیت های کشاورزی در زمینه های تولید مرکبات، برنج و انواع گل و گیاهان زینتی در ۲۲۰ کیلومتری ساری واقع شده و در مناطق کوهستانی آن دارای مناطق بکر و بدیعی هم چون ارتفاعات ۲ هزار و ۳ هزار است که هر انسانی را به تفکر در خلقت این زیبایی ها وامی دارد. از مهم ترین جاذبه های گردشگری تنکابن می توان به قلعه تنکا، پل خشتی، قلعه گردن مربوط به دوره صفوی و آب معدنی فلکده، غار دانیال، قلعه سیالان، دشت دریاسر، آبشار فرهادجوی، پارک جنگلی چالدره و موزه تاریخی تنکابن اشاره کرد.

     

     

    رامسر
    رامسر به عنوان آخرین شهرستان مازندران در غرب این استان واقع شده است و به طور تقریبی ۲۷۰ کیلومتر با ساری به عنوان مرکز استان فاصله دارد. از مهم ترین جاذبه های تاریخی این شهرستان می توان به هتل قدیم و جدید رامسر، قلعه مارکو مربوط به قرن ششم هجری، پارک جنگلی صفارود، جواهرده و جنگل دال خانی اشاره کرد.

     

     

    نور
    این شهرستان از یک طرف به دریا و از طرف دیگر به کوه ها و جنگل های انبوه متصل است که از جمله مهم ترین جاذبه های گردشگری آن می توان به قلعه پولاد، خانه نیما، برج آرامگاهی شاهبالوزاهد، آبشار آب پری، لاویج، پارک جنگلی کشپل و پارک جنگلی نور اشاره کرد

     

    مهرپادین؛ از غنای تاریخی مهریز تا نماد عقب ماندگی
    جام جم آنلاین: مهرپادین در شهرستان مهریز از بناهایی است که پس از گذشت قرنها از زمان احداث آن از شگفتی‌ های معماری جهان به شمار می رود اما این مجموعه به دلیل بی توجهی مسئولان هم اکنون از نماد فرهنگ و تاریخ شهر به نماد عقب‌ماندگی آن تبدیل شده است.

    به گزارش مهر در مهریز، شهرستان مهریز یکی از پرقدمت‌ترین شهرستان‌های استان یزد بلکه کشور است و بناهای موجود در این شهرستان که هر یک روزگاری نمادی از غنای تاریخ و فرهنگ به شمار می‌ رفته اند، گواه این تاریخ پرقدمت است.

    مجموعه تاریخی مهرپادین در این شهرستان از آثاری است که با بناهای ارزشمند تاریخی شامل امامزاده سیدغیاث الدین، حمام، بازارچه، مسجد جامع و حسینیه و فرهنگ غنی مردم شناسی قدمتی افزون بر 600 سال دارد و نشان دهنده این غنای تاریخی است.

    این بنای تاریخی روزگاری هسته اصلی آنچه امروز شهر مهریز نامیده می شود را شکل می داده و در واقع هویت شهر مهریز از این مجموعه نشات گرفته است.

    ورود به شگفتیهای معماری در قلعه تاریخی مهرپادین و سایر بناهای این مجموعه خود مجالی جداگانه می‌ طلبد اما آنچه قرار است در این گزارش به آن پرداخته شود، سیر نزولی این مجموعه تاریخی از نماد فرهنگ و تاریخ شهر یا حتی کشور به نماد عقب ماندگی یک شهر است.

    مهرپادین با وجود تمام زیبایی و شکوه خود متاسفانه چند سالی است که به سبب بی توجهی و بد سلیقگی مسئولان شهرستان مهریز نه تنها جایگاه فرهنگی و تاریخی اصیل خود را از دست داده است بلکه با وضعیت اسفباری که اکنون دارد از دیدگاه مردم منطقه به نمادی از عقب ماندگی شهر مهریز و معضلی برای این شهرستان تبدیل شده است.

    ضعف عملکرد مسئولان شهرستان مهریز در حوزه های مختلف اعم از فرمانداری، میراث فرهنگی، شهرداری، اوقاف، بهداشت و ... دست به دست هم داده و به جای اینکه این سرزمین خفته بر گنجینه های تاریخی را احیا کند، کمر به نابودی آن بسته است.

    مغازه های متروکه با وضعیت بهداشتی بسیار بد و به وجود آوردن فضایی خوف انگیز در درون بازارچه، جمع آوری زباله در بخشهای مختلف این بنای عظیم و ارزشمند، تجمع اراذل و اوباش و معتادان تزریقی در این مکان و ... همه و همه سبب شده تا این بنای تاریخی به بدترین شکل ممکن موجب نگرانی مردم و لکه ننگی بر پیشانی مهریز تبدیل شود.

    مردم ساکن در اطراف این بنای تاریخی بارها که آخرین آن شش سال پیش بود با همت خود به طور خودجوش حرکتی در جهت ساماندهی و احیا این مجموعه کهن انجام دادند که به رغم اندکی کج روی در مجموع مثبت و مفید بود و امیدهایی در دل این بنای تاریخی تازه شده بود و می رفت تا مجموعه مهرپادین دست کم بخشی از حیثیت و رونق گذشته خود را دوباره به دست آورد.

    اما مسئولان مربوطه به جای مدیریت و هدایت این موج غیرت مردمی برای آبادانی میراث کهن خود، با اشکال تراشی های بی مورد، آتش همت مردمی را با وعده های تو خالی و پشت هم اندازی و شانه خالی کردنهای کودکانه خاموش کردند.

    مسئولان مرتبط در دوره‌ های مختلف نه تنها اقدامی برای ساماندهی مجموعه به عمل نیاوردند بلکه با بدعت های پیاپی خود بالاترین سرمایه خویش که همان اعتماد مردم بود را نیز از دست دادند و در ازای آن به استقبال ناامیدی روز افزون مردم از عملکرد مجموعه دولتی خویش رفتند.

    مردم مهریز برای احیا بنایی که گویا ارزش آن را بیشتر از برخی مسئولان درک می‌ کردند، خواسته های به حقی داشتند که از آن جمله می توان به تکمیل طرح ساماندهی مجموعه تاریخی مهرپادین اشاره کرد.

    این مهم در حوزه وظایف میراث فرهنگی است و نیاز است تا این بنای تاریخی با تعیین تکلیف مغازه های متروکه بازارچه که از نظر بهداشتی در شرایط بسیار بدی به سر می برد هر چه سریع تر نسبت به آغاز عملیات اجرایی طرح ساماندهی و محوطه سازی مجموعه اقدام شود.

    به طور قطع ساماندهی این مجموعه عظیم از عهده میراث فرهنگی به تنهایی خارج است و نیازمند تلاش جمعی مسئولان شهرستان مهریز است.

    البته به تازگی در بخشهایی از این بنا اقداماتی صورت گرفته که به نظر می رسد اگر این روند ادامه داشته باشد شاید مهرپادین دوباره بتواند نفسی تازه کند و دوباره بر بلندای تاریخ خود ببالد که از جمله این اقدامات می توان به تبدیل حمام این مجموعه به رستوران سنتی اشاره کرد.

    در این رستوران که به دست بخش خصوصی اداره می شود تلاش شده با حفظ وضعیت بنا و مرمت و بازسازی بخشهایی از آن، مردم این شهرستان همچنین مسافران و گردشگران بیشتر به سمت این گنجینه تاریخی جذب شوند.

    یکی از کارشناسان اداره میراث فرهنگی استان یزد در این زمینه اعلام کرده است: مدتی است طرح احیای مجموعه مهرپادین به صورت پیش طرح تهیه شده و مرمتهای مورد لزوم و اضطراری در این مجموعه انجام می شود.

    وی افزود: این مرمت ها به ویژه در عناصر شاخص مجموعه مهرپادین انجام می شود اما به دلیل کمبود منابع مالی زمان پایان اجرای این طرح مشخص نیست.

    وی خاطرنشان کرد: عملیات اجرایی حسینیه‌ این مجموعه شامل اجرای پشت ‌بند پشت دیوار ضلع غربی حسینیه، آجرفرش پشت بام، آجرفرش کف حجره‌ها، دوخت و دوز ترک‌ ها و اجرای پله ‌ها به ‌صورت هره با هزینه ‌ای حدود پنج میلیون تومان انجام شده است.

    نویسنده . سعدی

    + نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 5:17  توسط مجتبی اختیاری   | 


    دانـشـمـندان ايـرانـي دوران بـاسـتـان
    شامل ایرانیان مهندس ، ستاره شناس ، شیمیدان ، ریاضیدان ، فیزیکدان ، صنعتگر ، پزشک ، جغرافیدان ،

    فیلسوف ، طبیعی دان ، مخترع ، مکتشف و نظریه پرداز



     

    دانـشـمـندان  ايـرانـي  دوران  بـاسـتـان

    شامل ايرانيان مهندس ، ستاره شناس ، شيميدان ، رياضيدان ، فيزيكدان ، صنعتگر ، پزشك ، جغرافيدان ، فيلسوف ، طبيعي دان ، مخترع ، مكتشف و نظريه پرداز

    قبل از حمله اعراب و دوره اسلامي :

    اسكيلاس- دوره هخامنشي (زمان حكومت داريوش از سال 486- 521 ق.م.) دريا نورد و مكتشف و مهندس سازنده قنات
    ستاسپ- دوره هخامنشي ( زمان حكومت خشايار شاه 2466-486 ق.م.)  دريا نورد و مكتشف
    بوبراندا-دوره هخامنشي (زمان خشايار شاه) مهندس
    آرتاخه-دوره هخامنشي (زمان خشايار شاه) مهندس و سازنده كانال آتوس
    استانس- دوره هخامنشي شيميدان و استاد دموكريتوس
    برازه- دوره ساساني (زمان فرمانروائي اردشير( 241-226 م) مهندس و احيا كننده شهر فيروز آباد
    برانوش- دوره ساساني- سازنده شادروان شوشتر
    فرغان- دوره ساساني- سازنده تاق كسرا
    جهن برزين- دوره ساساني - سازنده تخت (تاقديس)
    شيده- دوره ساساني - سازنده كاخ خورنق

    ابولؤلؤ(فيروز) -  قاتل عمربن خطاب (خليفه اعراب و متجاوز به ايران) - هنرمند ، صنعت كار و سازنده آسياهاي بادي

     


    بعد از حمله اعراب و دوره اسلامي :

    روزبه- دوره خلافت عمربن خطاب - طراح شهرهاي بصره و كوفه
    يعغوب بن طارق- (مرگ در 796 م / 180 ه )احتمالا از نژاد ايراني ستاره شناس
    نوبخت - ( مرگ 770776 م / 171-170 ه) ستاره شناس و مهندس ايراني كه تحت سر پرستي خالد بن برمك كه وي نيز ايراني بود طرح بغداد را انجام داد
    ماشاءالله (مناسه) - ( مرگ در 815 يا 820 م ) يهودي ايراني الاصلي كه در پروژه شهر بغداد با نوبخت همكاري ميكرد
    ابوسهل فضل بن نوبخت - ( مرگ در 816-815 م / 201-200 ه)از خاندان نوبختي ستاره شناس و كتابدار هارون الرشيد
    ابو موسي جابرين حيان - در 160 هجري قمري در كوفه بر آمد - اهل توس ، شيميدان و كاني شناس و ستاره شناس
    بنو موسي ( محمد ، احمد و حسن ) - سده سوم هجري - خراساني الاصل ، مهندس مكانيك ، هندسه دان ، و رياضي دان
    ابو سعيد ضرير جرجاني (گرگاني ) مرگ در ( 846-945 م /232-231 ه) ستاره شناس و رياضي دان
    سهل طبري - در اوايل سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) بر آمد - اهل طبرستان ( تبرستان ) ستاره شناس وپزشك
    احمدبن محمد نهاوندي ( مرگ در 835 تا 845 م / 221 تا 231 ه) - در جندي شاپور بر آمد - ستاره شناس م مؤلف زيج
    يحيي بن ابي منصور ( مرگ در 831 م / 216 ه ) از نژاد ايراني كه در بغداد بر آمد ستاره شناس و مؤلف زيج، نوه اش هارون بن علي هم ستاره شناس و مؤلف زيج بود
    خالد بن عبدالملك مرورودي - اهل مرورود در خراسان بزرگ - در زمان مامون خليفه عباسي بر آمد - ستاره شناس بود و پسرش محمد و نوه اش عمر هم منجم بودند
    ابوالعباس احمد بن محمد بن كثير فرغاني - اهل فرغانه در ماوراء النهر (ورا رود ).در زمان مامون برآمد - ستاره شناس و نظريه پرداز نجومي
    عمربن فرخان طبري - ( مرگ در 815 م / 200 ه) از مردم طبرستان - ستاره شناس و معمار
    محمد بن عمربن فرخان طبري - پسر شخص بالا درآغاز سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) بر آمد . ستاره شناس و مؤلف نجوم
    ابو معشر جعفر بن محمد بن عمر بلخي - ( 272 - 172 ه ) ( 886- 786 م ) اهل بلخ در خراسان بزرگ - ستاره شناس و نظريه پرداز در نجوم .
    سهل بن بشر ( يا سهل بن حبيب بن هاني ) - در نيمه اول سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) در خراسان بر آمد . ستاره شناس و منجم
    علي بن سهل بن طبري- ( سده نهم ميلادي / سده سوم هجري ) مؤلف فردوس الحكمه در طب و هوا شناسي ، نجوم
    محمد بن عيسي ماهاني ( مرگ در 874 تا 884 ميلادي / 261 تا 271 ه ) اهل ماهان كرمان ، رياضي دان و ستاره شناس و مهندس .معادله درجه سوم موسوم به معادله ماهاني از اوست
    فضل بن حاتم نيريزي -( مرگ در 922 م / 310 ه ) رياضي دان ، هندسه دان و ستاره شناس
    ابوبكر حسن بن خصيب - در اواخر سده نهم ميلادي ( سوم هجري ) بر آمد . ستاره شناس از نژاد ايراني بود
    ابوبكر زكرياي رازي - ( مرگ در 924- 923 م / 312 - 311 ه ) فيزيك دان ، شيمي دان و پزشك و مهندس و فيلسوف - كاشف الكل
    احمد بن داوود دينوري ( 210 / 200 تا 282 ه 825 - 815 تا 895 م ) در دينور اصفهان بر آمد . ستاره شناس ، مورخ ، رياضي دان ، گياه شناس و لغت نويس
    ابو نصر محمد فارابي .(340/339- 258/257 ه51/950-71/870 م) زاده فاراب تركستان -فيزيكدان،موسيقي شناس،فيلسوف ايراني
    احمدبن سهل بلخي(934م/323ه) زاده شاستيان بلخ ،رياضيدان وجغرافي دان
    مطهر بن طاهرمقدسي-(356ه 966م) دربست سيستان برآمد- دايره المعارف نويس وبازگوكننده اعداد بزرگ هندي
    يقبوب بن محمد رازي-كه ابن نديم وي رااز مهندسان و محاسبان دانسته است
    استخري(اصطخري)- وي را نيزابن نديم از محاسبان ومهندسان بشمار آورده است
    محمد بن لره- اهل اصفهان بوده ودر فهرست ابن نديم در زمره مهندسان و محاسبان بشمار آورده شده است
    محمد بن احمد كاتب خوارزمي- از دايره المعارف نويسان سده چهارم هجري است.كاتب مفاتيح العلوم وي شامل مباحثي در حساب،هندسه،نجوم،موسيقي،مكانيك و شيمي
    اخوان الصفا- گروه از مهندسان و دانشمندان و فيلسوفان كه در سده دهم ميلادي( سده چهارم هجري) بر آمدند. بعضي از اعضاي اين گروه مخفي مثل ابو سليمان محمد بن بشير بستي مقدسي، ابو الحسين علي بن هارون زنجاني و محمد بن احمد نهرجوري ايراني بوده اند آنان دايره المعارفي شامل كليه شعب معرفت پديد آوردند
    ابو جعفر خازن-زاده خراسان( مرگ در 350/360/ه961/ 971 م) رياضي دان و ستاره شناس
    ابو الفتح اصفهاني- رياضيدان سده چهارم هجري
    ابو سهل ويجي بن رستم كوهي-(سده چهارم هجري) اهل طبرستان ، رياضي دان،مهندس، ستاره شناس. وي رهبر ستاره شناسان در رصد خانه اي بود كه شرف الدوله ديلمي ساخته بود
    ابو سعيد احمد سنجري- (415-340ه)(1024-951م) رياضي دان
    عبدالرحمن بن عمر صوفي رازي،زاده ري(376-291ه)(986-903م) ستاره شناس
    ابو نصر محمد بن عبدالله(كلو اذاني)- از دودمان اردشير بابك كلواذاني(تولدش پيش از سال سيصد هجري) از جمله رياضي دانان
    ابو حامد احمد بن محمد صاغاني-(مرگ در 380ه 990 م) از مردم صاغان مرو ، رياضيدان- ستاره شناس، مخترع و سازنده اسطرلاب و ديگر ابزارهاي نجومي
    ابو الرضا عباس بوزجاني- ( 388/387-329ه)(998/997-940م) زاده بوزجان در حوالي نيشابور ، رياضيدان، هندسه دان، مهندس، ستاره شناس و نظري پرداز در نجوم
    ابو منصور موفق-(سده چهارم هجري) شيمي دان و دانشمند و علم مواد
    ابو نصر اسمعيل بن حماد جوهري-(مرگ در 393ه 1002م) زاده فاراب و مقيم نيشابور. لغت نويس و مبتكرانديشه هاي پرواز
    فارابي،ابو نصر(مرگ در 340/339 هجري يا 951/950م) دانشمند و فيلسوف ، در طبقه بندي علوم و در تبيين قوانين صوت و در تعريف دانش ها نقش عمده اي داشت
    ابوريحان محود بن احمد بيروني- ( 440-363 هجري)(1048-973 م) ايراني نژاد زاده خوارزم، رياضيدان،زمين شناس، جغرافي دان،جهانگرد، فيلسوف،و نظريه پرداز در علوم طبيعي ودانشمند علوم تجربي
    ابو علي حسين بن عبدلله بن سينا- (427-370 هجري)(1037-980 م) زاده افشنه در بخارا كه در همدان درگذشت. رياضيدان،زمين شناس،فيزيكدان،پزشك، فيلسوف
    ابوبكر محمدبن حسن حاسب كرجي-( مرگ در 421/420 هجري 1030/1029 م) رياضيدان ايراني صاحب كتاب نسوي نامه
    عمر بن ابراهيم خيامي (عمر خيام)(517/516-440/430هجري)(1124/1123-1048/1038 ميلادي) زاده نيشابور ،رياضيدان،ستاره شناس،شاعر و فيلسوف
    عبدالرحمن خازني-فيزيك دان و مخترع برآمده در خراسان بزرگ در ابتداي سده ششم هجري
    ابوبكر علي بن محمد خراساني - شيميدان ايراني كه بقول ابن نديم و بگفته كيمياگران به كيميا دست يافت
    بديع اسطرلابي(مرگ در بغداد در 1140/1139 م) اهل اصفهان- ستاره شناس و سازنده اسطرلاب
    محمد بن احمد خرقي-(مرگ در مرو در 1139/1138م) ستاره شناس، جغرافي دان ايراني كه نظريه اي در باب چگونگي حركت ستارگان نيز ارائه داده است
    مويد الدين طغراني(مرگ در 1112/1111م) زاده اصفهان - شاعر و شيميدان ايراني
    عبدالملك بن محمد شيرازي- رياضيدان و ستاره شناسي كه در نيمه دوم سده دوازدهم ميلادي(ششم هجري) برآمد
    محمد بن ابوبكر فارسي-رياضيدان و ستاره شناس ايراني نيمه دوم سده سيزدهم ميلادي(هفتم هجري)
    المظفر-(سده ششم هجري) اهل توس ،مخترع گونه اي از اسطرلاب خطي
    نصرالدين طوسي-( 672-598 هجري) اهل توس ، رياضيدان، ستاره شناس،دانشمند علم مواد
    قطب الدين شيرازي-(1236-1311م)-رياضيدان،ستاره شناس، نور شناس، پزشك، فيلسوف ايراني
    محمد ابن اشرف شمس قندي- رياضيدان و ستاره شناس سده سيزدهم ميلادي (هفتم هجري)
    شمس الدين محمد بن ايوب دينسري-(سده هفتم هجري)- دايره المعارف نويس و نگارنده كتاب نوادر التبا در لتحفه البهادر كه شامل مباحثي از علوم طبيعي است
    غياث الدين جمشيد محمد طبيب ( الكاشي) - (790-832 هجري قمري) از مردم كاشان، رياضيدان و محاسب
    محمد حافظ اصفهاني (نتيجه الدوله) سده دهم هجري ، مولف رساله هايي در انواع دستگاههاي مكانيكي
    حسين معمار-معمار بقعه هارون در سال 918هجري
    بهاالدين عاملي-(1031-953هجري) رياضيدان، معمار، فيلسوف
    احمد معماري لاهوري و برادرش استاد حميد لاهوري- سده يازدهم هجري معماران ايراني سازنده تاج محل در هندوستان

    ارسال شده توسط عظيمي

    + نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 5:4  توسط مجتبی اختیاری   | 

    آثار سخنسرایان پارسی‌گو

    منبع گنجور

    + نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 4:54  توسط مجتبی اختیاری   | 


    شامل تالار ، موزه ، سر سرای ورودی ، تالار آيينه ، تالار برليان ، تالار بلور و تالار عاج است که تالار بلور پيش از ديگر قسمتهای کاخ احداث شد . تخت طاووس از آثار مشهور ارگ سلطنتی تهران است و معروف است که نادر شاه آن را از هند به غنيمت آورد .

    شمس العماره :
    ناصرالدين شاه در سال ۱۲۸۴ فرمان ساختن قصر شمس العماره را به معيرالممالک داد . اين کاخ که در انتهای گلستان و در شرق عمارت ديوان خانه قرار دارد عمارتی رفيع و بلند است با دو برج که از سمت خارج قصر يعنی طرف بازار منظره ای بسيار جالب دارد . معماری اين بنا ترکيبی از معماری ايرانی و اروپايی است .

    کاخ سرخه حصار (ياقوت ):
    کاخ سرخه حصار که به نام کاخ ياقوت هم خوانده می شود از ساختمانهايی است که در اواخر قرن ۱۳ و در زمان ناصرالدين شاه ( ۱۳۰۳و ۱۳۰۲ ه.ج ) در محل سرخه حصار ساخته شده . اين کاخ سلطنتی شامل دو دستگاه عمارت به نام کوشک بيرونی و حرم خانه و در مجموع در حدود ۲۰۰ اتاق داشت

    کاخ صاحبقرانيه:
    ميان باغی وسيع در يکی از کاخ های مجموعه نياوران ، در شمال شرقی تهران ساختمانی قرار دارد که قديمی ترين کاخ اين مجموعه است و تاريخ ساخت آن به عهد فتحعلی شاه مربوط می شود . علاوه بر حوض خانه وکرسی خانه بی مانند صاحبقرانيه از تالارهای مهم آن می توان جهان نما و آيينه را نيز نام برد که با تابلوهای نقاشی گرانبها و اشياء بسيار نفيس تزئين شده است . اين کاخ اکنون تنها برای بازديد ميهمانان رسمی باز است . برنامه های تلويزيونی زيادی ( اميرکبير ، ميرزا کوچک خان و ...) در اين کاخ فيلمبرداری شده است .

    کاخ مرمر :
    اين کاخ به دستور رضا شاه پهلوی ساخته شده است و احداث آن ۳ سال طول کشيد . معماری آن آينده ای از سبکهای شرقی و غربی است . اين کاخ از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۹ موزه بوده است . تخت مرمر يا تخت سليمان در وسط ايوان کاخ مستقر گرديده که ساخت آن بدستور فتحعليشاه قاجار بوده است

    کاخ بهارستان:
    اين بنا در قرن ۱۳ هجری قمری به همت ميرزا حسين خان سپهسالار ، صدر اعظم ساخته شده و پس از مشروطيت به مجلس شورای ملی ايران واگذار گرديد . تالار و سالنهای اين بنا به طرز زيبا و موزونی تزئين شده و يکی از نمونه های با ارزش است .


    مجموعه فرهنگی تاريخی سعدآباد:
    مجموعه کاخ موزه هاي سعد آباد در خيابان دربند براي ديدار عموم طراحي و آماده گرديده است . در اين مجموعه 18 کاخ موزه وجود دارد .


    زندان هارون:
    بنای تاريخی زندان هارون که در ده کيلومتری جاده تهران به خراسان ، در دامنه کوههای مسکر آباد واقع است .از سنگهای نا منظم سياه رنگ با ملاط گچ و تاق آجری ساخته شده است . اين بنای شگفت که در قرن ۴ هجری ساخته شده است به دوران آن بديه مربوط است .


    قلعه طبرک و بارو و حصار قديم:
    اين بارو و حصار شهر ، از آثار بر جای مانده دوران خلفای عباسی و مهمترين آثار اسلامی ری است که شامل يک رشته ديوارهای خشتی و سنگی است . داخل حصار بنايی به نام طبرک وجود داشت که به دستور طغرل سلجوقی منهدم شد . در بالای کوه نقشی از بهرام گور بود که بعدها در دوران قاجاريه صورت فتحعليشاه رابه جای آن تراشيدند .

    برج نقاره خانه:
    بقايای برج نقاره آجری نقاره خانه که دارای هشت ترک است ، بر فراز کوهی در
    شهر دری به همين نام باقيست . اين برج از بناهای عهد سلجوقی است و پژوهش ها و
    کاوش های علمی نشان داده است که محل برج ، نقاره خانه آرامگاه يکی از شهرياران سلجوقی بوده است .

    غار گل زرد :
    سطح درون اين غار پوشيده از کربنات کلسيم است که با روشنايی فانوس درخشندگی شگفتی را در غار جلوه گر می سازد .

    غار رود افشان:
    اين غار در دهکده رود افشان قراردارد درون غار پوشيده ازموادآهکی است که بصورت قنديل ازسقف آويزان شده است .

    غار بورنيک:
    اين غار در نزديک روستای هرانده واقع است در فصل تابستان درون غار بسيار خنک و دلپذير است .

    غار بيوک آقا :
    اين غار در در مسير جاده کن قرار دارد که پس از گذشت از امامزاده داوود به آن می توان رسيد.

    غار يخ مراد :
    در فصل بهار گياهان معطر کوهستانی اطراف محوطه بيرون غار را می پوشاند که اين منظره برای بازديدکنندگان از غار بسيار ديدنی است .

    دماوند :
    قله دماوند در ۷۵ کيلومتری شمال شرق تهران است و بلندترين قله رشته کوههای البرزاست .از گستره های جذاب آن ناحيه لاريجان است.

    توچال :
    دامنه جنوبی البرز که به کوهستان توچال شهرت دارد و پيست اسکی توچال نيز تنها مکان قابل اسکی روی برف اين منطقه است

    قله کلک چال :
    اين قله در ارتفاع ۲/۶۰۰ متری از سطح دريا قرار دارد اين پناهگاه دارای تاسيسات و تجهيزات آب وبرق است.

    پناهگاه شير پلا:
    اين پناهگاه در ارتفاع ۲/۷۵۰ متری از سطح دريا قرار دارد و مسيرهای آن عبارتنداز سربند و پس قلعه و آبشار دوقلو .

    پناهگاه پلنگ چال:
    اين پناهگاهدر ارتفاع ۲۵۵۰متری از سطح دريا قرار دارد و مسير آن از درکه است .

    دره جاده چالوس :
    اين دره که در مسير جاده کرج به چالوس قرار دارد يکی از زيباترين دره های ايران وشايد جهان به شمار می آيد .

    دره اوين :
    درکه اين دره که در شمال تهران واقع است ابتدای مسير دره در روستای درکه قراردارد که يکی از خوش آب و هوا ترين مناطق به شمارمی رود .

    دره کن:
    سولقان اين دره در شمال شرقی تهران قرار دارد و رودخانه کن که از بلنديهای شمال البرز سرچشمه می گيرد در مسير آن قرار دارد .

    دره اوشان فشم :
    اين دوناحيه به ترتيب در ۳۰ و ۳۵ کيلومتری شمال شرق تهران قرار دارند .

    کردان ،واريان ، ارنگه :
    هتل واريان در کنار جاده چالوس قراردارد و امکاناتی برای قايقرانی و اسکی روی آب فراهم آمده است

    غار گل زرد:
    غار گل زرد در دشت زيبای لار هر ساله ميزبان کوهنوردانی است که قصد در نورديدن ارتفاعات دماوند را دارند .

    غار رود افشان :
    اين غار در دهکده رود افشان شهرستان دماوند و در کوهستان البرز مرکزی واقع است .

    غار بورنيک :
    اين غار در جاده دماوند - فيروزکوه نزديک روستای هرانده واقع است .
    .
    عمارت باغ فردوس:
    اين عمارت در باغ گسترده و پر درختی قرار دارد که توسط معير الممالک ساخته شده است اين بنا درقرن ۱۲ ( ه.ق ) ساخته شده و به سبب زيبايی و سرسبزی که داشت به باغ فردوس معروف شد محل اين عمارت در تجريش است

    درياچه تار و ممج :
    اين منطقه دارای آب وهوايی کوهستانی است و برای تفريحات آبی از جمله شنا و قايقرانی مناسب است .

    درياچه سد امير کبير :
    هوای اين منطقه در تابستانها خنک و مطبوع است در اين فعاليتهای تفريحی با کايت انجام می شود .

    درياچه سد لتيان :
    اين سد علاوه بر زيبايی های طبيعی خود محل مناسبی برای پرورش انواع ماهی است .

    رودخانه کرج:
    اين رودخانه از پر آب ترين رودخانه های استان است که از ضلع جنوبی کوهستان البرز و ۴۰ کيلومتری غرب تهران از کانون آب گير خر سنگ کوه سر چشمه می گيرد . روی اين رودخانه در کنار جاده چالوس ، سد بزرگ اميرکبيرساخته شده است و کناره های رودخانه گردشگاههايی وجود دارد .

    جاجرود :
    از مهم ترين رودخانه های استان تهران است که مانند رودخانه کرج از کوههای کلون بستک در بلندی ها ی خرسنگ کوه سرچشمه می گيرد . شعبه های فشم ، دماوند ، ميگون و آهار به اين رود می ريزند . روی اين رودخانه سدی به نام لتيان ساخته شده و مانند رودخانه کرج از گردشگاههای زيبای استان تهران است .

    طالقان رود :
    اين رود از کوههای کندوان و کهار بزرگ در شمال تهران سر چشمه می گيرد و در دره طالقان به سوی غرب جريان می يابد و سپس به سفيد رود می پيوندد . از شاخه های مهم آن علی زان ، خسبان و الموت رود است که از رودهای تخته سليمان سرچشمه می گيرد که از سواحل آن بويژه در بخش های بالا دست ، دارای ارزشهای تفريحی وجهانگردی است .

    چشمه قلعه دختر:
    اين چشمه در دو کيلومتری شمال غرب جاده تهران - آمل ، در محل پل دختر بين گردنه امام زاده هاشم و پلور در ۵۰ کيلومتری تهران واقع شده است . وجه تسميه چشمه به خاطر قلعه ای به همين نام است که کنار آن قرار دارد . آب چشمه از گروه آبهای بی کربنات کلسيم سبک و سرد و ph آن نزديک به خنثی است .اين نوع آبهای معدني برای بيماری های دستگاه گوارش ، کبد و لوزالمعده مفيد است . آبهای معدنی در درمان بيماری های مفصلی ، نقرس ، اوره بالا و دفع سنگهای دستگاه های ادراری موثرند و به سبب کمی مقدار سولفات و کلر در آن برای مصرف شيرخواران مفيد است .
    چشمه آبعلی:

    هراز چشمه آب معدنی آبعلی در شمال دهکده آبعلی در ۶۰ کيلومتری شمال شرقی تهران در کنار بستر رودخانه مبارک آباد از زمين می جوشد . آب چشمه آبعلی از گروه آبهای بی کربنات کلسيک سرد با ph متمايل به اسيد است .خواص درمانی اين آب در دستگاه گوارش کبد ، لوزالمعده و روده است . همچنين آب اين چشمه برای تنظيم کلسترول و اسيد اوريک نيز موثر است . وجود co2 در آب اين چشمه باعث تنظيم دستگاه گوارش و هضم سريع غذا می شود .

    چشمه معدنی شاه دشت - کرج :
    آب معدنی شاه دشت در ۳۵ کيلومتری جنوب کرج واقع شده و آب آن دارای سولفات سديک و کلر کلسيک سرد است اين آبها در درمان بيماريهای دستگاه تنفسی موثرند و به سبب داشتن يد برای درمان بيماريهای گواتر نيز مفيدند .

    معدنی البرز: آبعلی اين چشمه در ۶۰ کيلومتری شمال شرق تهران در دهکده آبعلی و در کنار جاده تهران - آمل از زمين می جوشد .آب اين چشمه از گروه آبهای بی کربنات و سولفات کلسيک و منيزيم آهن دار و گازدار و عاری از ميکروب است .اين آب از نظر درمانی دفع کننده مواد زايد است و روی کبد مجرای صفراوی تاثير می گذارد . همچنين به دليل وجود آهن در ترکيب آن برای درمان کم خونی مفيد است .

    آبشار لار:
    يکی از جاذبه های مهم ناحيه لار آبشار آن است که در محلی در نزديکی روستای وانا واقع شده است. اين آشار زيبايی خاصی دارد .
    آبشار دوقلو :اين آبشار در ارتفاع ۲۷۰۰ متری در زير پناهگاه شير پلا قرار دارد و يکی از زيباترين آبشارهای ناحيه شميرانات است . اين آبشار از ذوب برفهای بلندی های البرز بوجود آمده و محلی مناسب برای رفع خستگی کوهنوردان است .
    آبشار پيچ آدران: از جمله آبشارهای فصلی در استان تهران است که از ذوب برفها در بهار و تابستان پديد می آيد ودر کيلومتر ۱۵ جاده کرج - چالوس قرار دارد .

    قلعه ايرج :
    اين قلعه در شمال شرقی ورامين ، نزديک دهکده جعفرآباد است . اين قلعه يکی از بزرگترين قلعه های ايران به حساب می آيد . اين قلعه به شکل مستطيل است و ساختمان آن با خشت و گل ساخته شده است
    + نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 4:48  توسط مجتبی اختیاری   | 

    چرا خلیج فارس؟

     

    فارس بودن این خلیج مهم است؟

    به نظر شما چه اهمیتی دارد؟ حالا بگوییم خلیج فارس یا خلیج عربی... اصلا بهتر نیست که بگوییم "خلیج" بدون هیچ پسوند و پیشوندی؟ این جوری دیگه اصلا دعوامون نمیشه... یا مثل آن دوست عزیز که پیشنهاد داده بود بگوییم "خلیج اسلامی"....بهتر نیست؟ دعوای عرب و عجم را هم برای همیشه حل می کنیم؟
    اصلا یک سوال جدیدتر چرا می گوییم خلیج فارس و نمی گوییم خلیج ایرانی؟

    اول سوال آخر:
    چرا می گوییم خلیج فارس و نمی گوییم خلیج ایرانی؟

    ما ایرانی ها از زمان آریایی ها به خودمان می گفتیم ایرانی اما یونانی ها از همان زمانهای قدیم به ما می گفتند پارس. و چون کتابهای یونانی در دنیا رواج یافت، دیگر نقاط هم به ما گفتند پارس و نام این پهنه آبی هم به خلیج فارس شهرت یافت. به عنوان مثال وقتی در کتب انگلیسی زبان به نامهایی چون Persian carpet و یا Persian civilization بر می خورید آنها را باید به فرش ایرانی و تمدن ایرانی ترجمه کنید و نه فرش پارسی و یا تمدن فارسی! پس معنای خلیج فارس این نیست که این پهنه آبی فقط مخصوص فارسهاست. اینجا مخصوص همه ایرانی هاست.
    به همین علت است که در شعر عصار می خوانیم:

    وطن یعنی سرای ترک تا پارس
    وطن یعنی خلیج تا ابد فارس

    البته این امر تازگی ندارد مثلا ما به دولتی که در جزیره ای در غرب فرانسه شکل گرفته می گوییم انگلستان. در حالی که اشتباه است و باید به آن پادشاهی متحد United Kingdom بگوییم. چرا که این جزیره از چند بخش مانند انگلند، اسکاتلند و ولز تشکیل شده که انگلستان تنها به بخش انگلند آن اشاره دارد! اما دیگر این گونه مشهور شده و لذا منظور از انگلستان تمام این جزیره است و نه فقط بخش انگلند آن.
    بنابراین به خوبی مشخص است که نزاع موجود تنها یک نزاع بر سر اسم نیست که با تغییر آن به غائله خاتمه دهیم.

    اکنون سوال اول:
    چرا بر فارس بودن خلیج اصرار داریم؟

    برای این اصرار می توانیم دلایل تاریخی و سیاسی اقامه کنیم.
    دلایل تاریخی خلیج فارس را در مقاله های متعددی دیده و خوانده اید. بیش از دو هزار سال است که به این پهنه آبی می گویند خلیج فارس. برای مطالعه این دلایل تاریخی می توانید به مقالات زیر مراجعه نمایید: نگارخانه خلیج فارس و یا فارس برای همیشه. راستی چرا باید این نام دو هزار ساله را به کناری بنهیم؟
    اما دلایل سیاسی
    برای آنکه بدانیم چرا این نام اهمیت دارد باید با فضای روابط بین الملل آشنا شویم و چند مقدمه را بدانیم:

    1- در روابط بین الملل جزییات بسیار اهمیت دارند. دیپلماتها و سیاستمداران در بسیاری مواقع حرفها و مواضع خود را با تغییر جزییات به اطلاع کشور مقابل می رسانند. لذا یکی از وظایف سفرا و دیپلماتها رصد کردن جزییات بعضا ریزی است که به چشم ما نمی آید. مثلا ممکن است برخی تصور کنند که سفر روسای جمهور به دیگر کشورها مانند زمانی است که ما به مهمانی اقوام خود می رویم، در حالی که بر سر جزییات یک سفر یا دیدار دیپلماتیک ساعتها بحث و گفتگو میان مقامات تشریفات کشورها رخ می دهد. مثلا اینکه رییس جمهور کشور میزبان در فرودگاه به استقبال رییس جمهور دیگر بیاید و یا اینکه در کاخ خود به انتظار بنشیند معناهای متفاوتی را مبادر می کند. حال اینکه در کاخ خود و در اتاق پذیرایی بنشیند، یا به درب کاخ بیاید، یا از پله های کاخ پایین بیاید و یا اینکه صبر کند رییس جمهور مهمان از پله ها بالا بیاید و... اینها همه معنا دارد. آیا او را به عصرانه دعوت کند و یا به شام، و یا اصلا دعوت نکند، دلالتهای گوناگونی دارد.
    به این ترتیب می بینید که در روابط بین الملل تمام جزییات مهم است. دیپلماتها با تغییرهای عملی در جزییات با هم حرف می زنند. نوع و سطح روابط دو کشور را از نوع دیدارها و این گونه جزییات می توان حدس زد. اکنون که به اهمیت جزییات پی بردیم می فهمیم که موضع گیری در روابط بین الملل ساده نیست. وقتی نمی توان از جزییات گذشت چگونه می توان به تغییر نامی با قدمت بیش از دو هزار سال بی تفاوت بود؟

    2- بسیاری از اقدامات در روابط بین الملل برای آزمایش و تست طرف مقابل صورت می پذیرد. علاوه بر این روابط بین الملل مانند زندگی شخصی نیست که وقتی به خواسته آن دولت تن دادید آن دولت از شما تشکر کند و برود سراغ کار خودش! بلکه بلافاصله خواسته بعدی را مطرح می کند. بنابراین شما تنها زمانی باید به خواسته یک دولت تن دهید که مطمئن باشید ادامه مقاومت به ضرر شما تمام می شود. مثلا اگر ما در برابر تغییر نام خلیج فارس کوتاه آمدیم، بلافاصله مساله جزایر سه گانه و ادعای امارات برای تصاحب آنها جدی تر می شود و اگر در این مورد کوتاه آمدیم ادعاهای بعدی مطرح می شود.
    برخی رسانه های قطری ادعایی را مطرح کرده اند که تمام جزایر خلیج فارس به اعراب تعلق دارد و ایران آنها را تصرف کرده است! در حالی که اساساً تاریخ برعکس آن را نشان می دهد. کافی است نگاهی به نقشه های تاریخی بیندازیم تا ببینیم که اساسا همین قطر و امارات و... نیز بخشی از قلمرو ایران بوده اند. به عنوان مثال به نقشه ایران در زمان ساسانیان دقت کنید:

    بنابراین به خوبی مشخص است که نزاع موجود تنها یک نزاع بر سر اسم نیست که با تغییر آن به اصطلاح به غائله خاتمه دهیم.

    3- بسیاری از جزییات و دعواهایی که در نظام بین الملل مشاهده می شوند، اگرچه ظاهری ساده دارند اما نشانگر درونی متلاطم و نزاع های ساختاری هستند. به قول شاعر: رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون.
    اختلاف ما و کشورهای عربی بر سر نام این پهنه آبی نیست بلکه اختلاف بسیار ریشه ای و چند بعدی است. برای دانستن منشا این اختلاف به مقاله زیر مراجعه نمایید: اختلاف ما و اعراب، چرا؟

    حمید نساج
    گروه جامعه و سیاست

    *******************************

    اسناد فارس بودن خلیج

    نقشه‌ای اروپایی از قرن ۱۶ میلادی؛ نام «خلیج فارس» به لاتین Sinus Persicus در سمت راست پایین نقشه دیده می‌شود.

     

    نقشه‌ای اروپایی از سال ۱۷۱۹ میلادی که نام «خلیج فارس» را نشان می‌دهد.

     

    نقشه بریتانیایی چاپ ۱۸۰۸ میلادی که نام «خلیج فارس» را نشان می‌دهد.

     

    نقشه‌ای که توسط استخری جغرافیدان ایرانی در قرن ۹ میلادی در کتاب الاقالیم رسم شده است، و در آن نام «دریای فارس» (بحر فارس) برای خلیج فارس بکار رفته است.

     

    نقشه‌ای فرانسوی از سال ۱۵۴۰ میلادی که نام «خلیج فارس» را نشان می‌دهد.

     

    نقشه‌ای اروپایی از سال ۱۵۳۱ میلادی که نام لاتین «خلیج فارس» را نشان می‌دهد.

     

    نقشه‌ای که سباستین مونستر در سال ۱۵۸۸ میلادی رسم کرده، و نام «خلیج فارس» را نشان می‌دهد.

     

    sinus pericus (خلیج فارس) در نقشه مفصل دریانوردی خلیج فارس
    ترسیم جان تورنتون ( حدود 1652-1701 میلادی )
    تاریخ ترسیم نقشه 1699 میلادی

     

    persicus sinus (خلیج فارس) در نقشه منطقه هرمز ormus regnum
    تهیه شده توسط پترتوس برتیوس ( 1569-1629 میلادی)
    تاریخ ترسیم: 1610 میلادی

     

    صوره بحر فارس ( نقشه دریای فارس )
    از ابواسحق ابراهیم الفارسی استخری ( قبل از 318-346 ه.ق / 930-957 م )
    نقل از نسخه خطی ( 726 ه.ق ) المسالک و الممالک به خط ابن ساوجی، موزه ملی ایران

    + نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 4:46  توسط مجتبی اختیاری   | 

    + نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 3:35  توسط مجتبی اختیاری   | 

    من 71 ساله هستم و چهل سال پیش كه 31 ساله بودم با همسرم كه آن زمان 19 ساله بود، ازدواج كردم و از همان اولین ماههای پس از ازدواج، زمانی كه متوجه شدیم ...
     ناامید شده بودیم
    من 71 ساله هستم و چهل سال پیش كه 31 ساله بودم با همسرم كه آن زمان 19 ساله بود، ازدواج كردم و از همان اولین ماههای پس از ازدواج، زمانی كه متوجه شدیم بچه دار نمیشویم از راههای مختلف و روشهای درمانی متفاوت سعی در رفع این مشكل داشتیم. ابتدا به توصیه اقوام و اهالی روستا انواع و اقسام داروهای گیاهی و انواع خوراكیهای مختلف را مصرف كردیم ولی هیچ یك مثمرثمر واقع نشد تا آنكه تصمیم گرفتیم برای معالجه نزد پزشك برویم، به پزشكان زیادی در همه جای ایران مراجعه كردیم. بارها و بارها به تهران، شیراز، اهواز، اصفهان و شهرهای مختلف رفته و تحت روشهای درمانی متفاوت قرار گرفتیم كه هیچ یك مثمرثمر واقع نشد و این اتفاق 39 سال طول كشید و دیگر از بچه دار شدن ناامید شدیم و 10 سالی بود كه نزد هیچ پزشكی نمیرفتیم، تا آنكه سال گذشته یك زوج نابارور در روستای ما توسط خانم دكتر «شهناز فشاركی» درمان شدند، من به همسرم گفتم؛ درست است كه ما پیر شده ایم و مدتی است كه از فكر بچه دار شدن بیرون آمده ایم اما خوب است كه این دكتر را هم امتحان كنیم و بدین ترتیب با امید و آرزوی فراوان به مطب ایشان رفتیم و به یاری خدا این بار به آرزویمان رسیدیم.

     به هم علاقه داشتیم

    از وی پرسیدیم سال های آغازین زندگی مشترك، زمانی كه متوجه شدید بچه دار نمیشوید، چه حسی داشتید؟ همسرش گفت: این مسئله در بسیاری از خانواده ها موجب از هم پاشیدن زندگی میشود به خصوص در روستاها كه حساسیت روی این موضوع شدت بسیار بیشتری دارد و معمولا همه آشنایان طلاق و ازدواج مجدد را پیشنهاد میكنند اما ما به دلیل علاقه ای كه به همدیگر داشتیم، تصمیم گرفتیم به زندگی مشترك خود ادامه دهیم و بارها و بارها دورترین مسیرها را از روستای خود كه دارای مسیری سخت و طولانی و جاده های كوهستانی پرپیچ و خم است، پیمودیم تا صاحب فرزند شویم، اما خواست خدا این بود كه 40 سال از داشتن نعمت فرزند بی بهره باشیم.
    ما طی این سالها مخارج زیادی را متقبل شدیم و همه دار و ندار خودمان را صرف كردیم و حتی مقداری هم مقروض شدیم ولی همه اینها در مقابل لطف بزرگی كه خداوند به ما عطا فرموده، هیچ است.
    گلچهره نظریان مادر محمدحسین میگوید: الان كه خداوند محمدحسین را به من عطا كرده است احساس جوانی میكنم حس میكنم 20 سال سن دارم. محمدحسین عزیز دل من و امید زندگی من است و از خدا میخواهم كه سالهای سال برایش مادری كنم و بتوانم مادر خوبی برایش باشم و او را با تربیتی درست به ثمر برسانم. از همه میخواهم كه در زندگی صبر و امید را هیچگاه فراموش نكنند و بدانند كه برای خداوند هیچ چیزی غیرممكن نیست. از او میپرسیم: شما و  همسرتان دارای چه تحصیلاتی میباشید؟ میگوید: همسرم تا پنجم ابتدایی قدیم و من تا چهارم ابتدایی و آن هم در نهضت سوادآموزی تحصیل كرده ام.
    وقتی از وی میپرسیم شما و همسرتان چند خواهر و برادر دارید، میگوید: «من پنج خواهر و سه برادر دارم كه دو تا از این خواهرها دوقلو میباشند و همسرم نیز پنج برادر و یك خواهر دارد كه همگی فرزندان زیادی دارند.»
     
     
     نام فرزند
    ما تصمیم گرفته بودیم كه اسم او را علیرضا بگذاریم ولی زمانی كه در بیمارستان بودم خانم دكتر فشاركی به عیادت من آمدند و چون شب عاشورا بود، اسم محمدحسین را پیشنهاد كردند و ما با كمال میل قبول كردیم.
    میپرسیم آیا قبل از بچه دار شدن خوابی دیده بودید یا الهامی به شما شده بود؟ میگوید: «در نزدیكیهای شهركرد، امامزاده ای هست كه من نذر كردم كه بچه دار شوم و در آنجا خیمه ای برای امام حسین(ع) بزنم، این كار را كردم و بعد از مدتی خوابی دیدم كه آقایی به دیدنم آمدند و كاغذی به من دادند و گفتند؛ نوبت توست. این خواب را من به فال نیك گرفتم و مصمم شدم كه درمانم را ادامه دهم. من به دنیا آمدن محمدحسین را مدیون امام حسین(ع) میدانم.»
    گلچهره میگوید: وقتی فامیل و روستاییان خبر بچه دار شدن ما را فهمیدند، همه آنها خوشحال و شادی كنان به سراغ من و شوهرم آمدند و هر كدام با خود تحفه ای به همراه داشتند و به ما تبریك گفتند.

    دختر یا پسر؟
    اول از همه از خدا شاكرم كه فرزندی سالم به من عطا كرده است، ولی در اوائل بارداری ام دوست داشتم دختری داشته باشم كه نام آن را «رقیه» بگذارم، ولی بعد كه سونوگرافی انجام دادم خانم دكتر به من گفتند؛ فرزندتان پسر است تنها در آن لحظات این آرزو را داشتم كه بازمانده ای از ما به جا بماند. گلچهره خانم در پایان میگوید: «روستای ما در منطقه ای كوهستانی واقع شده است و برای رفت و آمد با سختیهای فراوانی روبه رو بودیم، این سختیها را به عشق بچ هدار شدن به جان و دل خریدیم، اما مسئله مهمتر مسئله مالی بود كه هزینه بسیار زیادی صرف كردیم و مقدار زیادی هم مقروض شدیم.»
    پزشك معالج: این مورد در هیچ كجای دنیا گزارش نشده است
    پزشك این زوج دكتر شهناز فشاركی است، او میگوید: در سن خانم نظریان بچهد ار شدن در حالت عادی غیرممكن است، ولی با توجه به اینكه ایشان بسیار امیدوار بودند و در ضمن به درمان ایمان داشتند با كمك خداوند متعال موفق به درمانشان شدیم، ناگفته نماند كه با توجه به روشهای نوین باروری كه هم اكنون در ایران  اجرا میشود، میتوانم به جرات بگویم كه نازایی دیگر هیچ معنایی ندارد پس زوجهایی كه تاكنون فرزندی نداشته اند، هیچگاه نباید امیدشان را از دست بدهند بلكه باید درمان خود را در این زمینه ادامه دهند و انشاءا... به نتیجه مطلوب دست یابند. همچنین این را هم بگویم كه بارداری در سنین بالا خطرهای بسیار زیادی هم دارد از جمله؛ مشكل كروموزومی جنین، فشارخون بالای مادر، رشد نكردن جنین، مرگ داخل رحمی، دیابت، ریسك سزارین، بیهوشی و در كل حاملگی پرخطری میباشد و پس از آن نیز ممكن است شیردهی با اشكال مواجه شود كه خانم نظریان به لطف خداوند دچار هیچگونه عارضه ای نشدند و نوزادی سالم و با وزن خیلی خوب یعنی سه كیلو و 300 گرم كه در این سن بارداری در هیچ كجا گزارش نشده است را به دنیا آوردند.
      دوباره جوان شدم
    وقتی از وی میپرسیم حالا كه پس از چهل سال به آرزوی خود دست یافته اید، چه حسی دارید؟ رجبعلی میگوید: واقعا خوشحال هستم، احساس میكنم دوباره جوان شده ام و هر دو همان عروس و داماد چهل سال پیش هستیم.
    از رجبعلی پرسیدیم آیا دوست دارید باز هم بچه دار شوید؟ كه میگوید: چرا كه نه، اگر سلامتی باشد و خدا یاریمان كند و پزشكان آن را مغایر سلامتی همسرم ندانند و او بتواند مشكلات درمان را باز هم تحمل كند، یقینا من هم با تمام وجود یاریاش میكنم. این زوج 40 ساله میگویند: خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ شاكریم هر چند كه كار پزشك معالج واقعا بینظیر بود ولی این را بدانید كه در هر كاری ابتدا خواست و اراده پروردگار لازم است.
    + نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 3:29  توسط مجتبی اختیاری   | 

    عجیب ترین طلاق و مهریه های دختران ایرانی!!
    عجیب ترین طلاق و مهریه های دختران ایرانی!!
    اینجا دادگاه خانواده است. حتی حاضریم بابتش قسم بخوریم. اینجا همه برای طلاق آمده­اند و زن­ها مهریه­شان را می­خواهند. البته شلوار هیچ مردی دو تا نشده و هوو، مادر شوهر بدجنس و مادر زن فضول خبری نیست. اینها دیگر از مد افتاده و بهانه ­ها امروزی­تر شده. مارمولک، ژل­ مو، یک کیلو خیار و …

    خرید را فراموش نکن
    برای اینکه کارتان به طلاق و دادگاه کشیده نشود توصیه می­کنیم همین الان بدون فوت وقت از میوه فروشی خانه­تان یک گونی خیار قلمی بخرید و بعد سری هم به خشکبار فروشی بزنید و هر چه دارد و ندارد بار کنید و به خانه­تان ببرید.

    چند وقت پیش زن ۲۴ ساله­ای به اسم نگار، شوهرش را دنبال خودش به دادگاه خانواده شماره دو کشاند و پایش راتوی یک کفش کرد که طلاق می­خواهد. البته او دلیل کاملاً موجهی برای این خواسته­اش داشت و به قاضی شعبه ۲۶۸ گفت: چند روز پیش از شوهرم خواستم برایم یک کیلو خیار بخرد اما وقتی به خانه آمد، دستش خالی بود.
    من عاشق خیار هستم و او علایق من را به خاطر خساست نادیده گرفت. دیگر نمی­توانم با چنین مردی زندگی کنم. واقعاً که نگار زن زجر کشیده­ای بود و حق داشت طلاق بخواهد.

    قبل از او یک زن دیگر به اسم رامونا به همین شعبه دادگاه رفته و گفته بود چون شوهرش برای او یک قوطی آبمیوه نخریده دیگر نمی­تواند او را تحمل کند و طلاق بهترین راه چاره است. حالا خودتان قضاوت کنید خیار مهم­تر است یا آبمیوه. هنوز درباره پرونده این دو زن تصمیم­گیری نشده بود که یک فاجعه دیگر در عرصه زندگی زناشویی رخ داد و مردی برای همسرش برگه زردآلو نخرید. همین شد که زن دوان دوان خودش را به میدان ونک رساند تا از شوهرش شکایت کند و حکم طلاق بگیرد.

    دست و دلبازها
    دست و دلبازی بعضی وقتها کار دست آدم می­دهد. این ماجرا را قاضی عموزادی تعریف می­کند. زن ۲۲ ساله­ای که مدت زیادی از ازدواجش نمی­گذشت تقاضای طلاق کرد.

    او توضیح داد در طول زندگی مشترک کوتاه­­شان هر وقت از شوهرش طلا وجواهر می­خواست او برایش می­خرید. گردنبند، گوشواره، النگو و …. مرد آنقدر دست و دلبازی می­کرد تا اینکه همسرش به او شک کرد و از خودش پرسید شوهرش این همه پول از کجا می­آورد.

    یک روز از سر کنجکاوی طلاها را که وزنش به یک کیلو رسیده بود به یک جواهر فروشی برد و آنجا بود که فهمید همه­اش بدلی و قلابی است. اینطور شد که کارشان به دعوا کشید و زن برای طلاق به دادگاه آمد!

    محدودیت ؛ تا چه حد
    بعضی مردان خیلی حق همسران­شان را ضایع می­کنند. باور ندارید، حرف­های فائزه زن ۲۵ ساله­ای را که بعد از ۴ سال زندگی مشترک مجبور شد مهرش را حلال و جانش را آزاد کند، بخوانید: چند روز پیش می­خواستم با اتوبوس به خانه مادرم بروم اما شوهرم گفت خودش با تاکسی من را می­رساند. برای اتوبوس سواری اصرار کردم ولی او راضی نشد و گفت حتماً باید با تاکسی بروم. این هم شد زندگی . طلاقم را بدهید، خلاص.

    البته قاضی حسن عموزادی این زن را به مدارا دعوت کرد و از خانواده­اش خواست او را آرام کنند. محدودیت­ها به همین جا ختم نمی­شود. این چند جمله را یک زن ۲۱ ساله در دادگاه خانواده گفته است؛ شوهرم مرد خوبی است و خصوصیت­های مثبت زیادی دارد اما یک اخلاقی دارد که خیلی آزارم می­دهد و باعث شده تصمیم بگیرم، از او جدا شوم. شوهر من را سینما نمی­برد. من به خاطر این محدودیت از نظر روحی آسیب دیده­ام.

    در جلسه رسیدگی به دادخواست این زن هر چه قاضی تلاش کرد او را از طلاق منصرف کند، زن حاضر نشد کوتاه بیاید.

    چند دلیل موجه
    البته همه طلاق­ها به همین آسانی نیست، بعضی­ها هم واقعاً دلیل موجه دارند. مثلاً رمضان مردی ۶۵ ساله است که بعد از ۴۵ سال زندگی مشترک با همسرش صدیقه فهمید در تمام این سالها زندگی­اش تباه کرده است به همین خاطر به شعبه ۲۶۷ دادگاه خانواده رفت و گفت: زنم ۳۵ سانتی­متر از من بلندتر است و به خاطر این اختلاف فکر می­کند خیلی از من سرتر است و دیگر مرا دوست ندارد. می­خواهم او را طلاق بدهم. بالاخره اختلاف طبقاتی (!) این زن و شوهر به زندگی مشترکشان پایان داد.

    در این گیر و دار بعضی وقتها پای جانواران هم وسط کشیده می­شود. شقایق که بعد از ۴ ماه زندگی با شوهرش دیگر جان به لب شده است به قاضی عموزادی می­گوید: شوهرم ایلیا مرد خوبی است اما یک مشکل بزرگ در زندگی ما وجود دارد ما در طبقه بالای خانه پدرشوهرم زندگی می­کنیم. یک روز وقتی داشتم ظرف می­شستم یک مارمولک دیدم. از ترس داشتم قبض روح می­شدم.

    بعد از یک دعوای مفصل قهر کردم و به خانه پدرم رفتم، اما ایلیا مرا دوباره برگرداند و گفت دیگر از مارمولک خبری نیست. او دروغ گفته بود فرادی روز آشتی کنان دوباره در خانه یک مارمولک دیدم. واقعاً این وضع غیر قابل تحمل است. لطفاً حکم طلاقم را بدهید.

    مهریه حیوانی
    پای جانوران فقط به عنوان دلیل طلاق به میان نمی­آید. بعضی از این جانوران شانس بهتری دارند و اسم­شان به عنوان مهریه در پرونده­های دادگاه خانواده ثبت می­شود. همین دو سه هفته پیش زنی به نام زلیخا به شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده رفت و مهریه­اش را اجرا گذاشت: ۱۰ راس آهوی وحشی.

    زلیخا به قاضی دادگاه گفت: من و شوهرم در یکی از شهرستان­های کوچک اطراف بوشهر زندگی می­کردیم اما اداره شوهرم را به تهران منتقل کرد. از وقتی به تهران آمدیم رفتار شوهرم عوض شد تا اینکه یک روز همسران همکارانش را به رخم کشید و گفت من عقب­مانده هستم. از این حرفش خیلی ناراحت شدم و حالا مهریه­ام را می­خواهم. اگر این زن کوتاه نیاید و به خواسته­اش پافشاری کند، مرد بیچاره باید کار و زندگی­اش را ول کند و در کوه و دشت به شکار آهو برود.

    عشق دریایی
    عاشق هم شده بودیم. هر دو خانواده برای تفریح به شمال رفته بودیم و من در ساحل داریوش را دیدم. پسر خیلی خوبی بود. در آن چند روز مفصل با هم صحبت کردیم و وقتی به تهران آمدیم قرار ازدواج گذاشتیم. پدر و مادرهایمان مخالفتی نکردند وقتی از من درباره مهریه پرسیدند چون من و داریوش کنار دریا با هم آشنا شده بودیم، مهریه­ام را ۵ هزار مرجان دریایی تعیین کردم.

    آن روزها در ابرها سیر می­کردم. چه می­دانستم دعوایمان می­شود. از کجا می­­­دانستم تا این حد با هم اختلاف سلیقه داریم، ما در هیچ زمینه­ای با هم تفاهم نداریم. کارمان شده دعوا و جنگ و جدال.
    ۵ هزار مرجان دریایی را که حق­ام است می­خواهم به اجرا بگذارم تا درس ادبی به شوهرم بدهم. اینها را زنی به اسم شیرین وقتی به دادگاه خانواده ونک آمده بود گفت و به این ترتیب اسمش در فهرست عروسانی با مهریه­های عجیب ثبت شد.

    مهریه ­های فرهنگی
    از جانوران و آبزیان که بگذریم نوبت به مهریه­ های فرهنگی میرسد. عروس خانمی که مهریه­اش یک دوره کامل آثار دکتر شریعتی بود، بعد از کلی جنجال و کشیده شدن کار به دادگاه تجدید نظر توانست طلاق بگیرد و البته در دقایق آخر قید فرهنگ را زد و مهریه­اش را بخشید تا زودتر مراحل کار انجام شود.

    البته مهریه­های فرهنگی­تری هم تا به حال در مجتمع قضایی خانواده ثبت شده است. مثلاً زنی که مهریه‌اش رونویسی از دیوان بابا طاهر بود در دادگاه اصرار کرد مهریه­اش حفظ کردن دیوان حافظ است و حالا شوهرش باید این کار را انجام بدهد. البته چون این نمونه آخر ارزش مالی نداشت و طبق قانون مهریه باید حتماً ارزش ریالی داشته باشد دادگاه خودش برای تعیین مهریه جایگزین دست به کار شد.
    + نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 3:23  توسط مجتبی اختیاری   | 

    عجيب‌ترين نام‌هاي ايراني


    «عجيب‌ترين نام‌هاي ايراني» كوششي است از خلاصه‌ي تحقيقات مركز آمار ايران در خصوص نام‌هاي نامتعارف و عجيب و غريب ايرانيان. آنچه كه در اين نوشتار كوتاه بدان پرداخته مي‌شود، نگاهي مصداقي دارد به تركيب نام‌هاي مرد/زن و بازتاب‌هاي جالب آن.


    1- نام‌هاي در تضاد با جنسيت
    تجزيه و تحليل جنسيتي نام‌هاي نامتعارف نشان مي‌دهد كه 70درصد نام‌هايي كه متناسب با زنان است براي مردان و 30درصد نام‌هايي كه متعلق به مردان است براي زنان به كار گرفته شده است.

    مصاديق نام‌ها:
    مهين‌رضا، زن، زاهدان
    سينا، زن، آمل
    پري‌تك، مرد، ميناب
    ولي‌بانو، مرد، تهران
    پريا، مرد، زابل
    ياسمين‌خان، مرد، ميانه


    2- نام‌هاي جغرافيايي
    ساختار برخي ديگر از نام‌هاي نامتعارف نشان مي‌دهد كه 70درصد از اين نام‌ها متعلق به مردان بوده و برگرفته از مكان‌هاي جغرافيايي است.

    مصاديق نام‌ها:
    آمريكا، زن، آبادان
    اروپا، مرد، همدان
    درياقلي، مرد، شهركرد
    بغداد، مرد، بندرعباس
    بوشهر، مرد، ممسني
    اهواز، مرد، اهر


    3- نام‌هاي زماني
    در ساختار بسياري از اين نام‌ها، نشانه‌هايي از فصل، ماه، هفته، و روز ديده مي‌شود. در اين نمونه نيز باز هم مردها 82درصد اين فراواني را تشكيل مي‌دهند.

    مصاديق نام‌ها:
    امروز، مرد، ميانه
    تيرماه، مرد، سراب
    روزعلي، مرد، شهركرد
    اذان وقت، مرد، اردبيل
    فوري، زن، تهران
    شب‌چراغ، زن، ايذه


    4- نام‌هاي حيواني
    ساختار اين نام‌ها برگرفته يا تلفيقي از نام‌هاي مركب يا مستقل حيوانات است. اين نام‌ها 80درصد متعلق به مردان و 20درصد متعلق به زنان است. تجزيه و تحليل اين اسامي نشان مي‌دهد كه 61درصد اسامي پستانداران، 30درصد پرندگان، 51درصد خزندگان است.

    مصاديق نام‌ها:
    پشه، مرد، سركان
    تيله‌گرگ، مرد، ياسوج
    سيدگرگ‌الله، مرد، ممسني
    ساس، مرد، شيراز
    بزعلي، مرد، درگز
    كلاغ، مرد، كهنوج


    5- نام‌هاي نباتي
    اين‌گونه نام‌ها از پسوند يا پيشوند نباتي گرفته شده است. در اين بين سهم زنان بيشتر از موارد ديگر در حدود 40درصد است. تفكيك اين نام‌ها براي مشخص شدن جنسيت بسيار مشكل است.

    مصاديق نام‌ها:
    انگور، مرد، ايرانشهر
    ترياك، مرد، رامهرمز
    زردآلو، مرد، خرم‌آباد
    فلفل، مرد، ممسني
    گيلاس، زن، اردبيل
    نخود، زن، ميناب


    6- نام‌هاي وصفي
    اين‌گونه نام‌ها از صفات مختف گرفته شده است. نسبت اين‌گونه نام‌ها در ميان مردان بيشتر از زنان است.

    مصاديق نام‌ها:
    روسپي، زن، مرودشت
    قيمتي، زن، سنقر
    سوخته، مرد، فارسان
    فقير، مرد، لنجان
    فتنه، زن، سيرجان
    قاچاق، مرد، الشتر

    + نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 3:19  توسط مجتبی اختیاری   | 

    تصاویر عجیب ترین غار ایران

    غار كتله‌خور، غاری است آهكی كه در برخی نقاط آن گل‌رس و خاكهای حاوی اكسیدآهن قابل مشاهده‌است. این غار از نظر سنی تقریباً هم‌سن غار علیصدر همدان است البته این دو غار از دو جهت با هم تفاوت دارند. یكی اینكه غار علیصدر همدان غاریست كاملاً آبی اما غار كتله‌خور زنجان غاری است تقریباً خشكی. دوم اینكه آهكهای غار كتله‌خور نسبت به آهكهای غار علیصدر بسیار خالص‌تر هستند كه این خود عاملی است جهت زیباترشدن غار، چراكه خالص بودن آهكها موجب شفافیت آنها و در نتیجه عبور نور از قندیل‌ها می‌شود.

    یك نكته جالب توجه در رابطه با غار كتله‌خور اینست كه شواهد و بررسی‌های انجام شده مؤید این موضوع است كه این غار در نهایت به غار علیصدر در همدان متصل می‌شود. همچنین یكی دیگر از عجایب و زیبایی‌های این غار تعدد طبقات آن است كه اینگونه غارها در جهان بسیار كم‌نظیر هستند. گمان می‌رود كه این غار دارای ۷ طبقه باشد كه البته تاكنون تنها ۳ طبقة آن كشف شده‌ است.

     

    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)
    تصاویر عجیب ترین غار ایران(2)

     

    منبع:

    تبیان زنجان

    + نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 3:17  توسط مجتبی اختیاری   | 

    مطالب قدیمی‌تر